مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

شناخت و آگاهی چیز خوبست، البته گر آدمی اندکی داشته باشد*شرم هم چيز خوبى ست، البته اگر آدمى اندکی داشته باشد. ع. سلیمان زاده !


 شناخت و آگاهی چیز خوبست، البته گر آدمی اندکی داشته باشد
چندى پيش نوشته اى تحت نام ؛شرم چيز خوبي ست، البته اگر آدمى اندكى داشته باشد. در سايت پژواك ايران درج شد و سپس دوست گرامى آقاى
اسماعيل يغمايى، با از خودگذشتگى و آزاد انديشى آن نوشتار را در سايت خود آوردند و به قضاوت خوانندگان گذاشتند. 
  با خواندن نظرات ديگران در زير آن نوشته بسيار كوتاه دريافتم كه ؛
هر كسى از ظن خود شد يار من       از درون من نجُست اسرار من
آنهمه تضاد و برخورد متفاوت از يك نوشته كوتاه نشان از سردرگمى جامعه به اصطلاح روشنفكر و مبارز و نشريه خوان و باسوادجامعه ما دارد. 
هر كسى برداشت خود را كرد و نتيجه گيريهاى خود را گرفت.  كسى نيز به انشاى دوران دبستان و 
مدرسه اشاره كرد و برخى دفاع عاقلانه كردند و برخى عاجلانه و عده اى بُل گرفتند و  اين نوشته را چنان توپّى در لوله توپ خود گذاشتند و به آقاى يغمايى حمله ور شدند و حسابهاى شخصى و سازمانى خود را با اين نوشته تسويه كردند !
نخست آنكه در پايان آن نوشتار  مشخص است كه منظور از اندكى شرم داشتن،  سرکار مسعود سررشته مأمور ساواك رژيم شاه بود كه با افتخار، دستگيرى و شكنجه كردن و كشتن جوانان ميهنمان در زمان شاه را در آن جلسه وظيفه ميهنى خويش تلقى كرد. آنهم در حضور كسانى كه در زمان شاه قربانى حكومت ديكتاتورى شاه بودند. 
اين كوتاه سخن براى كسانى كه ندانستند يا نخواستند بدانند.
مگر اينكه عاشقان شاه و ساواك، يعنى سازمان جهنمى رژيم شاهنشاهى ادعا كنند كه سازمان ساواك اداره صليب سرخ و يا هلال احمر  حكومت گذشته بود !
 كسى نيز  در زير نويس آن نوشتار زحمت كشيده و تايپ كرده بود كه چگونه ميشود در يك جلسه پى برد چه كسى سلطنت طلب و شاهدوست است. 
در اينجا نمى توان تك تك كامنت گذاران را پاسخ داد اما، قدر مسلم اين است كه آن جلسه در كره ماه كه تشكيل نشده بود ! در پاريس بود و ايرانيان آواره در آن جلسه نزديك اندر نزديك و يا دورا دور  از يكديگر حداقل شناختى دارند. 
در مورد كسانى همچون مجاهدين و هواداران ذوب شده در ولايت آقاى مسعود رجوى كه براى آن مقاله به به و چه چه ها زيرنويس زدند و با اشاره به آن نوشته آقاى يغمايى را بى شرم خواندند بايد فكرى بحال خود كنند و از آن قفس بسته تنگ نظريها، تهمت و بهتان زدنها خارج شوند زيرا ؛ 
آزادى بدون آزاد انديشى ميسر نيست !
با تمام احترامى كه براى برخى از هواداران سازمان مجاهدين كه قلبشان براى آزادى ايران مى طپد دارم و  آنان را انسانهاى شريفى ميدانم كه دل در گروى آزادى وطن دارند و بايد اذعان داشت كه  اينان هموطنان شريف ما و شهروندان ايرانزمين هستند اما در حلقه محاصره يك ايدئولوژى پوسيده اى هستند كه ميخواهند با شمشير زنگ زده اسلام به جنگ بقول خود اسلام خمينى بروند، آنهم با كمك عناصر دست راستى آمريكايى همچون جان بولتونها كه نمايندگان كارتل هاى نفتى و بنگاههاى تسليحاتى هستند ! 
   و بايد اعتراف كرد كه اگر كسانى همچون آقاى يغمايى به نقد گذشته خود نشستند و گذشته را چراغ راه آينده خود قرار دادند و كاستى و كجروى ها و نقاط قوت و ضعف را نشان دادند و انتقاد از خود كردند، اين كار و اين برخورد شهامت و شجاعتى نيز لازم دارد. 
انتقاد از خود نشان از آزاد انديشى ست، گذشته خود را نقد كردن فرهيختگى و برازندگى ست و اندك كسانى اين شجاعت و درونمايه را دارند !
درود بر آقاى اسماعيل وفا يغمايى ! درود !
اما در باره كسانى كه در برخورد با آن نوشته با كامتهايى از شاه و تمامى عملكردهاى او دفاع ميكنند بايد يادآور شد كه ؛ 
خود شاهنشاه چند ماه مانده به اخراج شدنشان توسط ژنرال هويزر آمريكايى گفتند :
صداى انقلاب را شنيدم !
و البته شخص خود ايشان اقرار كردند كه البته اينجا و آنجا كاستى هايى بوده و سعى ميكنيم جبران كنيم و به همين خاطر نخست وزير ١٣ ساله خود امير عباس هويدا را  به زندان انداخته و قربانى نمودند و عده ديگرى را نيز يا بركنار و يا دستگير كردند !
كسانى نيز به اين نوشته و نويسنده آن حمله ور شده اند كه نويسنده گويا چهل سال است در خواب است و غيره !
نه تنها نويسنده آن مقاله بلكه بسيارى ميدانند كه رژيم شاهنشاهى، ديكتاتورى ذات اقدس همايونى از ديكتاتورى و سفاكى رژيم ولايت فقيه صد البته بهتر بود
ننه بزرگها هم ميدانستند كه رضا شاه بهتر از آخوندهاست و بسيارى از ننه بزرگها به جوانان گوشزد كردند كه دنبال آخوندها نرويد، ولى كجا بود گوش شنوا ! 
حافظ و خيام در چندين قرن پيش آخوندها را افشا كرده بودند. 
در قرن حاضر، فرخى يزدى و ايرج ميرزا و صادق هدايت و بسيارى ديگر در باره آخوندها آگاهى ها داده بودند اعلام خطرها  كرده بودند . اما در مقابل آخوندها نيز سالها بود از عدل على گفته بودند و شهادت حسين براى عدالت و بردبارى محمد ! و البته كه ملت در باره اسلام دچار توهم بود و فريب آخوند را نيز خورد. 
از آن گذشته، ذات اقدس همايونى خدايگان شاهنشاه آريامهر محمد رضا پهلوى شاه شاهان  چرا به آخوندها ميدان دادند. 
در زمان شاهنشاه، جوانان آگاه، دانشجويان دلسوز و هر آنكس كه گويا كله اش بوى قورمه سبزى ميداد، در زندان بودند و آيت الله بهشتى و يا آخوند ديگرى بنام باهنر برايمان كتاب درسى مى نوشتند ! 
 آخوند مرتضى مطهرى در دانشگاه تهران سخنرانى ميكرد و آزاد بود و جلساتش مملو از  شركت كننده !
راشد و فاطمى نيز هر هفته بطور مرتب برنامه هاى مذهبى در راديو رسمى و دولتى ايران داشتند و از طرف ديگر حسينه ارشاد و دكتر شريعتى و سيل دانشجويان تشنه " آزادى و برابرى و عدل اسلامى !
 در مساجد گوناگون در بازار و مسجد سپه سالار و مسجد هدايت و غيره، آخوند هاى ديگرى بنام كافى و عبدالرضا حجازى و عبدالرسول حجازى و آخوند كت و شلوارى ديگرى بنام فخرالدين حجازى از اسلام و عدل على مى گفتند و تريبونها و بلندگوها در اختيارشان بود و همه و همه در جهت مبارزه با شبح كمونيسم !
  كامنت گذار ديگرى نوشته اند كه حالا بهتر شد !
چه پاسخى به پرسش شما بايد داد ؟ براى كه بهتر شد ؟  نميدانيد و از سيل آوارگان تبعيد شده مى پرسيد ؟
تكرار مى كنم و اگر نميدانيد بدانيد ؛
رژيم شاهنشاهى كشور ايران را به اين روز سياه نشاند !
اگر نميدانيد بدانيد كه برخى مى گفتند ؛ 
شاه خودش خوبه، دوروبريايش بدند !!!
 دیگری نوشته بود که دوران شاه بهتر بود !
 البته ! دوران هخامنشی که از همه دورانها بهتر بود ! 
بجای این سخنان بهتراست  زحمت پژوهش را بخود دهیم و در یابیم که چرا امروز بدام اسلام و آخوندها افتادیم ؟
چرا اعتقاد دارم كه رژيم شاهنشاهی باعث شد ما گرفتار آخوندها شويم ؟
من در خيابان نظام آباد تهران دبيرستان مى رفتم، نوجوان بودم و خام، ( در پاسخ كسى كه نوشته بود خودت ميگويى ناآگاه بودى پس قبول كن اشتباه كردى )، آرى خام بودم و نه تنها من بلكه همكلاسى هايم نيز !
معلم تعليمات دينى مان آخوند كت و شلوارى بود بنام ملاعليان، او ما را به محافل ضد بهايى مى برد تا چگونه با بهائيان برخورد كنيم. ساواك هم بى خبر
از طرف مؤسسه انتشاراتى در قم به نام دارالتبليغ اسلامى نشريات و كتابهاى اسلامى برايمان به در خانه با پست ارسال ميشد. مفت و مجانى !  سرپرست آن مؤسسه همين آيت الله مكارم شيرازى بود كه هم اكنون كشور در اختيارش است ! اداره ساواك از فعاليت هاى آنها هم بى خبر بود !؟ 
اما در همان زمان، هنگامى كه انشايى در باره جنگ ويتنام نوشتم به دفتر مدير مدرسه احظار شدم !
اين بود وضعيت اسفبار كشور ما از نظر آگاهى هاى سياسى و اجتماعى، بر ما و نسل ما خرده نگيريد ! آقای یغمایی درست میگوید که ما ناآگاه بودیم، اما باید افزود که ما را ناآگاه نگه داشتند و صد افسوس !
تاريخ صد ساله گذشته را مروری كنيد و از برخورد های شخصى با دیگران  دست بردارید، مسائل را در ظرف زمان خود بسنجيد نه با عصر تكنولوژى و اينترنت و واتساپ و تلگرام و تويتر !
بيش از اين اشاره نشود كه سخن به درازا خواهد كشيد !
   لب مطلب اين است كه در مرحله نخست اين آمريكا بود كه با ايجاد كمربند سبز ، يعنى گسترش ايدئولوژى اسلامى و پرورش دادن آن در كشورها،  قصد كشيدن ديوارى به دور اتحاد جماهير شوروى را داشت. 
به عبارتى اسلامى كردن كشورها حتى در دور دستها همچون اندونزى و مالزى، صرفاً براى مقابله با جنبش هاى سوسياليستى در حال رشد ! 
انگلستان و فرانسه و بلژیک و سوئد و دانمارک و آلمان و به عبارتی کل اروپا،  به چنگال مسلمانان افراطی افتاده است، مقصر من و آقای یغمایی و نسل ما بود ؟ 
چشمانتان را باز کنید و وضعیت ترکیه را ببینید، مصر را بنگرید ! ترکیه هم چریک فدایی و مجاهد داشت ؟  
حمايت آمريكا از كودتاگران زير فرمان خود همچون سوهارتو  كه نسل سوسياليست ها و روشنفكران را در آن كشور نابود كرد تا  ضياءالحق كه پاكستان را پايگاه القاعده نمود و ساير كشورهاى اسلامى، همه در راستاى محكم كردن همان كمربند سبز بود ! 
  برويد در گوگل و بزنيد Green belt ! دوران، دوران اينترنت است و كسب آگاهى و شناخت !
 و  در اين روند اسلاميزه كردن كشورهاى مسلمان، ايران نيز توسط شاهنشاه كمر بسته امام رضا، مسلمان شيعه  و شهبانو فرح پهلوى كه با چادر مشگى به همراه شاه به زيارت مشهد " مقدس " جهت  غبارروبى از حرم مبارك ميرفتند، پايگاه آخوندها شد. 
 ضمن آنكه شهبانو فرح هر ازگاهى به كربلا نيز جهت زيارت ميرفتند و آخوندى بنام آيت الله روحانى كه بعدها ساكن پاريس شد و در پاريس نيز درگذشت، در كربلا براى شهبانوى عزيز زيارت كربلا ميخواندند. 
 حال بفرماييد ؛ 
چه كسىانى باعث شدند كه ملت تشنه آزادى رو به اسلام آورد و فريب آخوند را بخورد و حاصل و نتيجه اش اين شود كه ايران بدين روزگار سياه گرفتار  آيد. 
البته اگر ايران هم اكنون توسط رضا شاه دوم اداره ميشد و ايران بهشت برينى بود و سازنده هواپيما و اتومبيل و كشتى و غيره و پابپاى كره جنوبى و فرانسه و سوئد و آلمان پيش ميرفت، آخوندها دست بردار نبودند و هنوز سازمان مجاهدين خلق و فيلسوف عبدالكريم سروش و آيت الله كديور و  حسن روحانى و  سيد على خامنه اى و ساير آخوندهاى ريز و درشت بر بالاى منابر موعظه ها ميكردند و از عدل و انسانيت على مى گفتند كه شير را نخورد و گفت به قاتل من ابن ملجم بدهيد و از انسانيت محمد مى گفتند كه به ديدار پير زن مريضى رفت كه بر سر مباركش خاكستر مى ريخت ! 
و بدينسان ملت را تشويق به قيام ميكردند تا حكومت عدل على و اسلام ناب محمدى را پياده كنند ! 
بهمين جهت ما ايرانيان چهل سال از تركيه و پنجاه سال از افغانستان و صد سال از عربستان و دويست سال از پاكستان جلو افتاده ايم ! به نسل جوان بنگريد !

و براى كسانى كه كامنت گذاشتند و نوشتند گذشته را ول كن حالا را بچسب !
هموطن گرامى !
 گذشته چراغ راه آينده است، اگر از گذشته درس نگيريم باز به سياه چاله ديگرى خواهيم افتاد. 
  اين نوشتار را با شعرى از رودکی پايان مى برم :
 هر كه ناموخت از گذشت روزگار           هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
  تا جهان بود از سر مردم فراز               كس نبود از راز دانش بى نياز  
  مردمان بخرد اندر هر زمان                 راز دانش را به هر گونه زبان
  گرد كردند و گرامى  داشتند               تا به سنگ اندر همى بنگاشتند 
 دانش اندر دل چراغ روشن است        وز همه بد بر تن تو جوشن است
ع - سليمانزاده 


نوشته زیر نقدی ست که آقای سلیمان زاده بر صحبتهای من در جلسه پیشرفت و ترقی داشته است. نظرات همه را باید خواند و تامل کرد. توجه دوستان را به نوشته ایشان جلب میکنم. نظرات من همانست که در جلسه گفته ام اگر روزی عوض شد حتما اعلام میکنم و هرکس بنا بر تجربه و شناخت خود میاندیشد و میگوید. از نقد ایشان سپاسگزارم و موفقیت ایشان را در مبارزه با ستم و جنایت آرزو میکنم
اسماعیل وفا یغمائی

۸۷ نظر:

ناشناس گفت...

اقای سلیمانزاده انگار ۴۰ سال پیش فریز شده بوده و حالا یخش اب شده ! امده مقاله نوشته .
مطالب ایشان نه وجاهت سیاسی و تحلیلی دارد ونه در حد پاسخگویی است . الان بدوبیراه به شاه گفتن یعنی حال دادن به رژیم . اگه سیاسی باشه اینو باید بفهمه . درثانی بنده طرفدار شاه نیستم اما سگ رژیم شاه میارزه به جمهوری اسلامی ( درواز جان سگ )
خاکزاد

ناشناس گفت...

من هم بدون انکه اقای یغمایی را بشناسم و خدای ناکرده قصد دفاع از ایشان را داشته باشم فقط و فقط با توجه به محتوای مقاله اقای سلیمانزاده ( بدون انکه به مخاطبش توجهی داشته باشم ) عرض میکنم که اتفاقا خوبه که ادمی یک ذره هم که شده شرم داشته باشه . حالا چه وقت فحاشی به رژیم گذشته است ؟ انهم بعد از ۴۰ سال ؟ اگر میخواهید رژیم رسوا کنید در حال حاضر جمهوری اسلامی با هزار جنایت در پرونده در الویت قرار دارد .
خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای سلیمانزاده !
اگر بر علیه اخوندها هم چهارتا شعار نمیدادی میفهمیدیم که رژیمی نیستی چون از اینکه رژیمی نیستی مطمئنم اما در حال حاضر از خودت یک سوال دارم :
اگر مخیر به انتخاب رژیم شاه و خمینی بشوی ، کدام یک میتواند شمارا به اهداف عالی مورد نظرت برساند ؟ کدامیک حقوق بشری تر هستند ؟ کدامیک ادمکش تر هستند ؟ فقر و فاصله طبقاتی در نظام کدامیک وحشتناک تر است ؟ کدامیک در پیشانی زنان بدحجاب پونس فرو میکنند و اسید بر صورت دختران بد حجاب میپاشند ؟ کدامیک در غارت همه چیز این ملت عملا نقش داشته اند ؟ کدامیک رسما زن را نصف مرد میداند ؟ زباله گردی و گورخوابی و کودکان کار شاخصه کدلمین است ؟ شاه یا خمینی ؟ یا روسری یا توسری شعار کیست ؟ اگر نگویم شرم ولی انصاف هم چیز خوبی است . توجه داشته باشید که ۹۰ سال از حکومت رضا شاه و ۴۰ سال از حکومت شاه میگذرد !!! اگر انرژی برایت باقیمانده ان را با حساسیت روی گذشته هدر نده چون در الویت نیست . الویت وجود دارد و نامش جمهوری اسلامی است ضمنا مواضع تفرقه امیز نگیر که اب به اسیاب اخوند ریخته نشود . الان طرفداران رضا پهلوی ان ماموران ساواک نیستند بلکه جوانهای ۱۸ و ۲۰ ساله اند که فقط عکسهای دوران شاه را دیده اند و بیژن جزنی را هم نمیشناسند ! وهنر شما باید این باشه که فعلا بتوتی با همین جوانها همگام باشی تا اخوند از مملکت بیرون شود . بعدا فرصت هست که بیژن جزنی را هم به انان بشناسانی و حتما خواهند شناخت . فقط مراقب باش که الویت ها را در امر مبارزه فراموش نکنید چون در انصورت به بقای رژیم کمک خواهد شد . اگر بلشویکی منشویکی هم نگاه کنی مواضعت غلطه ! اگر فدایی جبهه ملی هم نگاه کنی مواضعت غلطه ! اگر مجاهدی بازرگانی هم نگاه کنی مواضعت غلطه ! تضاد ۴۰ سال پیش را با تضاد کنونی جمع نزن و ازشون یک تضاد نساز که راهت به ناکجا اباد ختم خواهد شد . یک لحطه سازمانی فکر نکن و ازاد فکر کن مثل انسانهای ازاد .
شبت بخیر
خاکزاد

ناشناس گفت...

ضمنا انقلاب ۵۷ هرگز و هرگز مترقی نبود . الان میفهمیم که نبود و نمیتوانست باشد . در واقع ادامه نهضت ۱۵ خرداد بود باابعاد بزرگتر با همان رهبری و همان شعارها . تنها حاصل این انقلاب به قول شما شکوهمند بیش از ۴۰ هزار اعدامی بود و ۸ سال جنگ و ۴۰ سال تبعیض و فقر و سرکوب وعقبگرد به قرون وسطی در همه عرصه های اقتصادی اجتماعی سیاسی و فرهنگی ولاغیر . شاید از نظر حزب توده شکوهمند بود اما از نظر مردم زحمتکش از چاله در امدن و به چاه افتادن بود .
خاکزاد

esmail گفت...

دوستان عزیز
نخست اینکه من آقای سلیمان زاده را میشناسم او انسان فرهیخته و شریفی است و مقاله اش نظر اوست و بر پایه شناخت او
دو او حق دارد نقد کند
سه او شاید باید بیشتر توجه کند من در بررسی تاریخ یک قضاوت نسبی تاریحی را دنبال میکنم و نه اخلاقی و در این راستاست که سلسله پهلوی را بررسی میکنم
چهار شما میتوانید نقد کنید ولی توهین نکنید چند کامنت توهین را منتشر نکردم بگذارید باب نقد باز تماند
وقتی این سخنرانی منتشر شد من میگذارم تا بشنوید انوقت بهتر میتوان ماجرا را دانست
با درود

داش حسن گفت...

اقا سلیمون شاه البته دیکتاتور بوده ولی انصاف داشته باش ایران اونموقع چی بود الان چیه این فیلمارو نیگا کن هدایت میشی. با احترام زیا به شوما
https://www.youtube.com/watch?v=I5xMOZOKarU
https://www.youtube.com/watch?v=MUYE7vsvXRA
https://www.youtube.com/watch?v=Iq0kQSFSe18

کوچک مصدقی گفت...

درود بر سلیمان نژاد شما درست فهمیدی اگر این آقا شرم داشت که مجاهدین را رها نمی کرد برود دنبال عشق و حال خودش بیشرمی او اول از همه جدا شدن از مجاهدین و رهبرانی بود که یک عمر برای نجات ایران کوشش کرده و میکنند

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۴ مرداد ۱۳۹۷/ ۵ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس / ۱

آقاي عين سلیمان‌زاده

۱ / عجالتن،درمقاله ى"احتمالن اخیرن !"(http://melliun.org/iran/154139)نوشت اى "احتمالن،اخیرن دیده اید که بعضن هلیکوپتررابال گردخطاب مى کنند! ... بهترمی بوداین پدرسوخته دم بریده را،دم گرد خطاب مى کردند !".

چرايى اين نام گذارى در ريشه هاى لاتين و يونانى ست : hélicoptère يا hélico/ptère. -hélico به چم چرخان/گردان وptère- به چم بال.اين رودرواژه ىptéro/dactyleميشه ديد که دايناسورى ست که روى بالش دوناخنک به شکل انگشت هست.dactyl- ريشه ى"انگشت"ه.براى اين نام گذارى هاويژگى بارزموردروميگيرن.براى کسانى که فرانسه بلدن،سيستمى آموزشى رايگانى هست بنام FUN Mooc باچندسدموضوع که يکى ش همين ريشه ى واژه هاى لاتين ويونانى ست.
https://www.fun-mooc.fr
De l'atome à l'humain : à la racine des mots scientifiques
آغاز:۲/سپتامبر.

براى برابرفارسى"سعى"در عربى،واژه ى"تلاش"رو بکاربردى."تلاش"مغولى ست!

برسيم به بيانات پرشور وکم محتوا براى اسماعيل(وفا)يغمايى که شک دارم توفارسى ودستوربتونيد چيزى به ش يادبدى.

تومدرسه که بوديم،نمره ى فارسى ودستورباهم بود.جنابعالى سنبه ت پرزوره، "فارسى"ت بده ولى"دستور"ت خوبه !

۲ / دريونان باستان تنديس هالخت بودن(ونوس ميلو Milo نمونه ش).کليساآمدوبنام اخلاق لباس تن شون کرد تارسيد به دوران نوزايى که تاسقف کليساهاپرشداز برهنگى واون شاهکار ميکل آنژ:تنديس داود بى برگ انجير با آلت تناسلى هويدا ! تو کتابهاى آريان پوراينو باز کرده.اينا پورنوگرافى وضداخلاقى نيست.لباس فردرودريه دوره ى خاص ويه طبقه وفرهنگ خاص قفل مى کنه. هرمردى ميتونه خودشودراين"داود"وهرزنى خودشودرونوس ميلوببينه ولى هرگز در تنديس پاپ باخدم وحشم وهاله اى بالاى سر.علت وجودى مسجدجامع هاوکليساهاى جامع هم همينه تا از همون دم درورودى فردخودشو دربرابراين همه عظمت هيچ بدونه تابعد بشه راحت به ش"فرو کرد". پيشتازبودن رنسانس هم همين جابود:"اين هاچشم تونو نگيره، ين ها مالى نيستن،بيشترازمانيستن".پاپ فعلى(که خوش آدم بدى نيس) در سخنرانى هاش ميگه"عيسا گفت فلان"بى پنجاه تاصفت وقيدولقب.رژيم رسم کردباگفتن اسم خمينى ازدوازده تاسى ثانيه شعارميدادن.آخه درچارچوب همون دين،خمينى که از عيسابالاترنبود.اين حشو وزوائد براى گم کردن اصل قضيه س وشمادارى همون کلک روميزنى.دوره ش گذشته.
صفت هاى بيجا،واژه هاى برابروهم معنا،استعاره هاى بى درون مايه روکه از مقاله بردارن،ميشه ده خط.حالاميشه ديدکه چيزى توش نيست.

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۴مرداد۱۳۹۷/ ۵ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس / ۲

۳/هندونه زير بغل اسماعيل ؟ اوکى ادعاى"انقلابى جان بركفِ"کرد.خودش ادعانداره شمابجاش دارى؟مى بريش بالاتابهتربزنيش زمين؟"مبارزپرشوروحال"،"تب انقلاب"،"انقلاب شكوهمندمردم".اينالقلقه ى زبونه بدردانشاى مدرسه ميخوره:"البته برهرکس واضح ومبرهن است...".اينارو بايدريخت دوروقدکشيد.خودش ميگه"من چهل سال نشستم فکر کردم،ازسدتاپيچ وخم وکوره راه گذشتم فهميدم اصلن سياسى نبودم،دنبال رستگارى فرديم بودم ونه سعادت مردم".شماچى ميگى ؟"اسماعيل وفا يغمايى اينارو گفته؟براى خودش کرده گفته.انقلابى جان بركفِ بوده.مــــــــن بهترازخودش ميدونم".

۴ / "تعدادى سلطنت طلب وشاه دوست حاضردرجلسه نيزبراى ايشان كف زدندوتشويقشان كردند".
جناب !بزرگترين متخصص اطلاعاتى بااين قاطعيت حرف نمى زنه.نگو بهت مى خندن.توازکجادريه کف زدن چند ثانيه اى پرونده ى اينارواز آرشيونداشته ت کشيدى بيرون؟از کجااينا"سلطنت طلب و شاه دوست"بودن؟ شايد مثه خودسخنران فکرميکردن ونه بيشتر.آخه اين ديگه چه جورعنصرسياسى يه بااين حدازپيش داورى ؟ خنده داره !."اما خانم جزنى ... بايد مى گفتند ...". خانم جزنى نخاسته چيزى بگه، نگفته. بايدازشمااجازه ميگرفت؟

۵ / ساواک،که نه من توش بودم ونه کسى ازآشناهامون،ده تااداره داشت که يکى ش ضدجاسوسى بود.همنشين بهار که خودش اززندان وشکنجه بسيارديده،شنيده و"چشيده"،با صداقت ميگه که اين بخش ازساواک درخدمت کشوربود.کينه شترى بارژيم شاه وحتاهمين رژيم آخوندى پست فطرت جنايتکارکه نبايدماروبندازه توبغل شبکه هاى جاسوسى که ازاين رژيم بهتر نيستن.نکنه همنشين بهار هم شاه دوسته !

۶ / اگه جنبش چريکى اصالت ملى داشت،بايدامروزهم چيزى ازش ميديديم،درايران ياجاهاى ديگه.چى شد،تخم شوملخ خورد؟دهه ى شست وهفتاد ميلادى،جنبش چريکى"مد"شددرتمام دنيا.بابروزجنبش چريکى،تمام ساواک متمرکزشدروى اداره ى سوم(ضدخرابکارى).به دليل نيازمبرم،تعدادنفرات ساواک از۲۵۰۰درسال۵۳رسيدبه۳۵۰۰در۵۶.ازهمه طرف نفوذکردن تو ساواک.جنبش چريکى عددى نبودکه رژيم شاه روبلرزونه.سر دوسال سروته شونوجمع کردن.هدف اين يکى بود.مثه۱۱سپتامبر.اگه شرايط عادى بودکه ژولين آسانژ نمى تونست نفوذ کنه اسنادسياروبکشه بيرون.دقيقن همون سناريو.

۷ / من خودم دراين نکبت۵۷توصف اول بودم،رک وبى رودرواسى نافهم وبى سوادبوديم.به ما خورونده بودن که بلوک شرق بهشته،نون خالى نداشتن بخورن.ماازهرنظر(ولو سياسى وآزادى) ازبلوک شرق پيش تربوديم.چين وويتنام وکوباانگشت کوچيکه ى ماهم نمى شدن.سنگاپور وکره ى جنوبى وبرزيل پشت پشت سرمابودن.

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۴مرداد۱۳۹۷/ ۵ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس / ۳

۸/ گيرتناقض : "بسيارى ازآزادى شناختى نداشتند،...مردم ازجامعه طبقاتى وعملكردآن آگاهى درستى نداشتند.. بسيارى نمى دانستندمعنى برابرى چيست". پس چرا گلوشونو جرميدادن؟ مردم بانابخردى خمينى رو"آزادانه"انتخاب کردن.درست يا نادرست، ديد شاه اين بودکه مردم بايدنخست باسوادبشن،بفهمن بعدانتخاب کنن.آخه تو مملکتى که کمونيست ش مثه گلسرخى دنبال مولاعلى بود"اولين سوسياليست تاريخ !"و"حسين سرورآزادگان".شريعتى دنبال فاطمه وشهادت.جبهه ملى ش رفت زيرعباى خمينى.کله گنده هاى ارتش صبح تاشب سرشون توسفارت هاى خارجى بود.باچنين مردمى شمابودى چه ميکردى؟دانشگاه صنعتى آريامهرپربودازطبقات فرودست شهرستان هاى دوربلوچستان وبانه.تو شوروى ش نبود.اگه کوبا مالى بود،سرفرمانده ارتش کوباوخوددخترکاستروفرارنمى کردن پيش امپرياليسم يانکى.

۹ / شوروى در حال فروپاشى بود وتنهاراه حل اشغال ايران بود. حمله ى روس ها به افغانستان فاز اول اشغال ايران بود. تاريخ ش گوياست : ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ (دو روز پيش از دهه ى ۸۰) تا فوريه ۱۹۸۹ (عقب نشينى زمان بره/ شش ماه پيش از سقوط ديوار برلن) و شروع دهه ى ۹۰. شوروى پشت حمله به ايران بود، هنوز هم هست. شاه هيچ نيروى اجتماعى پشت ش نبود که جلوى نفوذ روس ها رو بگيره بجز آخوند ها. شعاروبذاريم کناراگرشماهم بودى چاره ديگه اى نداشتى.

-- يه خاطره و ختم کلام. تو فرانسه يه بارمسابقه ى جام جهانى بودسدنفرپشت تلويزيون تااخبارتموم شه ومسابقه شروع.رپورتاژى بودازايران ومراسم سينه زنى ويکى ازاين وطنى هاى حزب الله بايه بچه شيرخوره تو بغلش. همه نعره ى "واى حسين کشته شد" واين مردک هم چرپ، چرپ، چرپ ميزدتوسراين بچه شيرخوره. ميدونستن من ايرانيم. يه باره همه سالن برگشتن روبه من با چشم غره.يکى هم گفت "حالا ميشه فهميد چطوره که خمينى ايرانى يه"

اينا تقصير شاه نبود. ماتولجن هفت لايه غلت نمى زنيم،لجن هفت لايه تو خودماست.

اونايى رو هم که ازشون اسطوره درست کردن مالى نبودن.اونايى شون که زنده موندن ديديم چه کردن.حميداشرف سرمرزپول و سلحه وموادمنفجره روازيه افسر کاگ ب ايرانى تبارتوده اى تحويل ميگرفت.
من چنين کسى رو وطن پرست نميدونم.همين و بس !

از دبيرستان بياييم بيرون يه خورده قد بکشيم. قفل شدى تو اون دوران.

ناشناس گفت...

ببخشید فرزند لطفا
فک کنم همه سرکار هستند این رزیم خواهد رفت اما باید دید که کی جاش می اد
ایا جانشین رهبر عقیدتی و زن رئیس جمبور مادام العمرش است
ایا جانشین پسر شاهنشاه اریامهر است که میخواهد دوباره شاه و سلطنت برگرداند
ایا جانشین فخر اور دستمالچی است
ایا جانشین نقل علی منقل باف است
ایا جانشین مش ممد خلبی است
میشه الان ده هزار جانشین معرفی کرد اما باور بفرمائید این اشی که جانشینانی که گفتم هر کدوم یک طور میپزند با این وضعیت میشه اینطوری گفت که پس از سرنگونی ملاها ایران ویران است باور ندارید فردائی خواهد امد زمانی که ملاها سرنگون شده اند و چند سالی گذشته است همه تان خواهید گفت خدا پدر و مادر ملاها را بیامرزد که اینها بدتر از شاه و ملاها هستند
راه حل چیست ؟؟؟؟؟؟
یکم طرد تمام کسانی که عامل خارجی هستند بدون استثنا هر که میخواهد باشد
دوم طرد تمام کسانی که روزگاری خود قاتل بوده اند و دست در قتل و ادمکشی و جنایت به هر شکل دارند به اسم مجاهد چریک یا امثالهم
سوم طرد تمام کسانی از همین حالا برای خود مسند وزارت صدارت و ریاست را چیده اند
چهارم و پنجم وششم صدم را شما بگوئید
باید مشخص باشد که برای ایران فردا پس از سرنگونی اپوزسیون کیست افرادش چه کسانی هستند سابقه شان چیست
باید مشخص شود برنامه پس از سرنگونی چیست با تمام جزئیات و نه مثل خمینی زیر درخت سیب
و دهها باید دیگر
اگر همه اینها مشخص شد اینجناب ببخشید فرزند لطفا شما را حمایت خواهم کرد و الا به اندازه وز وز مگس هم برای کسی تره خورد نمیکنم
سوم طرد تمام کسانی که

ناشناس گفت...

شکی نیست که مردم در سال ۵۷ اگر عاصی نبودند دست به قیام نمیزدند و شکی نیست که موتور محرک اتفاقات سال ۵۷ خورده بورژوازی سنتی بهمراه بازار همراه با روحانیون حوزه های علمیه تحت رهبری ایت اله خمینی و دقیقا مانند ۱۵ خرداد ۴۲ اما با ابعادی بزرگتر و حضور قشرهای مدرن از طبقه متوسط همراه با روشنفکران ملی - مذهبی و دانشجویی و چپ روسی را در خود داشت . در واقع همه طیف های فوق زیر پرچم خمینی به میدان امدند که در بین انان امثال دکتر سنجابی ها نیز حضور داشتند چه برسد به گروه ها و سازمانهای سیاسی چپ و ملی و ملی - مذهبی .
در واقع جریان ۵۷ همان ۱۵ خرداد ۴۲ بود که با همان موتور محرک قبلی یعنی اقشار متوسط و فقیر سنتی و بازار با طبقه نوپای متوسط مدرن شکل گرفته از سرازیر شدن پول نفت ! همراه با کل جریانات سیاسی چپ و راست تحت رهبری مجاهد اعظم یا قائد اعظم ایت الله خمینی به اصطلاح موجب ایجاد انقلاب اسلامی سال ۵۷ شدند . هیچ فرصت طلبی جرات ندارد که مدعی بشود رهبری خمینی را قبول نداشتیم چون به اندازه کافی و حتی بیشتر از کافی صدها اطلاعیه و اعلامیه تبریک و تهنیت به امام خمینی رهبر انقلاب صادره از سوی گروههای سیاسی در ان ایام وجود دارد و حتی تا قبل از خرداد ۶۰ نیز !
طبعا کتاب تئوری ولایت فقیه زیر عبای خمینی بود اما خمینی مترصد فرصت بود تا منویات خودرا رو کند و این نیازمند تثبیت اوضاع بود لذا ابتدا با حضور کاربلدهای لیبرال ! مخالفتی نداشت اما به محض یک کاسه کردن قدرت اخوندی ولایت فقیه را عرضه و انرا بمثابه قدرت اول قاتون اساسی کشور جای داد . از این به بعد خمینی فقط بدنبال تثبیت حاکمیت مطلق اخوند بود . تدریجا با تمام مظاهر بازمانده از جامعه مدرن به مخالفت پرداخت و توسط گروه سازمان یافته چماقداران یک به یک سنگرها را فتح میکرد . از به زور روسری بر سر کردن زنان تا تعزیر و شلاق در میادین تا نفی کامل گروه های سیاسی فعال در جامعه . حزب یکی است و فقط حزب اله !!! رعب و وحشت شروع شد و چهره واقعی خودرا هرچه بهتر و بیشتر نشان داد و به موازات ان گروه های سیاسی که تا دیروز اورا به عنوان رهبر ضد امپریالیست خلق ! و پدر بزرگوار و رهبر انقلاب خطاب میکردند تدریجا از او فاصله گرفتند اما او به فاصله قانع نبود بلکه قصد یک خونریزی بزرگ در سر میپروراند و دیدیم که همه را از دم تیغ گذراند ( برای او توده ای و فدایی و مجاهد و پیکاری و غیره و غیره فرقی نداشت ... هرکه بامش بیشتر بود تلفات بیشتری داد ولاغیر ) او حتی بسیاری از زندانیان زمان شاه را صرف نظر از مرام و مسلکشان نیز اعدام کرد . او بدنبال یک کاسه کردن ولایت فقیه بود ... شاید تجربیاتی از انقلاب مشروطه داشت و راهکار تثبیت روحانیت را در قتل و عام گسترده میدید . او مفهومی از دموکراسی نداشت چون سراسر ذهن او ایات قران بود که با دستاوردهای اندیشه غرب در تضاد اشتی ناپذیر قرارداشت و تنها راهکار خودرا کشتار کفار میدید ! او خودرا نایب رسول الله و مخالفین را اسرای بنی قریظه تلقی میکرد ولذا خون ده ها هزار نفر را بر زمین ریخت تا درخت اسلام ابیاری شود ! او یکبار در مقابل خواست معیشتی مردم با عصبانیت گفته بود اولا اقتصاد مال خراست ! دوما نگویید انقلاب برای ما چه کرد بگویید ما برای انقلاب چه کردیم !!! در حالیکه در بدو ورود از اب و برق و مسکن مجانی گفته بود ! او واقعا خدعه باز بود و در خلف وعده خود حیا را رعایت نمیکرد . حتما که در دین شرم و حیا وجود ندارد . زنان حامله اعدام شدند که در تاریخ ایران سابقه ندارد . شاید فقط اعراب و مغول در حملات خود شکم زنان حامله را دریده بودند اما نه به عنوان نیروی متجاوز بلکه به عنوان رهبر انقلاب اسلامی به شکم زنان حامله گلوله بست . اعدام کودکان و تجاوز به دختران قبل از اعدام ... جنایاتی که تاریخ به خود ندیده بود و اینچنین جمهوری خودرا ابیاری کرد . بهرحال امام خمینی رهبر انقلاب و رهبر سازش ناپذیر خلق قهرمان ایران و سمبل شرف ملی ( عباراتی که مانتد تاج گل محاهدین فرصت طلب بر گردن ایشان میانداختند ! ) چهره واقعی خودرا نشان داد و ثابت کرد که روحانیون هرگز در طول تاریخ قابل اعتماد نبوده و به مردم اعتقادی ندارند . انان خودرا نواب پیامبر و امت را پیرو خود میدانند . ولایت فقیه یا ولایت عقیدتی یعنی همین .
خاکزاد

خدیجه آجیده گفت...

درود بر اقای سلیمانزاده و وجدان وشرفش

ناشناس گفت...

من فکر می کنم این سلیمان زاده هیچ شناختی از اسماعیل یغمایی ندارد اسماعیل کسی است که با حکومت شاه جنگیده و زندانی و شلاق خورده حکومت شاه است . در جنگ با رژیم جمهوری اسلامی هم بیست سال سلاح بر دوش در کوه و صحرا جنگیده و یک مبارز آبدیده و تمام عیار است . چهل سال هم روی تاریخ ایران کار کرده است . و با دید تاریخی مسائل را بررسی می کند . سلیمان زاده برای مقاله اش اصلا تیتر درستی انتخاب نکرده و جا دارد که از یغمایی مبارز پوزش خواهی کند . یک نفر نوشته یغمایی اگر شرم داشت از مجاهدین بیرون نمی آمد. اتفاقا درست ترین کار زندگی اش را کرد که از این فرقه بیرون آمد وگرنه الان بجای کار روی تایخ ایران الان بایستی هر شب در نشست های عملیت جاری و غسل شرکت می کرد و بعد هم گزارش پشت گزارش می نوشت که چه خواب های جنسی دیده است.
محسن

ناشناس گفت...

طرف خیلی بیغه. بعد از چهل سال اگر نفهمیدی یه من چقدر کره داره بهتره بازنشسته کامل بشی. آنتی ابله

ناشناس گفت...

اثا و یا خانم ناشناس !
اولا کسی سرکار نیست
دوما جنبش در حد خودش فعالین خودش را در داخل داره .
سوما از رژیم جمهوری اسلامی بدتر نداریم . ( اگر پرونده جنایاتشو در همه زمینه ها باز کنید خودتلن متوجه میشوید )
چهارما پس از سرنگونی ملاها ایران ویران نیست و اتفاقا برعکس به سمت اباد شدن میرود .
پنجما علت ویرانی جمهوری اسلامی و ملاها هستند .
ششما شما یکنفر هستی اگرهم نیایی اتقاقی نمیافتد .
موفق باشی .
خاکزاد

علی. استرالیا گفت...

متاسفانه کسانی که دوران شاه را حلول حلوا میکنند زیادند و از ترس خمینی میافتند توی خمره ما یک ملتی هستیم که درس نمیگیریم مثلا روشنفکرش هم مثل یغماپی چون از مذهب زخمی شده افتاده توی خمره شاه این بدبختی ما ملت است و کی بفهمیم معلوم نیست من با مقاله آقای سلیمانزده کی هستم و فکر میکنم شرم باید داشت و هی ازین خمره نرفت توی ان خمره هرچند امیدی ندارم مخصوصا به این خارجه که همه زنگ زده اند

ناشناس گفت...

طاهره
اجازه بدهید که یک چارچوبی به این مسئله بدهیم ؛
آیا سلطنت جایی در آینده ای سیاسی ایران دارد
تا آنجایی به شخص آقای رضا پهلوی بر می گردد؛ ادعای ابقا سلطنت را نمی کند و حود را جمهوری حواه می داند
ولی در یک انتخاب؛ بین دو امکان ؛ طبعا سلطنت بخت بیشتری دارد
حال در این میان ارتجاع مغلوب یعنی فرقه رجوی؛ هیچ محلی ار اعراب ندارند

محمود گفت...

یا درود
1. اینکه در تمام محافل و نشست ها و جلسات، بایسته و لازم است که سرکوبگران، دژخیمان و راهبندان آزادی جه نوع ساواکی چه نوع اطلاعاتی و چه نوع بسیجی و سپاهی، جایی برای عرض اندام نداشته باشند درست است و هیچ توجهیی چنین بی پرنسیبی را موجه نمیکند. اینجا به آقای سلیمان زاده حق میدهم.
2. انقلاب سال 57 هر جند که برای یافتن زر آرمانهای بلند و گنجینه آزادی و عدالت مردم را به راه انداخت، ولی دیگر نباید شک کرد که متاسفانه رهبران آن ما را به دریجه فاضلابی رهنمون شدند که با برداشتن آن فاضلابش فوران کرد. از این بابت هیچ افتخاری به قیام نابخردانه سال 57 نمیشود کرد، هر چند که از نظر عموم هدفش مقدس بود ولی ماهیتش ارتجاعی و ضدتاریخی بود. از این جهت به امثال آقای سلیمان زاده توصیه میکنم، در تابلوی زیبای آمال و آرزوهای تحولات سال 57 جاخوش نکنند بلکه واقعیت دروغ و فریب بزرگی که در این بستر خوشخیالی عمل کرد و فاجعه آفرید واقع بینانه نگاه کنند.
3. اینجانب با تجربه تفکر مارکسیستی آن هم از نوع کاملا چپ و معتقد به نبرد مسلحانه و کار تشکیلاتی در این زمینه و سپس بیش از 15 سال حضور در قرارگاهها مجاهدین و سلاح بر کف برای سرنگون کردن حکومت آخوندی و باورهای بسیار نزدیک به آقای سلیمان زاده در نهایت متوجه فریبکاری وحشتناک در واقعیت صحنه شدم و با تمام اعتقاداتم به تفکر سوسیالیستی و آرمانهای دمکراسی بر این بارم که تحولات سال 57 انقلاب نبود بلکه فریبی بزرگ برای انحراف جامعه آرمانخواه ایران بود. البته که سرکوب و خفقان دوران پهلوی نقش بزرگی در چاه بعد از آن یعنی جمهوری اسلامی داشت ولی این باعث نمیشود که به آن فریب بزرگ هنوز هم به عنوان یک انقلاب مردمی نگاه کنیم.
3. با تمامی صف بندی ی موجود با کمال تاسف باید با یک عقب نشینی کاملا پراکتیک بپذیریم که فعلا تنها امکان که به لحاض شخصیتی نسبتا قابل اعتماد است که هماهنگی و ریاست شورای انتقال قدرت به مردم را در دست گیرد به نظرم آقای رضا پهلوی است چون تمام اپوزیسیون و مدعیان به طرز وحشتناکی آلوده و منحرف و کور و کر شده اند. و تنها بر طبل خودشیفتگی و خودخواهی میکوبند.
4. برای فهم امروز شرایط ایران باید تمام پیش فرضها و مرزهای سرخ تقلبی که برایمان ترسیم کرده اند را به کناری نهیم و واقع بینانه به شرایط نگاه کنیم هر چند خوشایندمان نباشد و لازم باشد که هزاران بار به خود انتقاد کنیم.
5. تمام موارد فوق فقط برای کسانی قابل درک است که دردشان درد میهن و مردم باشد نه درد خود و خودخواهی و قدرت طلبی و کینه ورزی و خود شیفتگی.
امیدوارم گوشی بری شنیدن چشمی برای دیدن باشد.

صلاح. ع گفت...

واقعا این اقای یغمائی چه سرنوشت بدی برای خودش درست کرد یکروز شاعر انقلاب بود ان همه سرود و ترانه و شعری که روحیه میداد در خدمت بزرگترین جنبش اصیل بود ولی متاسفانه در بیزاری از مذهب ومجاهدین رفت و با ابن ملجم و یزید بر سر یک میز نشست اقای سلیمانزاده خیلی کم نوشته باید بیشتر این ننگ را توضیح میداد چند وقت دیگر مردم چه قضاوتی میکنند

ابن ملجم گفت...

بنده هم مثل شما بودم یعنی ضد ظلم علی زد کلی از ماهارو کشت ما هم مقابله کردیم مث خود شوما شما مگه چی کردین زدین پیروان علی رو کشتین این همه اخوند و تو هفت تیر و دسغیب مگه چی بود قدوسی چی بود اینا پیروای علی بودن زدین و... شونو...ن حالا میزنی تو سر من بیچاره ای لعنت بر شما نامرد تا نفهمین که ابن ملجم یه ادم سیاسی بوده هیچی نمی فهمین و گونم ندارم بفهمین

ناشناس گفت...

ببخشید فرزند لطفا
با سلام به اقای خاک زاد
جناب شما و بسیاری دیگر سرکار هستید ثابت میکنم که هستید
پس از چهل سال این رزیم هر چه که خواست کرد کشت و برد و سوزاند ولی او خواهد رفت زمان رفتنش را شرایطی که میگویم باید تعئین کند این حرف من نیست از اقای یغمائی سوال کنید به شما توضیح خواهد داد یا از یک سیاستمدار ایرانی اما نکته اینجاست که توجه جناب عالی را به ان جلب میکنم
یکم = گفته اید که جنبش به اندازه خودش فعالین در داخل داره / خوب معلومه که داره اتقاقا من هم همین رو میگم بخاطر همین شما سرکار هستی عزیز جنبش در ایران زنده است و بس در خارج از ایران اکثریت قریب به اتفاق سرکار هستید حالا یا پول خارجی یا بدون پول البته انسانهای شریف و فعال خارج از کشور هم هستند اما فکر نمی کنم شما جزئی از ان باشید چرا بخاطر اینکه پس از چهل سال اوارگی یک ملت پس از چهل بدبختی و فلاکت مردم و بی شرفی ملاها شما میگوئید که کسی یا کسانی بعد از سرنگونی حاکمیت را در ایران بدست بگیرند که دیروز در نوفل لوشاتو زیر درخت سیب بودند امروز زیر درخت اورسورباز یا که نه زیر درخت کسانی که دستمال دستشان گرفته اند دارند خ....ا ...ه پمپو رو دستمال میکشند
دوم = من یک نفر نیستم عزیزم میلیونها ایرانی هم نظر من هستند اگر باور ندارید نگاه کنید و ببینید که مردم چه میگویند
سوم = گفته اید پس از سرنگونی ایران ویران نیست / در صورتی ایران ویران نیست که مشخص باشد چه کسانی میخواهند هدایت مردم را به عهده بگیرند سازمان سیا یا سازمانها جاسوسی اسرائیل یا سازمان های جاسوسی عرب ها / نکته قابل توجه اینجاست به صورت کاملا دقیق 99 درصد این سازمانهای جاسوسی خودشان میگویند که ما داریم کمک میکنیم این تظاهرات مقطعی
چهارم = گفته اید بین دو انتخاب سلطنت شانس بیشتری دارد / این همان حرف خمینی گور به گور شده بود که گفت جمهوری اسلامی اری یا نه دو انتخاب بیشتر نبود
پنجم و نکته پایانی و مهم خوب توجه داشته باشید خوب دقت کن جناب
انقلاب یا جنبش یا حرکتی که معلوم نیست توسط چه کسانی هدایت میشود به اندازه پشگل گوسفند هم ارزش ندارد
انقلاب یا جنبش یا حرکتی که معلوم نیست برنامه اش برای پس از سرنگونی چیست مثل عطسه بزغاله هم نمیتواند باشد و ارزش ان همان عطسه بزغاله است
مهم ترین بخش نکات من که عرض میکنم
انقلاب و یا جنبش و حرکتی که میخواهد سرنگون کند باید شفاف باشد مثل ایئینه حتی یک کثافت کوچک روی این ائینه نشان ناپاکی ان است به همین جهت باید مشخص شود نیروی هدایت گر همدستان جنایت کار ملاها یعنی چریک های ادمکش مجاهد یا فدائی هستند یا نه اگر که بله ایران ویران است شک ندارم انکه شک دارد برود تاریخ بخواند برود از روندگان راه انها اقای یغمائی بپرسد . همچنین باید مشخص شود دیگران که هستند امثال فخر اور و یا سلطنت طلبان هستند که با دستمال مشغمول نظافت و تمیز کردن خ.......ه های پمپو هستند یا نه افراد مستقلی هستند
توجه داشته باشید که جنبش بی سر و بی برنامه مثل شیاف می ماند که خمینی یک بار به مردم تحمیل کرده حالا شما هم میخواهید این شیاف را یکبار دیگر به انجام برسانید
ببخشید فرزند لطفا

شمر ابن ذی الجوشن و دوستان گفت...

جناب یغماپی به دوستی شما افتخار میکنم بنده هم با ابن ملجم و خولی و شمر و همه جدا شدگان از مجاهدین و پشت کردگان به انقلاب و همه ساواکی ها منتظر شما هسستیم مخلص شما شمر ابن ذی الجوشن و ابن سعد و یزید ابن معاویه

ناشناس گفت...

آدم عاقل چطور بخو ش اجا ه میدهد در انتخاب دیگری دخالت کند. سلیمانزاده تو راه خود برو و به زن ه باد رجوی و خمینی ای امامت ادامه بده. در این وضعیت مردم دنبال بیرون راندن تفاله های اعرابن این آقا میگه مرده باد سلطنت و درود بر استبداد. عموجان فسیل شدی خبر نداری. روی خودت کار کن تا حالتون بهتر بشه. انسان دارای شعوره و کسی از شما نپرسید که اجازه دارم چنین و یا چنان کنم. شما راه خود بروید و دیگران را بگذارید. شهرام

رها قیریان(م-ت اخلاقی) گفت...

بخش شماره 1

با احترتم به آقای سلیمان زاده ،
آقای سلیمان زاده شما در بخش انتهائی مطلبتان که می توان گفت نتیجه گیری نهائی است آورده اید که :
""قيام سال ١٣٥٧، هر چه نامش باشد، يكى از شكوهمندترين تحولات ودگرگونى هاى تاريخ معاصر ايران و جهان بود، بويژه آنكه اين تحولات اجتماعى خاورميانه را لرزاند و پس لرزه هايش را جهانيان ديدند و هنوز هم مى بينيد، چه خوب و چه بد، چه موافق دل من و شما و چه موافق دل بنگاههاى مالى و تجارى و كمپانيهاى خريد و فروش نفت و اسلحه."

قدم به قدم جلو رفته و این جمله و نتیجه گیری شما را در صحنه عمل بر رسی می کنیم :

"شکوهمندترین تحولات و دگرگونی های تاریخ معاصر ایران و جهان بود"
طی این حدود نیم قرن نتیجه این قیام یا شورش یا هرچه که اسمشرا بگذاریم به شرح زیر است :
1- هزاران دختر و زن جوان و دختر بچه به فحشا کشیده شده.
2- بی ارزش شدن پول ایران.
3- - بی ارزش شدن ایرانی در برابر تمامی کشورها،حتی عقب افتاده تر ین کشورهای بی آب و غذای افریقا .تا می گوئی ایرانی ، در جا انگار بمب دیده اند .
4- هزاران معتاد و هزاران و مبتلای به بیماری ایدز.
5- آواره و سرگردان شدن میلیونها ایرانی .
6- سرازیر شدن خواهران و دختران و مادران هموطن ما به حرمسراهای عربهای خلیج.
7- تبدیل شدن برخی از شهرهای ایران به تایلند برخی از کشورهای همجوار ایران بخصوص کشورهای حوزه خلیج فارس .
8- گسترش دزدی،دروغ،ریا و هر آنچه که ضدّ اخلاق و انسانیت است .
9- رسمی شدن خر افات وجهل ،در این زمینه به بازار پر در آمد فالگیری و جادو جنبل کمی توّجه شود،یکی می گفت باید برای قرار گرفتن با برخی از این دعا نویسها از یک یا دو ماه قبل اقدام کرد.
10- بچه های کار خیابانی .
11- چندین هزار اعدامی، آن هم از بهترین استعدادهای ملی و میهنی،بماند اعدامهای زندانیان عادی که خود سرمایه و نیروی کار این کشور بودند.
12- بازار گرم کلّیه فروشی و دیگر اعضای بدن .
13- نوزاد فروشی
14- جاکشی شوهر برای همسر خویش
15- فرو ختن فرزند یعنی پارۀ جگر پدر و مادر به بهای ناچیز
16- رو دار و طلب کار شدن شکنجه گران ساواک .
17- خشک شدن رودخانه ها و دریاچه ها و جنگلهای بسیار.
18- در این زمینه مثنوی هفت منها خروار می شود نوشت.

رها قیریان(م-ت اخلاقی) گفت...

بخش شماره 2
حال در جهان و خاورمیانه :
1-گشترش واماندگی و عقب افتادگی اسلامی یعنی همان فناتیک و ظهور و سر در آوردن صدها عفعی زهری با نامهای حزب الله ،بوکو حرام ،حماس ،ووووووو و سرانجام ظهور وحشت اسلامی(برادر فرزند خلف جمهوری اسلامی) داعش و هزار کوفت و زهر مار اسلامی دیگر .

2- حضور 24 ساعته راحت نیروها ی خارجی بویژه آمریکا در منظقه خاورمیانه .
بازار گرم فروش اسلحه در خاورمیانه .

3- انفجار بمب ها و ترور ها در سرتا سر جهان و کشته شدن مردم کوچه بازار از زن و مرد و کودک بی گناه و بی تقصیر کشورهای غربی و حتی ملتهای خاورمیانه که به غرب پناهنده شده بودند و می شوند(امیدوارم منظورتان از پس لرزه ها این انفجارات و ترور ها نباشد).
4-روی کار آمدن و به قدرت رسیدن دست راستی ترین جناحها در کشورهای غربی به برکت همین انقلاب که نتیجه اش شد جمهوری کثافت اسلامی ایران .


5- یکه تاز شدن اسرائیل در خاورمیانه و به باد دادن همه دست آوردهای مبازرات فلسطنیان بویژه خون دلهائی که شخص یاسر عرفات کشید و توانست چندر قازی زمین دست و پا کند.
6- گسترش شهرکهای یهودی نشین .

در این زمینه می توان کتابها نوشت و نمونه ها ردیف کرد.
چه تحوّلی ،چه زهر ماری ؟!
منظورتان از تحوّل به آتش کشیده شدن پرچمهای اسرائیل یا آمریکا است ؟!
من خود دربدر شده ساواک در زمان شاه بودم ،نه اینکه طرفدار آن نظام خفقان باشم ،هرگز،امّا یک حساب و کتابی درش بود،دیکتاتور بود،امّا کجا ایرانی اینهمه خوار و خفیف بود کی یک دستفروش مفوی عرب بصری به خودش جرئت میداد که بهر فیقش بگه، بریم آبادان یج چند ک.... ایرانی بکنیم ؟

چه تحولی ،چه لزه ای ؟!!!
هرچه بود سرازیر شدن لجن تارخی تاریخی انبار شده طی قرنها در حوزه ها و به قول این هموطن به نتیجه رسیدن 15 خرداد خمینی بود .
در بین برخی از مردم جنوب ایران ضر ب المثلی است که اگر چه رکیک و کمی عریان است، خیلی با معنی است،با عرض معذرت عین آنرا نقل می کنم: ،جنوبی ها می گویند "" بچه ا م را می کشم که کون همسایه ام پاره شه،حالا این جریان به اصطلاح قیام یا انقلاب یا زهر مار 57 است،بخاطر ضدّیت با شاه و امپریالیسم،حالا هر بلائی که سرمان آمده و باز میاد باز بگوئیم،به به عجب انقلابی بود
اگر دست آوردها ی بالا که به برخی اشاره شد واقعی نیست ، از شما آقای سلیمان زادۀ درد کشیده درخواست می شود مطلبی نوشته و جملۀ زیر خویشرا برای همه خوانندگان باز کرده و چند تحول را نشان بدهید.

" قيام سال ١٣٥٧، هر چه نامش باشد، يكى از شكوهمندترين تحولات ودگرگونى هاى تاريخ معاصر ايران و جهان بود، بويژه آنكه اين تحولات اجتماعى خاورميانه را لرزاند و پس لرزه هايش را جهانيان ديدند و هنوز هم مى بينيد، چه خوب و چه بد، چه موافق دل من و شما و چه موافق دل بنگاههاى مالى و تجارى و كمپانيهاى خريد و فروش نفت و اسلحه."

با آرزوی بهترینها برای شما .

ناشناس گفت...

آقای یغمأیی خیلی وقته جاوید شاه را گفته حالا چرا آقای سلیمان زاده تعجب کرده را من نمیدونم. اما از حق نباید گذشت، این یغمأی زبل قبلا‌ها یواشکی میگفت و حالا علنی میگه. آینده را چه دیدی شاید ؟؟؟؟؟ بگذریم


یواشکی

محمود گفت...

اسماعیل گرامی درود

نه که فکر کنی خیلی چاکر و مخلصتم عزیز. باور کن به اندازه دنیایی انتقاد به تو دارم چون در جای جایش حداقل در حق من (این من اصلا شخصی نیست بلکه به عنوان نماینده و بازتاب دهنده یک تفکر) خیلی جفاکردی ولی با این حال من تلاش میکنم که منصف بمانم.
از مواضع شجاعانه و واقع بینانه و حقیقت طلبانه ات که بر خلاف نظر مجاهداللهی ها ذره در آن منفعت شخصی و گروهی و تعصب نیست، سپاسپگذارم.
دوست خوبم لطفا وبلاگت را از روی بزرگ منشی به روی فاضلاب (توهین نیست. یعنی نظریات مانده و پوسیده و بدون هیچگونه قابلیت استفاده) نظریه پرادازان "خوار-برادر" رهبری باز نکن.
دوست گرامی چرا این موجودات قابل ترحم که تنها توصیفشان همان گوسفندان قلعه حیوانات جورج اورل است(خواهشا این را توهین ندانید چون گوسفندان جورج اوول طبقه کاملا شناخته شده اجتماعی هستند و منظورم آن است) و هیچ مغزی برای اندیشیدن و هیچ منطقی برای به چالش کشیدن و هیچ مسئولیتی برای سوال کشاندنشان ندارند، و تنها نقششان گردن سپاری به چاقوی سلاخی رهبرانشان است، باید این صفحات را حولانگاه و پژواک دهنده بع بع های مغرورانه خود کنند.
تو شاید فکر کنی که این حمل بر بزرگ منشی ات میشود ولی من اینطور نمی بینم.
اینکه نقد کاملا غیرمنصفانه و از نظر من عاری از ذره ای واقع بینی را از آقای سلیمان زاده منتشر کردی عالی است و نشانه ظرفیتت. بخصوص که میدانم خوانندگان صفحات وبلاگت انسانهای سرد و گرم چشده و دانایی هستندو انتشار این مطالب اتفاقا باعث شکوفایی درک و فهم، و بازنگری های عمیق نسبت به یکسویه نگری های جزم اندیشانه و یخ کردن برخی منجمدشدگان چهار دهه خواهد شد.
ولی لطفا نظریات مهوع خواهران و برادران تشکیلاتی را که به اندازه کافی ... گاههای زیادی برای جولان دارند اینجا منتشر نکن.
اینجا محلی برای تفکر و نقد و اندیشه است.

ناشناس گفت...

چی بگم ؟ هزارجور صغری کبری کردی برای خودت !
خاکزاد

ناشناس گفت...

اقا یکی بیاد زحمتشو بکشه این بحث هارو جمع و جور کنه . انگار چندتا دستگاه رو باهم و همزمان بزنید ! این موسیقی نیست .
خاکزاد

ناشناس گفت...

اخوند بر طیل "منافق" میکوبد ، مجاهد میرقصد ! ملت میرزمد .
همانگونه که شیعیان عراقی وابستگان سپاه بدر در بین مردم عراق ازاعتبار برخوردار نیستند امروز نیز مجاهدین خلق در بین مردم ایران از اعتبار برخوردار نیستند و این برمیگردد به همکاری انان با رژیم صدام در گذشته و اخوند بخوبی از این واقعیت اگاه است و لذا در منابر خود بطور کاملا حساب شده و سازمان یافته از جوانان رزمنده کف خیابان با عنوان "منافق" نام میبرد تا بتواند با سو استفاده از نستالوژی جامعه دست به سرکوب قیام مردمی بزند که در طول 6 ماهه گذشته در میدان بوده و حتی یک شعار در رابطه با مجاهدین سرنداده است ! در چنین حالتی است که بنظر میاید اخوندها سخنرانی هایشان دقیقا مهندسی شده و با هدف خاص سرکوب جنبش صورت میگیرد ... اما اینکه چرا مجاهدین با چنین دسیسه ای همکاری میکنند برمیگردد به اینکه اساسا انان عاشق مطرح شدن هستند و این موضوع یک واقعیت انکار ناپذیر بشمار میاید . اخه یگی به من بگه مردمی که شعار مرگ بر جمهوری اسلامی خمینی سر میدهند چگونه ممکن است بدنبال جمهوری اسلامی اقا و خانم رجوی باشد ؟ ایا در تاریخ چنین نمونه ای داشته ایم ؟
توصیه به مجاهدین :
خواهشا این دکون دستگاه پوشالی خارج نشین کشک خودرا برای مدتی تعطیل کنید تا ببینید که قیام مردم با چه پیشرفت فزاینده ای مواجه خواهد شد . امروز مجاهدین بواسطه سابقه مزدوری خود در عراق مورد اقبال جامعه نیست ...همانگونه که امروز اعضا و وابستگان سپاه بدر مورد تایید مردم عراق نیستند .شاید مردم گاها فراموشکار باشند اما تاریخ فراموشکار نیست .درثانی دختران شورشی جامعه کنونی ایران که برای روسری برداشتن از سر خود کتک میخورند و زندان میروند و تبعید میشوند محال است تمایلی به مریم رجوی داشته باشند ! چهره های پوشالی مجاهدین فقط به فقط برای فردیت باختگان و ذوب شدگان در ولایت عقیدتی شاید مورد علاقه باشد اما برای نسل جوان رزمنده در کف خیابان اصلا جاذبه ندارد و شناخته شده نیست و اگر غیر از این بود که ظرف 6 ماه مبارزه میبایستی یک شعار به نفع !شان داده میشد اما داده نشده است . اخوند بخوبی این موضوع را میداند و مجاهد را به همکار غیر مستقیم خود برای بقای رژیم تبدیل کرده است . بعدا بهش میرسید .

خاکزاد

ناشناس گفت...

خارج از هر گونه حب و بغض و غرض و مرض سوالاتی برای من مطرح شده که حق دارم درباره ان فکر کنم و حق دارم تا ان را به تشریک مساعی بگذارم ... همانطور که کتکش را خورده ام و نقشی در حد توان ایفا کرده ام پس حق دارم سوال کنم و فکر کنم حتی اگر افرادی پیدا بشوند و از روی حب و بغض بخواهند سوالات و افکار مرا به هزار انگ و دلیل نامنطقی ناممکن سازند نبایستی عقب نشینی کرد و باید سوال کرد :
کدام سازمان مبارزی و مترقی و عدالت خواه و ازادیخواه را در دنیایی که در ان زندگی میکتیم سراغ دارید که یک نفرش را در نوک هرم کله قندی بنشانند و برای ابد اعضا و هواداران را به پیروی بی چون و جرا از وی رهنمون کنند ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که این فرد حدود ۳۰ سال در غیبت باشد اما همچنان اعضاء به پیروی از او محکوم باشند ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که هر انتقادی به این فرد و یا تحلیل های ابکی و مملو از تناقض تئوریک و شخصیتی با چماق تکفیر و توهین همراه شود ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که این فرد خاص الخاص غایب هرچه بگوید و بنویسد حتما صحیح است اما کوچکترین نظر افراد حاضر محفل دشمن تلقی شود ؟
اصولا چرا بایستی هر انتقاد از روش و منش و تصمیم و تحلیل این فردرا که غالبا و غالبا و غالبا در صحنه تئوری و عمل اشتباه از اب درامده ودر برخی موارد با خیانت و تزویر نسبت به یاران خود همراه بوده ، به وابستگی دشمن اتهام زد ؟ ( ایا بیاد اتهامات به فعالین محیط زیست نمیافتید ؟ )
در کجاط دنیا یک فرد خاص الخاص دارایی یک سازمان را با ده ها هزار کشته طی یک مراسم قلابی و تحت لوای ادبیات پوشالی میدهد به کسی که در طول عمر خود حتی یک سیلی هم از یک پاسبان زواردررفته نخورده است ؟ یعنی چی ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که رهبر خاص الخاص ان سالها دارای روابط پنهانی مزدوری برای وزارت اطلاعات کشور مطبوع باشد ( و کارتن کارتن میلیونها دلار دریافت کند ) اما نه تنها ان را از اعضاء و هوادارانی که خون میدهند پنهان کند بلکه به دروغ و ریا در نشست های معمول ایده الوژیک مدعی شود که افتخارش عدم وابستگی مالی است !!! و پامتبری ها هم برای چنین رهبر "مستقل و قهرمان" کف و سوت بزنتد !
در کجای دنیا سراغ دارید که رهبر خاص الخاص در سطح تشکیلات طلاق اجباری حاری کتد و در همان واحد خودش با همسرش باشد ؟! این دیگه خیلی حرفه !
در کجای دنیا رهبری را سراغ دارید که اولا در گذشته خود دارای هیچگونه سابقه نظامی نبوده و اصولا فاقد شعور نظامی بوده است ولی بیاید در حکم فرمانده بیش از هزارنفر را در تنگه ای به دام صیاد بیاندازد و خود در پشت جبهه باشد ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که پس از شکست و تلقات بی شمار ، رهبر خودشیفته بیاید در سالن نشست و باقیمانده های اسیب دیده و محروح را مقصر شکست جلوه دهد ؟ و با بی شرمی انهارا متهم کند که به فکر جنس مخالف بوده اند وگرنه مریم الان تهران بود !!! در حالیکه بسیاری از زن و شوهرها باهم کشته شده بودند ! وجالب اینکه تایید گفته چرند و بی پایه خود را از جنس مخالف ( همسرش !) میگیرد !!! این دیگه خیلی حرفه !
من گیج و منگ شده ام و دنبال پاسخ هستم .
بیش از ۴۰ هزار نفر ۳۷ سال پیش مظلومانه رفتند و ندیدند که امروز فرصت طلبان و تو جیب ریزان ولایتمدار چه بر سر ارمان و ارزوهایشان اورده است !
من که منگ و گیج شده ام ....

ناشناس گفت...

میگن طلاق اجباری در دکون دستگاه اقای رجوی بخاطر این بوده که ایشون کشف کردن که به فکر جنس مخالف بودن عامل شکست عملیات فروغ جاویدان شده ! حالا بماند که چرا خودش شامل این طلاق نشده ؟! با اینکه خیر سرش بدون هیچگونه سابقه مبارزات نظامی فرمانده بوده !!! ( وقتی ادم شنا بلد نباشه و کلی هم خالی بسته باشه که یه دریا شنا بلده ! خوب معلومه همه را غرق میکنه و بعدشم میندازه گردن مغروقین !)
ولی سوال اینجاست که خودش میدونسته که دیگر فروغ شماره ۲ مطرح نیست ولی چرا همه را مجبور به طلاق میکنه ؟ اینجا دم خروس از زیر عبا میزنه بیرون ! در ذهنیت ایشان سپردن رده ها به زنان نه به دلیل اهمیت به حقوق انها بلکه بمنظور فرارکردن از زیر بار انتقادات ناشی از تحلیل های ابکی و شکست پر تلفات بوده که خودش صدای پس لرزه های ان را از قبل شنیده و حالا باید بیاد قدرت را از مردان که منتقدین اصلی بودن بگیره و اما چطوری ؟ هوا کردن فیلی بنام انقلاب ایده الوژیک !!! انقلاب ایده الوژیک به سنا مجاهدین که در سال ۵۴ توسط تقی شهرام انجام گرفت از نفی اسلام به پذیرش مارکسیسم بود ولی انقلاب ایده الوژیک من دراوردی اقای رجوی ضمن انکه بخشا حسادت به تقی شهرام بوده در واقع بلوکه کردن قدرت در دست خودش بوده و بعدا میبینیم که امثال زرکش ها و افتخاری ها چگونه لجن مال میشوند ؟! روانشناسی رجوی چیز پیچیده ای نیست و فقط و فقط در محدوده خسادت و گنده طلبی و خود بزرگ بینی و کیش شخصیت دور میزند و هر روشی را برای ارضای خصوصیات فوق بکار میگیرد از نقل قول صددرصد دروغ از حنیف نژاد تا پوشاندن واقعیتهای مجاهدین قبل از ۵۷ تا توجیه تحلیلهای غلطی که فقط تلفات گذاشت روی دست این تشکیلات .
بهرحال از انجا که بخاطر تمرکز مالی سازمان در دست خودش بود بوسیله بادمجان دور قاب چین های کناریش این تاتر سیاسی و خیمه شبازی بغایت ارتجاعی را راه انداخت . واما چرا طلاق اجباری ؟ تو که خودت میدونی صدام صلح کرده و تو بدون حمایت صدام جنمی نداری و حمله ای در کار نیس چرا طلاق اجباری را به اعضاء تحمیل میکنی ؟ پاسخ به این سوال به جاهایی میرسد که طرح ان صورت خوشی ندارد ...
بگذریم ...ا
از طرف کپی

ناشناس گفت...

خطاب به گروه اقای رجوی
اولا نسلی که بپا خاسته است نه شمایان را میشناسد ونه شعارهایتان را ونه استان درگاهتان را ونه تفسیر قرانتان را و نه شرعیت راستینتان را ونه هیچ جیزتان را ... و اگر میشناختند که حتما شعاری ، نشانه ای از سوی قیام برای شمایان داده میشد .
دوما نسل کنونی پیرو راه شمایان نیست ... اخه مگر مثل شمایان مغز خر خورده اند که دنبال رهبرو پوستر و اطاعت و رژه و عکس رومیزی و کوفت و زهر مار باشند ؟... حتی بیاد دارم که خواننده قدیمی عارف در جایی گفته بود مدتی با اینها بودم اما گویا چسباندن پوستر مسعود و مریم و گذاشتن عکس انها روی اجباری بود و من عطایش را به لقایش بخشیدم و زدم بیرون !!!
با این اوصاف چگونه از جوانان ازادیخواه رزمنده که عکس و پوستر اتش میزنند بیایند به شمایان فکر کنند ؟
از طرف کپی

ناشناس گفت...

خطاب به گروه اقای رجوی
اولا نسلی که بپا خاسته است نه شمایان را میشناسد ونه شعارهایتان را ونه استان درگاهتان را ونه تفسیر قرانتان را و نه شرعیت راستینتان را ونه هیچ جیزتان را ... و اگر میشناختند که حتما شعاری ، نشانه ای از سوی قیام برای شمایان داده میشد .
دوما نسل کنونی پیرو راه شمایان نیست ... اخه مگر مثل شمایان مغز خر خورده اند که دنبال رهبرو پوستر و اطاعت و رژه و عکس رومیزی و کوفت و زهر مار باشند ؟... حتی بیاد دارم که خواننده قدیمی عارف در جایی گفته بود مدتی با اینها بودم اما گویا چسباندن پوستر مسعود و مریم و گذاشتن عکس انها روی میز اجباری بود و من عطایش را به لقایش بخشیدم و زدم بیرون !!!
با این اوصاف چگونه از جوانان ازادیخواه رزمنده که عکس و پوستر اتش میزنند بیایند به شمایان فکر کنند ؟
از طرف کپی

ناشناس گفت...

چند سوال دارم ؟
کدام سازمان مبارز و مترقی و عدالت خواه و ازادیخواه را در دنیایی که در ان زندگی میکتیم سراغ دارید که یک نفرش را در نوک هرم کله قندی بنشانند و برای ابد اعضا و هواداران را به پیروی بی چون و جرا از وی رهنمون کنند ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که این فرد حدود ۳۰ سال در غیبت و سوراخ موش باشد اما همچنان اعضاء به پیروی از او محکوم باشند ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که هر انتقادی به این فرد با تحلیل های ابکی و مملو از تناقض تئوریک و شخصیتی با چماق تکفیر و توهین همراه شود ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که این فرد خاص الخاص غایب هرچه بگوید و بنویسد حتما صحیح است اما کوچکترین نظر افراد حاضر محفل دشمن تلقی شود ؟
اصولا چرا بایستی هر انتقاد از روش و منش و تصمیم و تحلیل این فردرا که غالبا و غالبا و غالبا در صحنه تئوری و عمل اشتباه از اب درامده ودر برخی موارد با خیانت و تزویر و تلفات نسبت به یاران خود همراه بوده ، به وابستگی دشمن اتهام زد ؟ ( ایا بیاد اتهامات به فعالین محیط زیست نمیافتید ؟ )
در کجای دنیا یک فرد خاص الخاص دارایی یک سازمان را با ده ها هزار کشته طی یک مراسم قلابی و تحت لوای ادبیات پوشالی میدهد به کسی که در طول عمر خود حتی یک سیلی هم از یک پاسبان زواردررفته نخورده است ؟ یعنی چی ؟ دارایی سازمان یعنی چی ؟ مگر مال و اموال ایشونه که ببخشه !؟
در کجای دنیا سراغ دارید که رهبر خاص الخاص ان سالها دارای روابط پنهانی مزدوری برای وزارت اطلاعات کشور مطبوع باشد ( و کارتن کارتن میلیونها دلار دریافت کند ) اما نه تنها ان را از اعضاء و هوادارانی که خون میدهند پنهان کند بلکه به دروغ و ریا در نشست های معمول ایده الوژیک مدعی شود که افتخارش عدم وابستگی مالی است !!! و پامتبری ها هم برای چنین رهبر "مستقل و قهرمان" کف و سوت بزنتد !
در کجای دنیا سراغ دارید که رهبر خاص الخاص در سطح تشکیلات طلاق اجباری جاری کتد و در همان واحد خودش با همسرش باشد ؟! این دیگه خیلی حرفه !
در کجای دنیا رهبری را سراغ دارید که اولا در گذشته خود دارای هیچگونه سابقه نظامی نبوده و اصولا فاقد شعور نظامی بوده است ولی بواسطه فقط چند سال زندان و یک مشت اراجیف عقیدتی و تو جیب ریزی سوابق دیگران بیاید در حکم فرمانده بیش از هزارنفر را در تنگه ای به دام صیاد بیاندازد و خود در پشت جبهه باشد ؟
در کجای دنیا سراغ دارید که پس از شکست و تلقات بی شمار ، رهبر خودشیفته بیاید در سالن نشست و باقیمانده های اسیب دیده و محروح را مقصر شکست جلوه دهد ؟ و با بی شرمی انهارا متهم کند که به فکر جنس مخالف بوده اند وگرنه مریم الان تهران بود !!! در حالیکه بسیاری از زن و شوهرها باهم کشته شده بودند ! وجالب اینکه تایید گفته چرند و بی پایه خود را از جنس مخالف ( همسرش !) میگیرد !!! این دیگه خیلی حرفه !
من گیج و منگ شده ام و دنبال پاسخ هستم .
بیش از ۴۰ هزار نفر ۳۷ سال پیش مظلومانه رفتند و ندیدند که امروز فرصت طلبان و تو جیب ریزان ولایتمدار چه بر سر ارمان و ارزوهایشان اورده است !
و امروز نیز ادعای اخوندها را در جهت سرکوب جنبش قرقره میکنند . یعنی اخوند قل میدهد مجاهد بدنبالش میدود ولاغیر .
من که منگ و گیج شده ام ....
از طرف کپی

خواننده قدیمی دریچه گفت...

من با حرفهای آقای سلیمانزاده موافقم باید مرز بندی داشت همچنین یکعده یک نظراتی اینجا میدهند که ربط ندارد اینها نباید منتشر بشوند

ناشناس گفت...

بختیار پتانسیل رهبری داشت چون در زمانیکه همه سیاسیون برای خمینی متاسفانه سرودست میشکستند ، بختیار یک تنه و کاملا تنها در مقابل خمینی محکم ایستاده بود و متاسفانه ناسزا میشنوید . جمهوری اسلامی میدانست که بختیارنیروی سکت و انحصارطلب نیست و میتواند در موقع لزوم همه مخالفین جمهوری اسلامی را گرد خود دراورد (چون پتانسیل ان را داشت ) و لذا برای قتل وی اقدام کردند .

خاکزاد

ناشناس گفت...

بختیار پتانسیل رهبری داشت چون در زمانیکه همه سیاسیون برای خمینی متاسفانه سرودست میشکستند ، بختیار یک تنه و کاملا تنها در مقابل خمینی محکم ایستاده بود و متاسفانه ناسزا میشنوید . جمهوری اسلامی میدانست که بختیارنیروی سکت و انحصارطلب نیست و میتواند در موقع لزوم همه مخالفین جمهوری اسلامی را گرد خود دراورد (چون پتانسیل ان را داشت ) و لذا برای قتل وی اقدام کردند .

خاکزاد

ناشناس گفت...

تمام دستگاههای امنیتی رژیم ها با اپوزوسیونها بنا بر خصوصیات و خصلت هایشان با انان بازی میکنند .
توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
خاکزاد

ناشناس گفت...

ایا دقت کردید که در 12 ماده پیشنهادی ترامپ برای رژیم ، حتی یک بند حقوق بشری هم وجود ندارد ؟ به زبان بی زبانی گفته این 12 بند را رعایت کن اما بکش ، غارت کن و بمان !
خاکزاد

ناشناس گفت...

آقای سلیمانزاده
حالا به آزادی رسیدی با اون انقلابی که کردید؟ امثال شما بقول خودتون ناگاه بودید و شناختی نداشتید. پس ناگاهانه کثافت و نجاست کردید نه انقلاب و دهها سال ما را بیچاره و زمینگیر کردید. کدوم گروه و سازمان و حزبی را سراغ دارید در حال حاضر که بتونی کلاه از سر برداری و بهش اعتماد کنی. همینه که منم و امثال ما و بخش عظیمی از جامعه انقلاب 57 را تف سربالا و کثافت و خریت محض میدانند و از کرده خود پشیمانند. شما اعتراف کردی که شناختی نداشتی و نداشتند و ....پس اولن یک معذرت خواهی به ایران و ایرانی بدهکارید و پس نتیجه مودبانه ش پشیمانی برای شما هم دربردارد. محال ممکنه که شما خوشحال باشید که وضعیت به این شکل درامد و خواب و رویاهای شماها واقعیت نشد و به خواسته انقلابیتون نرسیدید بلکه همه مدعیون انقلاب هم صد برابر شاه دیکتاتورتر و سرسپرده تر شدند. نتیجه اینکه این انقلاب نادانان بودید که شناختی از هیچ چیز نداشتند. شما یادتان باشد که هر چه دارید از جمله حتی سواد نوشتن و شناسنامه و پاسپورت و ..... را از همان پدر و پسر دارید. تلاش برای اصلاحش اگر میکردید درست میشد. بهتر از شرایط حاضر که صدالبته میشد. پس شکر نمیکنید و لااقل لعنت نکنید که ناسپاسی است.

ناشناس گفت...

یک تابو در مغز ازادیخواهان سن و سالدار وجوددارد که مانع بیان حقایق تاریخی میشود در حالیکه جوانترها که کمتر به این غده بدخیم تابو الوده اند خیلی راحتتر نسبت به امیال سیاسی خود اظهار نظر میکنند . برای مثال جوانترها خیلی واضح و سریع ترور رزم ارا بدست فداییان اسلام را محکوم میکنند و معتقدند که وجود و حضور و نقش امثال رزم ارا هزار برابر مفیدتر از حضور و وجود فداییان اسلام بوده و از همین زاویه برخورد میکنند در صورتیکه قدیمی ترها نمیتوانند با این شفافیت اهم فی اهم کنند ! درباره انتخاب بین رضاپهلوی و رجوی هم همینطور . جوانترها رضاپهلوی را هزاربرابر ازادیخواه تر باسوادتر و شفاف تر از اقای رجوی میدانند در حالیکه قدیمی ترها هیچکدام را قبول ندارند ! چرا ما گرفتار این مرض شده ایم ؟ جوانترها مانیفست چند ماده ای رجوی را یک فریب و یک ژست سیاسی میدانند در حالیکه مانیفست رضاپهلوی را بدون الودگی و شائبه ارزیابی میکنند ! چرا ؟ علت کجاست ؟ ایا چیزی در باره رضا پهلوی وجود داره که قدیمی ترها میدانند اما جوانترها از ان بی خبرند ؟ مسلما خیر . پس علت چیست ؟
من فکر میکنم عملکرد خودخواهانه تشکیلاتی رهبری مجاهدین در درجه اول و پندارهای خام دوران جوانی ( شاه سگ امپریالیسم و نظائر ان ) در درجه دوم باعث تزلزل در اتخاذ نطر قطعی میگردد . اگر مرتجعین الوده به معصومیت امامان هستند ما نیز گرفتار نستالژی مبارزاتی گذشته ایم بدون انکه به ماهئیت سیاسی عواملی که مارا به مبارزه سوق داده باشد توجهی کرده باشیم . من هم گرفتار نوستالژی گذشته ام اما جوانترها چنین نیستند و محصول شرایط پیرامونی متفاوتی بوده اند . در واقع میتوانم بگویم تمام جریانات چپ مذهبی و غیر مذهبی یجورایی تحت تاثیر اموزش های سیاسی حزب توده بوده اند اما جوانترها اینگونه نیستند چون در شرایطی که رشد کرده اند بجای تئوری های روسی و کوبایی با نظریات ازادیخواهانه غربی بارامده اند و تشخیص بهتری از دنیای امروز دارند .
مرد جوانی به من میگفت روسیه ، کوبا ، البانی ، کره شمالی و نظایر ان پایگاه عقاید دوران جوانی شماست در حالیکه کره جنوبی وجود دارد !!! مگر ما به سعادت بشر فکر نمیکنیم و به ازادی انها نمیاندیشیم ؟ ایا سعادت و ازادی بشر در کره جنوبی بیشتراست یا کره شمالی ؟ جه باید گفت ؟ مشکل کجاست ؟ چه کسی میتواند وارد این بحث بشود و این گره را بازکند ؟ بدون انکه ژست سیاسی اش زیر سوال برود !!! اری ما با خودمان درگیرهستیم و سالهاست زندانی افکار خود شده ایم . افکار ما عینک ما شده و به صورتمان جوش خورده و کنده هم نمیشود و با ما به گور میرود .
صادق راستگو

خواننده قدیمی دریچه گفت...

بازهم نظرات بی ربط به مقاله اقای سلیمان اینجا زده شد بعضیها بظرم سو استفاده میکنند که خوب نیست نظر بی ربط ندهید

مهوش گفت...

دست شماد درد نکند آقای سلیمان زاده خیلی استفاده کردم واقعا نباید جنایت ملا ما را به دام یک ارتجاع دیگر بیاندازد برای اقای یغمائی با همه احترامی که به او دارم متاسفم

ناشناس گفت...

باشه چشم . ولی فکر کنم همش یجورایی ربط داره . اینطوری فکر نمیکنی ؟

ناشناس گفت...

بابا جو سازی نکنید ! هیچکس جنایت ملاهارا انکار نکرده که اتفاقا جنایت ملاها را رسوا کرده . بعدشم خواهشا اول ارتجاع را معنی کنید بعد وصله ناجور بچسبونید . همینطوری کیلویی و دیمی مارک نزنید ! تولید که زیاد بشه تقاضا میاد پایین ، ارزون میشه ، چیزی گیرتون نمیاد بازارتون کساد میشه .
خاکزاد

ناشناس گفت...

مهوش خانم یا همان مهر تابان !
اینجوریام نیس که میگی تو عالم دیگری سیر و سفر میکنی فکر نکنم کسی به دام ازتجاع افتاده باشه و ضمنا شما خواهر عزیز مراقب باش از عشق ارتجاع مغلوب یوهو تو بغل ارتجاع غالب نیافتی . ارتجاع ارتجاع است دیگه شاخ و دم نداره فقط تو ثدرت و خارج قدرت داره .
شماره ۱۸

ناشناس گفت...

درباره اقای سلیمانزاده !اولا عنوان مقاله ایشان خیلی گنده تر از محتوای مطالب هست ! و این یعنی اینکه جدیدا هرکی هرچی دلش میخواد میگه و به انچه که میگوید تعهد و توجهی ندارد و این خیلی بد هست .
دوما ایشان ظاهرا مرحله قیام را سوسیالیستی میبینه و خودش را انگلس ! که چنین بر نیروها و مطالبات دموکراتیک میتازند . حال انکه مطالبات قیام بر ضد ارتجاع مذهبی است و کاملا دموکراتیک و طبقه کارگر و خورده بورژولزی مدرن و سایر زحتکشان و حتی بازاریان در مقابل رژیم قراردارند لاجرم کوبیدن فلان کس که الان ۶۰ ساله و دارای پلاتفرم دموکرلتیک است تحت عنوان شاهدوست و ساواکی اولا نعنی ندارد و دوما اغواگری و عوامفریبی است .
یادتون باشه ما در مقابل یک رژیم فاشیستی - ارتجاعی و مذهبی غارتگر بیرحم قرون وسطایی قرارداریم که حتی بر سر دختران ۷ ساله روسری میکشد ! بنابراین اگر مقایل برخی از نیروهای دموکراتیک به هر بهانه و انگی بایستیم جز خدمت به فاشیزم مذهبی نیست لاجرم مطالب اقای سلیمانزاده واقعا وجاهت سیاسی ندارد و بیشتر گله گذاری و داستان سرایی است و مبنای تئوریک واقعا ندارد .
ضمنا عنوان مقاله هم خیلی گنده تر از محتوای مطالب است. قرار نیست که ادم فحش بده و در بره !
خاکزاد

ناشناس گفت...

اسماعيل عزيز، ديدي همه حرفايي كه ميزني كشكه، ديدي كلي زرت و زورت كردي كه ديگر نظرات ناشناس منتشر نميشود به هيچ وجه منتشر نمي شود. ولي باز هم منتشر شد.

ناشناس گفت...

آقا سلیمان
شما چه نسبتی با مصدق دارید؟ مصدق نه مجاهد بود نه فدایی و نه توده ای. جایی که کم می آورید پای مصدق و جزنی و همسر فروتنش و غیره را پیش میکشید. دلیل نمیشود که همه مثل شما تا آخر عمر به اشتباهی که مرتکب شدند اقرار نکنند. شما اگر فر ی ملی مص قی هم اگر هستید اگر، از خر شیطان پایین بیایید و اشتباهات گذشته خود را جلوی پای ما لطفا قی نکنید. ما این نسلی ها هرگز هرگز هرگز شما و سازمانهایی را که انقلاب 57 را همراهی کردند و خمینی و امریکا لبیک گفتید و بطور کلی ارتجاع و استعمار را بر ما حاکم کردید نخواهیم بخشید. تا زمانیکه شما دست از تکرار اشتباهاتتان برنداشته اید و از مردم سرکوب و له شده ایران عذرخواهی نفرمایید، جایتان کنار حاکمان و فرمانبرداران آنهاست. این حرف بسیاری از جوانان سوخته و برباد رفته است.

ناشناس گفت...

آقا سلیمان
شما چه نسبتی با مصدق دارید؟ مصدق نه مجاهد بود نه فدایی و نه توده ای و کمونبست. جایی که کم می آورید پای مصدق و جزنی و همسر فروتنش و غیره را پیش میکشید. دلیل نمیشود که همه مثل شما تا آخر عمر اشتباهی را که مرتکب شدند تکرار کنند. شما اگر فردی ملی مصدقی هم اگر هستید اگر، از خر شیطان پایین بیایید و اشتباهات گذشته خود را جلوی پای ما لطفا قی نکنید. ما این نسلی ها هرگز هرگز هرگز شما و سازمانهایی را که انقلاب 57 را همراهی کردند و خمینی و امریکا لبیک گفتید و بطور کلی ارتجاع و استعمار را بر ما حاکم کردید نخواهیم بخشید. تا زمانیکه شما دست از تکرار اشتباهاتتان برنداشته اید و از مردم سرکوب و له شده ایران عذرخواهی نفرمایید، جایتان کنار حاکمان و فرمانبرداران آنهاست. این حرف بسیاری از جوانان سوخته و برباد رفته است. آنتی ابله.

ناشناس گفت...

سلیمان

آقای یغمایی به شما پیشنهاد می کنم با توجه به اینکه داری میکروفون های مختلفی هستید؛ از اسم مستعار برای نظرات خود استفاده نکنید؛ نظراتی که در یک بیان علنی شهامت بیان آن را ندارد و لذا از نام مستعار استفاده نموده و اقدام به فرافکنی می کنید؛ لطفا از این شیوه برای بیان نظرات خود استفاده نکنید ؛ فضا را ناسالم می کند

esmail گفت...

اقای سلیمان من منظور شما را درست نفهمیدم لطفا درست و روشن بنویسید تا من بتوانم بفهمم چه میگوئید اگر منظورتان این است که من برای بیان نظراتم از نام مستعار استفاده میکنم دارید اشتباه میکنید. لزومی ندارد و من در بیان نظراتم مشکلی ندارم که با اسم مستعار بنویسم اگر مظور شما چیز دیگریست توضیح بدهید تا روشن شود ممنون

esmail گفت...

رفیق با ادب ناشناس
کامنتت قابل درج نیست و اخلاق عمومی را خراب میکند ولی آن گلاب مورد نظر را نگهدار برای سر و ریش خودت و انرا مشوش بفرما که از جنس همان گلابی

ناشناس گفت...

آقای سلیمانی
شما چهل سال پس هستید.شما مدینه فاضله رویایی دارید. این طرز تفکر شما 57 پنجاه و هفتی و قبل از آن هست. من که هیچ نقشی در جهنمی که شما ساختید نداشتم برای شما نوشتم. شما خودتان هم مثل پیش از 57 نمیدانید چه میخواهید و دنبال چه و که هستید که صورت واقعیت داشته باشد. نمیدانستید خمینی آمد چون همه تون از هول حلیم توی دیگ افتادید. حالا هم دست بردار نیستید. همه گروهها و احزاب و سازمانها و افراد ان سالها اگر ذره ای فهم و دانش داشتید، کجا ما این سرانجام بد را داشتیم. شما فریب خوردید چون آگاهی و دانش سیاسی نداشتید. شما را جو چریک بازی و چه گورا و این چرندیات که پشت آن هم ایدیولوژی روسی بود گرفته بود و مثل بسیجیهای حکومت فقط قصدتان درامدن فرشته از در بود. یغمایی این است که متوجه شدید و شنیدید. من به عنوان قربانی اعمال شما تشخیص میدهم که این شجاعت خیلی با ارزشتر از مخفی کاری و پافشاری بر اشنباهات گذشته است. رهبران و بنیانگذان چون جزنی و حنیف شریعتی و طالقانی و غیره شاید افراد خوبی بودند اما ذره ای شناخت و آگاهی سیاسی نداشتند و نتیجه اش جمهوری اسلامی شد. شما تلاش میکنید که بگویید سلطنت بد است و نکو نیست اما باور کنید که سگ سلطنت به ایدیولوژی احزاب و سازمان ها و گروههای پیشا و پسا پنجاه و هفت می ترزد. شهاب

فاطمه م گفت...

شما هیچکدومتون عقل سیاسی ندارید اگر داشتین علیه مجاهدین نبودین این ملت بدبخت چی داره جز مجاهدین داخل که دست ملا هاست خارجه هم همه چرت میزنند تنها نیروی جدی مجاهدینند که شماها رفتید یقه اونها را گرفتیت خجالت بکشید واقعن

ناشناس گفت...

شاه را مجبور کردید که از ترس نفوذ شوروی به اسلام پناه بیاورد. او هم خطا کرد. یکی از خطاهاش هم مدارا کردن با حشرات موذی روسی و مذهبی از هر نوعش بود. شماها به سهم خودتان به سقوط سلطنت و آمدن خمینی گناهکارید. شما آزمایش پس دادید. همان شاه و فرح و رضاشاه اگر نبودند شما و نسلهای بعد شما و ما در حال گوسفند چرانی بودیم. نمکدان شکستید و گناه کردید و خشک و تر با هم سوخت. ترانه شاهپور

ناشناس گفت...

فاطمه خانم
فرموده اید که در داخل کسی را نداریم و تو خارح هم همه تو چرت هستند و فقط مجاهدین را داریم .!!!

اولا تو داخل نسل جوان کف خیابونه در مقابل رژیم بهرطریق و روش ممکن تا جشمت در بیاد .
دوما مجاهدین تو خارج به درد همون کارناوال بازی و این چیزا میخورن . ( من فکر کردم مسلحانه رفتن سفارت گرفتن !
اخه عزیز دل شوهر مگه تو خارجم مبارزه کشک معنی داره ؟ ظاهرا همه مفاهیمو تغییر دادید ها ! به موش میگید شیر ! به استقلال فکری میگید فردیت کلفت ! به انتقاد میگید نفوذ ! و صددوجین دیگر ....
فقط تورا به خدا به خارج نشینی نگید مبارزه .

غریبه

ناشناس گفت...

اقای سلیمانزاده !
دستتان در نکند که تاریخ را یاداوری کردید . از رژیم خمینی هم بنویسید . ضمنا بنده سلطنت طلب نیستم ولی یک سوال چالشی دارم که خواب و تئوری و تاریخ از سرمان بپراند :
من میگویم در مقام مقایسه سگ رژیم شاه هزاربرابر میارزید به رژیم خمینی ( البته که دوراز جان سگ ) .
به نظر شما نمیارزید ؟ فقط همین . سوال همیشه پاسخ دادنی است .

خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای سلیمانزاده
همه ان جیزهایی را که توضیح دادی کمتروبیشتر خودمان میدانیم و توضیح واضحات دردی را دوا نمیکند، لطفا برو سر اصل مطلب ! و بگو در شرایط کنونی با جه نیروهایی میتوان بر علیه حکومت ستمگر و فاشیزم مذهبی ولایی حاکم بر ایران متحد شد ؟ اگر واقعا پشتوانه و معلوملت سیاسی - مبارزاتی داشته باشی بایستی بتوانی با صراحت و کاملا شفاف بدون اگر و مگر و شاید و باید پاسخ بدهی و اگر پاسخی نداری لاجرم انتقاد و یا روشنگری هم نمیتونی داشته باشی .
باتشکر فراوان
خاکزاد

ناشناس گفت...

معلم قدیم دوران مدرسه را دیدم پیر شده بود و باهم خوش و بشی کردیم ... بهش گفتم روزهایی که سرکلاس نمیامدی واقعا خوشحال بودیم و جالبه که او هم گفت اتفاقا منم خوشحال بودم چون یه برگ دکتر میاوردم و حقوقمو کامل سرماه میگرفتم !!! اخه یکی به من بگه این چه اموزش و پرورشی بوده که شاگرد و معلمش هردو از نیامدن سرکلاس خوشحال بودن ؟؟؟ !!! اصن ما از یاد دادن و یادگرفتن فراری هستیم ! خودمون در باره همه چیز دیکشنری سرخودیم ... اینم یه ویژگیه دیگه . ولی فکر کنم ریشه اش اخوند باشه یعتی ملا ! قدیما ملاها در عین نفهمی نماد همه جیز فهمی بودن و این به فرهنگ عمومی تبدیل شده تا حدودی . الان شما ملاحظه بفرمایید که فلان اخوند در باره هنه چیز از موضع بالا و یقین صحبت میکنه ! رساله های علمای اعلام را ملاحظه بفرمایید که به ۳۴۵۷ مسیله پاسخ میدهد ! از اقتصاد تا شب زفاف تا غسل تا بیع تا شرعیات تا قضاوت و اداب اجابت مزاج و غیره و غیره ...
ما گرفتاری زیاد داریم و امیدوارم با یک رنسانس متحول بشویم که البته خوش بین هستم و متحول خواهیم شد .
خاکزاد

ناشناس گفت...

من شخصا در سن ۵۸ سالگی به این رسیدم که شاخص افراد مترقی و یا کشورهای پیشرفته موارد بشرح ذیل هستند :
حمایت از حیوانات و احترام به سایر موجودات .
رعایت بهداشت و پاکیزگی محل زندگی و جامعه .
تمایل به استفاده کمتر از انواع گوشت در سبد غذایی .
مقابله با صید موجودات دریا .
بی دینی و احترام به بی دینی .
احترام به سالمندان جامعه و ایجاد خدمات رفاهی .
تحصیل رایگان بطور واقعی ونه شعاری در هر مقطع .
ازادی بیان و اجتماعات و احزاب .
لغو اعدام .
بیمه همگانی و پرداخت حقوق بیکاری مناسب .
حفظ جنگل ها و مراتع بهر قیمت
تلاش برای حفظ محیط زیست بهر قیمت

به نظر من در حال حاضر موارد فوق مترقی هستند ودیگر هیچ چون با شاخص های فوق قطعا عدالت اجتماعی چنان نهادینه میشه که فکرشو نمیشه کرد .
اخه یکی به من بگه ملتی که سگ را نجس میدونه و با سنگ میزنه توی سر این موجود ! کجا میتونه دنبال عدالت و ازادی بره ؟ و اصن مگه مفهومی از انسانیت در وجودش متصور هست که بخواد دنبال عدالت بره ؟ باید بره دنبال اخوند و ایده الوژی اخوتد .

خاکزاد

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۷ مرداد ۱۳۹۷/ ۸ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

شهاب گرامى

ازهمين چندخط مشخصه که جنم سياسى درست وحسابى و"روشن بينى"دارى که پايه ومايه ى صداقت سياسى ست. بسيارباعث شادى ست ديدن اينکه نسل پس ازماروشن بينى کسب کرده، مثه مانابخردانه وبى گداربه آب نمى زنه.
توصيه ى دوستانه ى من اينه که يه زبون خارجى،مشخصن انگليسى روبسياربسيارخوب يادبگيربااصطلاحات(idioms)،واژگان اختصاصى هررشته(vocabulary)،اصطلاحات مخصوص یک صنف(jargon)ونيزبازى باکلمات وحتاواژه هاى عاميانه ى پايين شهرى(slang).ازمتن اصلى ياترجمه هاى درست وحسابى بخون چون اکثر ترجمه هاتوايران ده شاهى نمى ارزه. دوديگراونکه اين متون روبايدبرددربسترفرهنگى خودش تادرست فهم بشه.بدبختى نسل ما ناپختگى،خودگنده بينى ونپذيرفتن اشتباهات بود.اينم از"توحيد"ميادوقهرمان سازى هاى دروغين.قهرمان هايى که هيچ،هيچ،هيچ،هيچ عيبى ندارن واين دروغه،دروغه،دروغه،دروغه. روزى دوساعت مطالعه ى پيگير.ده سال ديگه ميشى سرمايه اى براى ميهن.

ريشه ى پيروزى جهان پيشرفته،که شايستگى ش روهم دارن،دوسه تابيشترنيست : يک، تفکر دکارتى(نقد)وپذيرش خطا.دو،بجاى"انتقام کشى"،"چه کنيم تاديگرتکرارنشه". سه،"اشتباهاتت و بذارزيرپات بروبالا".

اينايى که چهل ساله ته درّه گيرکردن ودارن بقيه روميکنن مسئول خطاهاى خودشون،واسه اينه که تونوک نوک پيکان تکاملن،هيچ انتقادى به شون واردنيس،تنهابه فکرانتقام کشى اند.چون هيچ اشتباهى هم ندارن که بذارن زيرپاشون،از ته اون دره بيرون نميان. شماهااشتباه هاى مارو وردارين بذارين زيرپاتون برين بالا.هرجاهم که هستين،يادايران خانوم باشين.

ناشناس گفت...

خانم فاطمه م !
جمهوری اسلامی داخل که دست ملاهاست و حنهوری اسلانی خارج هم که دست مجاهدینه ( با یک لغز دموکراتیک ) خوب که جی ؟
مسئله اینست که اساسا ملت جنهوری اسلامی نمیخوان .
محاهدین باید اولا یک عذرخواهی از ملت داشته باشن برای عباراتی که در سالیات ۵۷ و ۵۸ و ۵۹ عین تلج گل به گردن خمینی انداختتد مانند پدربزرگوار و رهبر ضد اممریالیست و سمبل شرف ملی و امام خمینی و محاهد اعظم و صدها گوه خوری دیگر .
دوما باید جنهوری اسلامی دموکراتیکشونم بیاندازند در فاضلاب تاریخ چون کلا ملت جنهوری اسلانی نمیخواهتد .
سوما شهید فروشی را بگذارند کنار و از حیب دیگران خرج نکنن یعنی توجیب ریزی را بگذارند کنار .
چهارما ان روسری اجباری را از سر مجسمه ندا اقا سلطان بردارند و تو جیب ریزی به متظور خرکردن اعضای فردیت باخته نکنند .
پنجما با کنسرت وزارت اطلاعات برنامه مشترک اجرا نکنتد یعنی انها نزنند و اینها نرقصند .
ششما نظام زنبور ملکه و زنبورهای کارگر را از مناسبات اشرافی و الیگارشی مالی مسعود رحوی بردارند و با اعضایشلن عین ادم با روابط کاملا انسانی برخورد کنند .
هفتما از ایده الوژی اخوندی اسلامی فاصله بگیرند .
هشتما با یک رهبر ترسوی ۳۰ سال پنهان شده انقدر فیلم و جنگولک بازی درنیاورند که ماسه ابروریزی است . در جایی که نوجوانان تو اسران سینه شان سپر گلوله عوامل جمهوری اسلانی است پنهان شدن یک ادن ۷۱ ساله صورت خوشی ندارد .

شماره ۲۵۵

ناشناس گفت...

مقاله اقای سلیمانزاده گل بود ... به سبزه نیز اراسته شد ! فرض کنیم که گذشته چراغ راه اینده است و اصلن درست ولی نیاید گزینشی گذشته را جراغ اینده کرد چون در انصورت اینده هم گزینشی میشود .
اگر همه گذشته چراغ راه هنه اینده باشد امری است صحیح دز غیر اینصورت لفاطی است . ایا ما دنبال حقیقت هستیم یا نه ؟
شماره ۲۵۵

ناشناس گفت...

اگر فرخی یزدی زنده بود امروز چه نیگفت ؟ اگر ملک و شعرای بهار زنده بود امروز جه میگفت ؟ اگر مصدق زندع بود امروز چه نیگفت ؟ اگر ستارخان و میرزا کوجک خان زنده بودند و جمهوری اسلانی را میدیدند امروز چه میگفتند ؟ چون انها زنده نیستند پس ماهم به انها اویزان نشویم و مسائل را بطور مشخص در شرایط مشخص تاریخی و اجتماعی - سیاسی خود ارزیابی کنیم . اگر با این شیوه ارزیابی کنیم بوضوخ درمیابیم که اخوند در جامعه ایرات یک غده سرطانی است و باید ابتدا به دست همه ملت و نیروهایی که برنامه مدرن و دنوکراتیک دارند جراحی شود و از جسم و روح جامعه بیرون کشیده شود و به فاضلاب اتداخته شود . مهم نیست که این نیروها پدرشون و مادرشون کی بوده بلکه مهم برنلنه و مواضع انهاست که با این جراحی موافقند یا مخالف ؟! اگر موافقند قدمشون روی چشم و اگر مخالفن بروند لای دست اخوندها ولاغیر . دیگه اینهمه صغری و کبری نمیخواد که .

خاکزاد

ناشناس گفت...

اخرین کامنت برای اقای سلیمانزاده عزیز !
بمنظور جلوگیری از مباحث تاریخی که مثنوی هفتادمن کاغذ است با یک مثال به شما عرض کنم که رژیم شاه طلای ۲۴ عیار نبود ولی ۱۴ عیار بود . در حالیکه ما طلای ۱۴ عیار را از روی بی خردی دادیم و بجای ان یک حلبی زنگزده بیرون امده از چاه قرون وسطی گرفتیم .
یعنی معامله از این گندتر در تاریخ سابقه نداره .
دیگه حرفی ندارم .

خاکزاد

ناشناس گفت...

چند سوال و پارادوکس سیاسی :
اگر ملاک برنامه یا پلاتفرم سیاسی است پس چرا بایستی روی نام افرادی که ارائه دهنده پلاتفرم هستند حساس باشیم ؟ اگر ملاک نام افراد است پس چه نیازی به پلاتفرم سیاسی انها داریم ؟
من به عنوان یک شهروند ۵۸ ساله ایراتی که بقدرکفایت دارای شناخت هستم اعلام میکنم که در مرحله جنبش دموکراتیک که عموما خواستهای اقتصادی - سیاسی - اجتماعی و تغییر رژیم را در خود دارد میتوان با کلیه نیروهایی صرف نظر از نام و شجره که در موارد اصلی پلاتفرم توافق دارند جبهه مشترک تشکیل داد و دست از وسواس سیاسی در حد افراط و هژمونی طلبی برداشت و من معتقدم در غیر اینصورت چه خواسته و چه ناخواسته به بقای رژیم کمک میکنیم و تا الان هم کرده ایم . مهم نیست که بر علیه رژیم فقط شعاربدهیم بلکه مهم اینست که بر علیه رژیم متحد شویم و من فکر میکنم امروز در بین گروههای سیاسی مجاهدین به عنوان تنها عامل تفرقه عنل میکنند و رژیم جمهوری اسلامی از این موضوع کاملا اگاهی دارد و در مواردی نیز با خط دادن بصورت غیرمستقیم به مجاهدین بر شدت تفرقه میافزاید و مجاهدین نیز اگاهانه و یا نااگاهانه در این باره کاملا در حال همکاری با رژیم است . انها فقط بدنبال مطرح شدن هستند و رژیم بخوبی از این موضوع اگاه است و خوراک مناسب همواره در اختیار انان میگذارد . بنابراین مجاهدین نه تنها هیچگونه نقشی در حال حاضر در جنبش ندارند بلکه غیر مستقیم از عوامل روانی وزارت اطلاعات رژیم میباشند . هردوطرف کاملا به این رابطه اگاهی کامل دارند . با هرنوع چرخشی سیاسی که بین رژیم و امریکا صورت بگیرد استراتژی مجاهدین دچار تغییرات نجومی میشود و این یعنی انکه انان نه در جنبش بلکه هویت خودرا در مناسبات سیاسی رژیم و امریکا میبینند و با افزایش شکاف ، انها نیز دارای فضای بازتر و تنگتر میشوند . این اخر و عاقبت همه گروههایی است که در مناسبات مزدوری قرارمیگیرند و سرانجام وجه المصالحه میشوند . امروزه سازملن مجاهدین هیچ شباهتی به قبل از ۵۷ ندارد بلکه بصورت شرکت سهامی است با اختیارات مادام العمر مدیرعامل و بقیه نیز فرماتبردار حقوق بگیر و با جنبش داخلی کشور هیچگونه سنخیتی ندارد . انان بیشتر معامله گرهستند تا برانداز . انان در حال حاضر در عمل توسط سرویسهای امنیتی هدایت میشوند و حتی وزارت اطلاعات اخوندی . اینها مواضع چپ نیست ... بهش خواهید رسید .


خاکزاد

محمود گفت...

با درود
نمیداونم این سلیمان همان آقای سلیمان زاده است یا یک مجاهداللهی است که نام آقای سلیمان زاده را دزدیده. اگر دومی باشد که که آقای سلیمان زاده باید خود راسا در اعاده حیثیت خود اقدام کنند.
ولی اگر این نظر خود آقای سلیمان زاده است، در این صورت همان ذره اعتباری که ایشان داشتند هم به فنا رفت. صاحب این نظر بیشتر به روان پریشان شبیه است تا به یک روشنفکر سیاسی.
زیرا نظر دهندگان صفحات این ربلاگ آدمهای معمولی نیستند و به جز مجاهداللهی ها اکثر افراد سرد و گرم کشیده هستند. بنابراین اگر نظرات واقع بینانه جیغ کر و کوران سیاسی را در می آورد مشکل ایشان است.
کسی که فرهنگ نوشتاری افراد را نتواند متوجه شود همان بهتر که "بع بع" اورولی کند: چهارپا خوب، دوپا بد!! تا اینکه نظر دهد. سبک نوشتاری مثل اثر انگشت است و کسی نمی تواند جز همان که هست بتویسد. سبک جمله بندی و نوشتاری بخصوص اسماعیل کاملا واضح است.
تنها وصله ای که به اسماعیل نمیخورد این است که از بیان نظرش واهمه داشته باشد وگرنه اساسا این صفحه و این مطلب و آن انتقاد تیغ کشی به او اساسا منتفی بود. این انتقاد به دلیل بیان نظر شجاعانه در جمع عمومی و حتی نه در فضای مجاری و پشت کامپیوتر بوده.
دوستان اگر واقعا دنبال حقیقت هستیم کمی تفکر شایسته موجود انسانی است. چرا از انسان بودن خود انصراف داده ایم.

ناشناس گفت...

یک نکته مهم انتقادی آقای سلیمانزاده در باره جناب یغمایی کاملا بجاست. ان اینکه جنابیغمایی در مراودات و گهگاه سخنرانی هایش سعی نمیکند از کلمات تمیز استفاده
کند و نمی دانم چرا کلماتی چون نجاست و قرمساق و قحبه و..... که زیاد هم هستند را بکار میبرد. در شعر و انهم به ستمگران و خونریزان تاختن و فحاشی کردن را مقصود و منظورم نیست بلکه زندگی و مراودات و بگومگوهای اجتماعی و خانوادگی را اشاره میکنم. از این بابت جناب سلیمانی درست فرمودند. یک آواره

esmail گفت...

دوستان با درود
اقای سلیمانزاده از دوستان من است. چند سالی است او را میشناسم.اهل درد و آزادیخواه و رنج غربت کشیده و کس و کار به تیغ جلادان جمهوری اسلامی از دست داده است.انتقادات او حق اوست وپاسخهای منطقی من و خواننده حق ماست. اگر باب انتقاد درست باز شود بسیار خوبست یکی از علل ویرانی در خارج کشور بخصوص همین است . هر مخالف و منتقدی دشمن محسوب میشود و نباید این چنین باشد اگر ما انتقاد را بر میتافتیم در شرایطی که ملت ایران در خیابنها مینالد و میغرد شاهد این تفرقه براستی ننگین و سنگین نبودیم و همه در کنار هم منعکس کننده صدای بحق مردم بودیم. امید که این چنین بشویم

ناشناس گفت...

خدا را شکر که خاکزاد دیگه حرفی نداره.
۳۰% کامنتا از ور و ورهای ایشونه، اگه به اسامی دیگه کامنت ننوشته باشه
از سلطنت دفاع میکنه و هی اصرار داره بگه که سلطنت طلب نیست، می‌خوای باش می‌خوای نباش به خودت مربوطه.
تاثیری در روند تاریخ ایران نداری و اگه غیر از این فکر میکنی، یواشکی به کشک سابیدن خود ادامه بده


یواشکی

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۷ مرداد ۱۳۹۷/ ۸ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

۱/اسماعيل گرامى،چون آقاى عين سليمانزاده "خودش" ازدوستان شماست،ماهم بنابرارادتى که به شماداريم،دوست حسابش مى کنيم.چون اين"دوست"به شيوه ى"کمانه اى"ميگه بى شرم،ماهم"دوستانه"استدلال مى کنيم که داره انشاى دبيرستانى مى نويسه،چيزى حاليش نيس وتوچل سال پيش قفل شده تا ذهنيت ش بريزه.
توارتش به اين ميگن"آتش تهيه"که پيش از تهاجم زمينى طرف مقابل روميگيرن زيرضرب آتش توپخانه وآتشبارتازمين گيربشه.
شايد تصادفى باشه(شايد)،ولى اين شيوه ى اون رهبرکبيرودارودسته شه که هروقت به کسى نيازداره بافحش چاروادارى شروع ميکنه تابزنه توسرمال وبزخرى کنه.اين ديگه ازاون کارهاى بى مزّه ى لشوش"دَمِ بست"(پشت حرم امام رضا)ست که دوره ش گذشته.استدلال رهبرکبيراينه
"هر که دراين بزم مقرّب تراست / جام بلابيشترش ميدهند"
يا
"هر که دراين بزم مقرّب تراست / توى سرى بيشترش مى زنند"

دوره ى اين جورخرمردرندى هاازنظرتاريخى گذشته.پايه ى يه جامعه ى درست وحسابى"شهروند"ه يعنى"فرد".اين مانيستيم که ازاون رهبرکبيرسدسال نورى فاصله داريم،اين اونه که پس معرکه س باذهنيتى ارتجاعى وخودگنده بين.

سى ساله که دارن پول ميدن توسرخودمن بزنن تابعد بيان سرچونه زنى،سى ساله که مى فرستم شون لادست پدرشون که"نميرفوشيم،بزن به چاک"

اون روزى که مازاده شديم، يه نسل کم وبيش"۲۵ سال"بود.امروزرسيده به"۵/۶"سال.اين رهبرى باجوان هاى امروزهشت يانه نسل تفاوت ذهنى داره.انگارکه"الگوهاى ذهنى"اين جماعت مال دوران"شاه عباس جنت مکان"باشه.رهبرجون،ول معطلى.

۲/ ناشناس "یک آواره"
کثيف ترين و پلشت ترينِ واژه ها،کثيف تراز"نجاست وقرمساق وقحبه"،واژه ى "آخوند"ه.اسماعيل وفايغمايى ايناروازسربى تربيتى وعصبانيت نميگه.ميدونه چى ميگه.توخط عبيدزاکانى وميرزاده عشقى يه،ازشونم جلوزده.عزيزم توجوش نزن.

محمود گفت...

با درود.
با نظر آخر پاکزاد در اتحاد عمل واقعی مجاهدین و بخصوص جناح راست جمهوری اسلامی کاملا موافقم. علاوه بر این خلاء امروز اپوزیسیون تماما در اثر خرابکاری مجاهدین و رهبری آنها است. از همین منظر بازهم نظر گذشته خود را که از 15 سال پیش تکرار کرده ام و از این بابت آن زمان مورد کم لطفی اسماعیل و هفکران نزدیکش که امروز از متقدین اصولی مجاهدین هستند، قرار گرفتم، تکرار میکنم و به آن اعتقاد کامل دارم.
از نظر اینجانب قیچی سلاخی بهترین فرزندان میهن دو تیغه داشت خمینی و رجوی. رجوی بعد از شهادت موسی خیابانی و کودتا در سازمان در کنار خمینی به بزرگترین دشمن آزادی و فرزندان آزادیخواه ایران تبدیل شد و متاسفانه خون عزیزانی که با نام مجاهد و حتی غیرمجاهد ریخته شده را رجوی مصادره کرد و هنوز نان آن را به ناحق میخورد.
بن بست امروز اپوزیسون در برابر حکومت ایران در حالی که بوی الرحمن آن بلند است، بطور مستقیم مسئولیتش با رجوی و مجاهدین است. و بدون تعارف باید خمینی و رجوی را از نظر دشمنی با ایران و مردم ایران و آزادی کشی و سلطه تاریکی بر میهنمان همردیف و بطور 50 50 مقصر دانست.
مجاهدین و رجوی هرکز در سمت مردم ایران نبوده و نیستند و اتفاقا در جهت منافع و ماندگاری رژیم منحوس آخوندها متحد عملی این حکومت بوده اند.

ناشناس گفت...

با درود
به زعم خودم ( یک ایرانی میانسال و تحصیلات آکادمیک و تجربه کار و همکاری سیاسی با دو گروه عمده اپوزیسیون ) آینده سیاسی ایران باید و تاکید میکنم باید در گرو یک برنامه و پلاتفرم سیاسی باشد . برای من به عنوان رای دهنده و سپس همکار با گروه مورد نظرم پس از تغییرات لازم و مهمتر ایجاد ارگانهای موثر کنترل قدرت و اجرای قانون اساسی ، برنامه ای موثر و مفید و ضامن تداوم دمکراسی ، تنها برنامه ای است که طبقه متوسط جامعه را تحکیم و توسعه بخشد .
برای من نه سابقه زندان و وابستگی خانوادگی و نام و نشان اهمیت دارد و نه خوشزبانی و ...
بر اساس تجربه شخصی با تحکیم و توسعه طبقه متوسط در جامعه دمکراسی قابل اجرا و پایدار خواهد بود . حکومت ثروتمندان به تنهایی و یا فقرا به هر اسمی ( پرولتاریا و مستضعفین و... ) هیچ ره آوردی جز دیکتاتوری نخواهد داشت .
اما آنچه آقای سلیمانزاده نوشته :
حکومت پهلویها ایران را واقعا نظم نوین داد و پایه های ایران مدرن را بنا نمود . مخالفین هم واقعا دو دسته کلی بیش نبودند ، جناح ارتجاع که چهل سال است حاکم تست و جناح مقلد شرق در چند نوع از حزب توده تا مجاهدین . فکر نمیکنم پس از اینهمه تجربه هنوز کسی بتواند بگوید که آرزو میکرد حزب توده یا کمونیستها در ایران قدرت را به دست میگرفتند ، چرا که تجربه آلام و مصیبتهای شوروی و بلوک شرق هنوز آثار غم انگیز خود را در جهان به ارث گذاشته است . اگر ما دو امکان داشتیم که یکی پهلویها بودند و دیگری عضو اقمار شوروی ، من خوشحالم که دوران نوجوانی و بخشی از جوانی را در دوران پهلوی گذراندم . حال حمایت از مجاهدین که علاوه بر سیستم تک حزبی شوروی و دیدگاههای اقتصاد دولتی را با مذهب مخلوط دارند ، عملا حمایت از آنها منجر به یک کشوری خواهد شد که اقتصاد دولتی ، سیستم تک حزبی ، مذهب و بعلاوه اختراعات آنها یعنی پروژه های دیگ و حوض و محو فردیت و ... و در نهایت تلاش برای ایجاد یک کشور که در دو نمونه خلاصه خواهد شد : مردها مسعود و بانوان مریم !
هیچ سناریو وحشتناکتری را حداقل من نمیتوانم تصور کنم که هر روز صبح نسل بعدی ما در مدرسه و محیط کار اول خوابهای دیشب و تصورات جنسی خود را در جمع بخوانند و خیس از تف و کبود از لنگه کفش سر کلاس و پشت میز کار بروند و رسانه ها دایم عکس این دو الگوی ایر انسان را در طول روز نشان دهند و منویات این دو بزرگوار را انتشار و پخش دهند .
حتی تصور این صحنه ها منزجر کننده است .
پس چاره چیست و چه باید کرد ؟
رضا پهلوی اگر به سلطنت بسنده کند ، شیک و خوش قیافه ماهی یکبار پشت تلویزیون به عنوان نماد همبستگی ملت حضور پیدا کند و کارها را به سه قوه واگذارد و در کنار آن سه قوه ، قوه چهارم مامور نظارت بر اجرای قانون اساسی باشد ، میتواند برای من قابل قبول باشد .
اما اکنون باید گذشته و ساواک و چریک و ... را فراموش کرد ، اکنون باید برای نابود کردن آخوندها مشترکا اقدام کرد . مردم در نهایت و در یک انتخاب آزاد میتوانند تصمیم بگیرند که هر روز میخواهند سر حوض و دیگ مریم و مسعود بروند یا در فضای دیگری زندگی کنند . این هم حق مردم تست که بدانند مجاهدین چه برنامه ای برای آنها تدارک دیده اند و هم این حق مجاهدین است که برنامه های خود را توضیح دهند. سیستم پادشاهی و مشروطه برای مردم ناشناس نیست . خیلی خوب بود که هر دو یا چند طرف بر سر میز مذاکره بنشینند و قوای خود را متحد کنند و پس از سرنگونی به مردم فرصت انتخاب سیستم حکومتی را بدهند .
با سپاس از توجه دوستان
بهزاد ( لیبرال دمکرات )

ناشناس گفت...

اقای یواشکی !
من سلطنت طلب نیستم اما با شجاعت میگم که شاه طلای 24 عیارنبود اما طلای 14 عیاربود و ما سال 57 طلای 14 عیاردادیم جاش پهن گرفتیم . قبول نداری واقعا ؟ ضمنا اگر 57 فریب نمیخوردیم الان 40 هزار نفر اعدامی و یک میلیون کشته در جنگ الان زنده بودن و به این روز سیاه و تاریک نیافتاده بودیم . حالا بگو سلطنت طلب یا هرچی دوست داری بگو و واقعا حقته که خدم و حشم باشی . ضمنا میمون دوتا کروموزوم از تو بیشتر داره و الاغ هم حلقه ژنتیکش از تو پیشرفته تره ( البته دورازجان میمون و الاغ)
اگه تشخیص میدادم که اصلاح میشی این حرفارو بهت نمیزدم .
خاکزاد.خاکزاد . خاکزاد . خاکزاد . خاکزاد . خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای بهزاد !
بسیار عالی .
خاکزاد

ناشناس گفت...

حرفی دارم با مجاهدین
آقایان و خانمها
تا زمانی که شما:
- طرز پوشش خود را تغیر ندهید
- تا زمانیکه که برای ایدیولوژی فاصله نگیرید
- تا زمانیکه دست از یکه تازی و کوبیدن دیگران برندارید
- تا زمانی که خودزنی میکنید
و تا زمانیکه منتقدان و مخالفان خود را سرکوب میکنید، مطمین باشید جایی در دل دیگران ندارید و هیچ فردی با عشق از شما حمایت نخواهد کرد. شما نمی توانید مردم ایران را تغیر دهید و نخواهید هم که چنین کنید که ملایان نتوانستند و این مردم را هیچ مهاجم از پا در نیاورده و نخواهد درآورد. پس بهتر است تغییر بنیانی کنید اینطور شاید بتوان امید داشت. من با نوشته بهزاد تا اندازه ای یاد موافقم. آقای پهلوی مستقل برای آزادی و آبادی و برچیدن تبعیض و بی عدالتی و برقراری امنیت و آرامش سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کافیست. امیدوارم بر همه دشواری ها پیروز شویم و از دست این حاکمان نامروت و ویرانگر آزاد شویم.آواره

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۸ مرداد ۱۳۹۷/ ۹ اوت دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

هم ميهن گرامى بهزاد،

يه فکرکليدى لزومى نداره سد برگ باشه.اين چيزى که نوشتى خيلى خوبه ولى کافى نيست.بيشتر روى جزئياتش کارکن وبجاى کامنت گذارى،يک راست بفرستش براى خوداسماعيل.ضمنن مجاهدين برنامه شونو توضيح نخواهندداد،چون برنامه اى درکارنيست. برنامه مجاهدين تبعيت بى چون وچراست وتعيين از"بالا"وتف ولنگه کفش.اگه توايناکسى روزنامه بخونه،نفوذى حساب ميشه.کسى حق نداره به چيزى فکرکنه که سازمان مجازندونسته.رجوى هم رک گفت :

"ماهيچ وقت با---ولايت فقيه--- مخالفت نکرديم،اين به معناى پذيرش اصلح است....رأى ورأى کشى هم نداريم".

بهترازاين ميشدآب پاکى روريخت رودست همه ؟

اين باضافه ى تبعيت بى چون وچرا،حوض،غسل وتف ولنگه کفش وگزارش خواب(نخستين مورددرتاريخ سياسى جهان)،ميشه کيم جونگ اون جنايت کار+خمينى جنايت کار.اگه مجاهدين به قدرت برسن،روى همين رژيم روسفيدخواهندکرد.ازکوزه همان برون تراودکه دراوست.

مجاهدين، نه ! خيلى ممنون، به روحش رسيد !

ناشناس گفت...

به شهروند ۵۸ ساله خاکزاد
اگه آن یکی خلا بود و به جاش پهن گرفتی، نوش جانت و گواری وجودت.
از قرار معلوم شهوت کلام تمامی وجود این شهروند ۵۸ ساله را گرفته. ۳۰% کامنتهای زیر این مطلب را نوشتی، آیا غیر از اینه که من میگم شهروند ۵۸ ساله ؟
خط و خطوط معین میکنی که باید متهد شد، هوا برت داشته. یه خرده یواش تر برو که دیگران هم بتونن باهات بیان.
حقیقتا به توئی که سال ۵۷ پهن تحویل گرفتی میشه گفت که الاغ ازت ۱۰کلاس جلوتره شهروند ۵۸ ساله. باز هم نوش جانت و گوارای وجودت.
خواستم بگم که چرا جفتک میندازی دیدم که این در ذات و وجودته، کاریش نمیشه کرد اصلاح نشودنیه، پس تأ میتونی جفتک پرونی کن و جای دوست و دشمنو نشون بده ۵۸ ساله.
در ضمن کشک سابیدن یادت نره فقط یواشکی بساب



یواشکی

ناشناس گفت...

از هوادارلن مجاهدین سوالم اینه که دلتون میخواد اوضاع همینطوری باشه اما مریم بجای روحانی بشینه ؟ یا اینکه دلتون میخواد اقتصاد و ازادی و امنیت درست بشه ولی پهلوی بیاد ؟ کدامو میخواهید . البته تا اونجاکه شماها شناخته شده اید میگید مریم . پس واقعا خاک برسرتون با اون سلیقه سیاسیتون .

ناشناس گفت...

احسنت به کامنت ناشناس . یه شماره برای خودت بزاری بد نیست بزرگوار
خاکزاد خاکزاد خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای مسعود عالمزاده
بسیار عالی
خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای یواشکی
جوابت بیشتر شبیه سوزوگدازه تا جواب . خوش گلدیم بابا
خاکزاد خاکزاد خاکزاد

ناشناس گفت...

آقای عالیمزاده از پاریس
با سپاس از نظر شما .
در خصوص برنامه : مشکل اصلی در چنین شرایطی نوشتن برنامه و انشای حقوقی آن نیست ، بلکه بیشتر به نحوه تفکر حاکم در میان مخالفین حکومت برمیگردد .
اعلام یک برنامه در دو صفحه A4 با توجه به تجربیات و میزان سواد و اطلاعات سیاسی ، کاری است که عمده افراد مانند خود شما و دیگر دوستان ممکن است .
شرایط به گونه ای است که کمتر کسی در خلوت خود میپذیرد نویسنده یک برنامه خالصانه قصد خدمت به ایران را دارد .
همفکران و من چندین بار به صورت پیگیر و صرف وقت بسیار خواسته های موجود عمومی که در جامعه ایران به صورت فرموله نشده ، هست و در پی آنند را تدوین کردیم . به واقع همان است که شما فرمودید ، سد صفحه نمیشود . به احتمال زیاد پژواک خوبی هم خواهد داشت اما باور بفرمایید ما و من شرایط اجتماعی را هنوز آماده نمیبینیم . چرا که خود بزرگ بینی ها ، میراث خواهی های سیاسی موجود در سازمانها و گروههای سابقه دار ، تا اندازه ای عدم واقع بینی گروهها و افراد سیاسی و.. سد بزرگی است که بر سر راه ماست . ما و من از دیدگاههای مالی توان انتشار برنامه و دعوت از بسیاری را داریم اما گاهی به موانع دیگر نیز فکر میکنیم .
یکی از موانعی که در بین خود ما هست ، عدم علاقه ورود به موضع سخنگویی و در صورت استقبال حتی جمعی مدیریت و رهبری است . تا جایی که بارها تصمیم گرفتیم بودجه موجود را در اختیار سازمانهای خیریه و یا گروه سیاسی دیگری که به خطوط فکری ما نزدیک هستند قرار دهیم .
سو استفاده از قدرت و از سوی دیگر سواستفاده از عواطف و پتانسیل شریف جوانان و سیاسیونی که در چهل سال اخیر توسط رژیم و یا گروههای سیاسی مخالف رژیم انجام شده ، جو بدبینی ، طمع به موارد دیگر به غیر از خدمت به ایران عزیز ، آنچنان زخمهایی بر پیکر جامعه فکری ایران وارد نموده که نه باوری مانده و نه حتی خوشبینی سالم .
اما در مورد شورای ملی مقاومت ما با دقت کامل مصوبات آنرا مطالعه ، نکات مثبت و منفی آنرا نیز میدانیم . همینکه سازمان مجاهدین با چنین حواشی موجود ، آیا اصولا میتواند التزامی به دمکراسی بدهد ، سوال اصلی است وگرنه با چند تصحیح مصوبات شورا حداقل از نظر حقوقی دارای معایب زیادی نیست ، این منتشر کننده است که زیر سوال قرار دارد . به عنوان مثال سازمانی که به فردیت معتقد نیست ، چگونه میتواند ضامن دمکراسی باشد؟ چرا که اصل فردیت موجد تفاوت اندیشه هاست و تفاوت اندیشه ها ملزوم یک دمکراسی است . در سازمانی که یکنفر فکر میکند و دیگران فقط تابع هستند ، به گفته شما حتی خواندن روزنامه ممنوع است ، چگونه باید پذیرفت که التزام آن به دمکراسی واقعی و اصولا عملی است؟
اما من شخصا معتقدم که مردم باید بدانند حتی سازمان مجاهدین خلق چه میگوید و در یک رایگیری آزاد چه بسا همین مردم به واسطه دیگ و حوض ، مخالفت با ایندیودوالیسم ( فردیت ) و... به سازمان جواب منفی بدهند . ( در مورد عراق و همکاری با صدام و.. چون نمونه های مشابه تاریخی بوده است، حرف دیگری است )
در مورد گروههای دیگر هم چنین ملاحضاتی هست و فراخوان و دعوت به یک گردهمایی برای تدوین اصول و برنامه هم که با هزار موضوع جانبی و برحق و ناحق روبرو خواهید و خواهیم بود .
دوست من مشکل با ارایه برنامه حل نمیشود ولی کاملا حق باشماست ، ارایه یک برنامه کار شاقی نبست اما تمام کار هم نیست .
با سپاس از توجه شما
بهزاد

ناشناس گفت...

همه هم و غم مجاهدین خصوصا بعداز ۵۷ فقط و فقط کاریزما بازیه این برمیگردد به حضور فرصت طلبان خودشیفته بر اریکه این سازمان در سال ۵۷ ولاغیر . چه ننگی بالاتر از این که در کوران اعمال ظلم و ستم اخوندی دنبال کاریزما بازی باشیم ؟
طاهر