دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ بهمن ۱۸, پنجشنبه

مسیح علی نژاد در دیدار با مایک پمپئو

۲۲ نظر:

ناشناس گفت...

بازخوبه مسیح علینژاد دعوت پمپئورا پذیرفته و رفته حرف دل مردم و تنفرمردم از رژیم را برای پمپئو توضیح داده ....
اما بعضی ها ! که میروند به ملاقات سناتورهای بازنشسته بجای انتقال درد و گرفتاری مردم ... از انها میخوان که ازشون تعریف کنه تا گنده بشن .
توجه کردید که دوجریان در پوشش این خبر سکوت کرده اند اول رژیم که مسئولین قضایی رژیم فحش و ناسزا نثار مسیح کردن و دوم جماعت رجوی که درباره کلاه پشمی رهبر خودشیفته خود در ۴۰ سال پیش چهارساعت مطلب مینویسند و اخبار اقصی نقاط عالم را منتشرمیکنند اما دریغ از انعکاس ملاقات فعالترین زن مدافع حقوق بشر و زنان ایران .
و انهم با پمپئو وزیرخارجه دولت ترامپ .
ایا این به معنی حسادت و بخل و دشمنی نیست ؟
ارتجاع غالب و ارتجاع مغلوب در برخورد با نیروی بالنده اجتماعی به هم میرسند چون دارای خواستگاه ایده الوژی مشترک هستند .

ناشناس گفت...

مسیح !
تو تنها نیستی ... درقلب اکثریت قاطع ملتی .
این امانت خونبار را که به قیمت تازیانه و زندان زنان قهرمان ایران بدست اورده اند به سهم خود سالم به مقصد برسان . هزاران زن مبارز و رنجدیده و اسیر به تو درود میفرستند . زنده و پایدارباشی

ناشناس گفت...

حضرت موسی
اولا مسیح نیست و معصومه است دوما علی نژاد قمی است بعدش هم یک طوری مینویسید که گویا معصومه علی نزاد قمی کلا دختر خدا است این بیچاره دنبال یه لقمه نون است چی کارش دارید چرا اینقدر چوب کاری میکنید

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۸ بهمن ۱۳۹۷/ ۸ فوريه دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

خواهرکوچکم، مسيح گرامى !

ازاين امکانى که دست دادبهره بهينه بردى وپيشنهادات پربارت روگذاشتى روى ميز.سپاس پيرزن شکسته ى روستاى مشکين شهرتوشه ى راهت باد.

اگرچه خودت آگاهى،اماچون تواين چهل سال ماخيانت پشت خيانت ديديم،نکنه يه وقت اين اعتبارسياسى ت که تبلور رنج وشکنج ونابودى هزارهزارهم ميهن ماست روبريزى به پاى يه مشت وامونده ى سياسى که هيچ جايى درسپهرسياسى مانداشته وندارند.اعتبارتوبه اونها منتقل نخاهدشد،بى اعتبارى اونهاگريبان توروخاهدگرفت.

پيروزوسرزنده باشى !

ناشناس گفت...

صدای پیشتاز مذهبی در جامعه مذهبی

بمثابه صدای گوز در بازار مسگرهاست!



شاه رفت ، خمینی امد اما به چه قیمتی ؟

پیرمردی با یک گونی جهل و خرافه با مغزی متحجر که گاوصندوق  هزاران کتاب و جزوه های فقاهتی - ایده الوژیک اسلام ناب بود  با کوله باری از صدها کتاب حدیث و روایت و ولایت و آداب تجاوز  و تعزیرو شلاق و حد و نسل کشی و شکنجه و اعدام .... وای ... هیولا آمد .....

درهمهمه جهالت یک ملت با پیشتازانی که درتب حفاطت از پدربزرگوارشان و طلایه دارمکتبشان و سمبل شرف ملی شان میسوختند و نگران سلامتی اش بودند وامروز که نسل ها مظلومانه به جوخه های نابودی سپرده شدند برای حفظ آبروی تاریخی شان ! سکوت کرده اند واگرچه خون جانباختگان را مزورانه مانند دلار به حساب شخصی شان واریز کرده و میکنند  ... ایکاش فقط سکوت بودونه ثبت وقایع تاریخی بصورت وارانه !!!

امام خمینی بمثایه یک هیولای تاریخی و پرچمدار مکتب تشیع سرخ علوی مانند کفتار بو کشید و  پا به میدان بازیهای سیاسی گذاشت و از کویت به فرانسه رفت تا از مواهب غرب برای رساندن صدایش استفاده کند با مشتی جوان اسلامی در اطرافش به عنوان مترجم و مبلغ ! خمینی سال ۴۹ به نمایندگان مرکزیت مجاهدین درنجف گفته بود : بدون حمایت امیری ! چیزی ! انداختن شاه غیرممکن است ! از فحوای کلام او دوچیز برمیامد :

اولا به نیروی مردم اعتقادی نداشت چون درپس ذهن ایده الوژیک او مردم گوسفندی بیش نبودند و تئوری ولایت فقیه نتیجه طبعی این دیدگاه اسلامی بود و مطابق قران .

دوما او چشم به حمایت اجنبی داشت .

خمینی هم کتاب ولایت فقیه خودرا زیرتشکچه اش داشت وهم حمایت اجنبی را در نوفل نوشاتو .

برخلاف خیلی ها که جفت شش میاورند اما خوب بازی نمیکنند ایشان جفت شش اورده بود و خیلی خوب هم بازی کرد.

موذی گری ، پنهانکاری ، دروغ و جنایت پیشگی دردات او بود که درلابلای شعارهای پوچ ضددیکتاتوری استتارشده بود و پیشتازان ما دران روزگار چیزی برای ارائه نداشتندچون ایده الوژی بزک کرده "ترمودینامیکی " شده انان گوزی بود در بازار مسگرهای خورده بورزوازی سنتی همراه با فریادهای گوش کرکن پوچ امام فریبکار .

۴۰ سال گذشته است ... دهها هزارنفر زن و مرد و بچه اعدام شده اند ( از روی بام مدرسه تا کف خیابان درامروز) اما صدهی گوز پیشتاز مذهبی ما یعنی همان" اسلام دموکراتیک " از اروپا ! بگوش میرسد !









ناشناس گفت...

حضرت موسی !
میدونم داری چی میکشی ! خوب به پمپئو بگو مریم را هم دعوت به ملاقات کنه ! چرا خودتو پاره میکنی حسود بخیل !

ناشناس گفت...

گوز دربازار مسگرها مانند

اسلام دموکراتیک در بازار اسلام سنتی !

در سایت مجاهدین دو نفراز قدیمی ها بنام عباس داوری و مهدی ابرشمچی مطالبی نوشته اند تحت عنوان" بازیافت یک مردار و ..." تا توانسته اند جیب رهبرخودشیفته خود را با نخودو کشمش دروغ و تحریف و ملغمه ای از مطالب راست و دروغ پرکرده اند ... طبعا طرف صحبت انها ما نیستیم بلکه پامنبری های هایشان هستند تا خوراک بگیرندو سرشان گرم شود ( چون عاشق این بحث ها هستند ) این دو الدنگ دروغگو مدعی هستند که بهمن بازرگانی اولا کاره ای نبوده و دوما درحدی نبوده که بخواهد به مسعود بکن و نکن بگوید ! ( صرف نظراز اینکه بنده تمایل سیاسی به بهمن بازرگانی داشته باشم  این حقیقت را بگویم که بهمن بازرگانی از کادرهای اولیه سازمان ، همدوره حنیف و مدتی نیز مسئول مسعود رجوی بوده است و کتمان این حقیقت از سوی این دوالدنگ دروغگو ( که دران روزگار بندکفش بهمن بازرگانی هم حساب نمیشدند) به این دلیل است که میخواهندبگویند حنیف مسئول مسعودبوده است !  چون بخوبی میدانند پامنبری ها با چه مطالبی دچار شعف ایده الوژیک میشوند !  وای برما )

این دوالدنگ اصراردارند به خواننده حقنه کنند که مسعود عضو مرکزیت داخل زندان بود و الی آخر ...

من با خواندن مزخرفات انان چند سوال برایم مطرح شد :

۱/ اولا در شرایطی که سازمان دربیرون از زندان دارای مرکزیت بوده چه ضرورتی برای ایجاد مرکزیت درزندان بود ! ایا جز یک حرکت ضد تشکیلاتی که حنیف درواپسین دم حیات افرادرا از چنین اقداماتی منع کرده بود ؟!

۲/ ایا تشکیل مرکزیت داخل زندان به معنی دهن کجی به مرکزیت بیرون از زندان نبود ؟ انهم مرکزیتی که در رزم بی امان خود دراوج عملیات نظامی و ضربات پی درپی ساواک بودند ؟ ایا تشکیل چنین مرکزیتی بهردلیل خدمت به ساواک و خیانت به رزمندگان بیرون از زندان نبود ؟

واما نتیجه تشکیل این مرکزیت چه بود ؟

هیچی ... یک مشت نوشته بنا به نقل قولهای سعید شاهسوندی به قلم مسعودرجوی و ازکاه کوه ساختن و طرح دعاوی کاملا دروغ ازجمله انکه مرکزیت بیرون را کودتا چی و خائن به آرمانهای مکتبی نام بردند !!!

همه این اتهامات ازروی بخل و حسادت و کرسی طلبی بود چراکه همه اپورتونیستهای مذهبی ازجمله مسعود رجوی از نام شهرام هراس داشتند چون او با فرار قهرمانانه و بی نظیر  اززندان بهمراه ۱۹ قبضه سلاح کمری و ۹۰۰ تیرفشنگ چنان لرزه ای بر اندام ساواک و اپورتونیسم راست مذهبی انداخته بود که چشم دیدن اورا نداشتند و شب و روز با نوشته های مزخرف درپی ضایع کردن او بودند و جالبه این نوشته ها زندان به زندان میرفت و برای خیلی ها که ازمسایل درونی سازمان اطلاع جامعی نداشتند موردپذیرش واقع میشد ! این است همه انچیزی که این دوالدنگ دروغگوی چاپلوس از ان بعنوان "رسالت انقلابی - تاریخی" مسعود نام میبرند و این همان چیزی است که همنشین بهار بخاطران مسعودرا "معلم" خطاب میکند !

حالا تصورکنید ما درجه سطحی بودیم !

بی جهت نبود که خمینی بعنوان " پدربزرگوار" و " رهبرانقلاب " و " مجاهداعظم" و " رهبرسازش ناپذیرخلق" و صددوجین القاب مشابه دیگر از سوی اپورتونیسم مذهبی تا یکی دوسال مورد احترام و عزت سازمان بعد از" انقلاب "قرارگرفت ! درحالیکه شهرام توسط راست سنتی اعدام شد و در بیدادگاه  راه همه فرصت طلبی هارا بر راست سنتی مسدود کرد و قهرمانانه گلوله های سرب  داغ را برسینه ستبرش پذیرفت .

امروز دوتا الدنگ از تصفیه شدگان دهه ۵۰ پس از فرار ۳۷ ساله از میدان نبرد یوهو میایندو بحث مرکزیت زندان را پیش میکشند !

البته که من  بعنوان تحلیل و شناختی که از این بوزینگان دارم معتقدم در شرایطی که وزیرخارجه امریکا اقای پمپئو با مسیح علینژاد فعال حقوق بشر و حقوق زنان برعلیه حجاب اجباری ملاقات مینماید اینها برای کمرنگ نمودن ان درنزد هواداران و پامنبری هایشان مباحثی را مطرح میکنند که ماجرای مسیح کمرنگ بشود ( تحلیل من اینه چون روحیات و فیل هواکردن این بوزینگان را بخوبی میشناسم ) . 

دقت کنید حتی نام یک زن مبارز و شاخص درمبارزات داخل کشور هیچگاه درسایت این بوزینگان انعکاس داده نمیشود وحتی بازداشت و اعدام بیش از ۱۰۰۰خبرنگار و فعال حقوق بشری در سایت انان منعکس نیست درحالیکه از مریم و مسعود الی ماشاله !  بخل و حسادت خورده بورژوایی کشته اینهارا !

توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل

بقول شاعر گمنام

تنگ هستیم از نظر مانند قیف

ازسواد چیزی نداریم غیرکیف

دیگران را هیچ انگاریم همه

خودراغالب کنیم برهرنحیف



خاکزاد ( مجاهدسابق)







ناشناس گفت...

برادر یا خواهر من !
اگر چشم نداری مسیح علینژاد را ببینی که تک و تنها به اندازه کل تشکیلات شما انعکاس رسانه ای داره عیب نداره خوب بالاخره حسادت و بخل مال ادمیزاده .
اما به شما و به من و به بقیه ربطی نداره که کسی بخواد اسم خودشو مخفف بگه ویا اسم مستعاربراخودش بزاره .
سوزوگداز رژیم را برعلیه مسیح ببین واز ایرادات بنی اسراییلی به او شرم کن .
ضمنا درباره او بااحترام صحبت کن چون او بدون هیچ لغزشی تا کنون برعلیه حجاب اجباری و دفاع از حقوق زنان با جان و دل و بدون چشمداشت ایستادگی کرده است .
همچنین او خدا نیست بلکه بشراست . خدا در تشکیلات شماست که میتواند طلاق جاری کند ، فردیت شمارا بگیرد و زیرپا له کند ، تف توی صورت شمایان بیاندازد و خوابتان را کنترل کند ! و شمایان هم کف بزنیدو سوت بکشید .
حاضرم بهت کمک کنم تا به جرگه ازادیخواهان واقعی بپیوندی و طوق بردگی اون تشکیلات را سوت کنی هوا !

ناشناس گفت...

ایا واقعا مجاهدین مطرح هستند ؟

امروز که به voa سرزدم اخبار ایران سراسر مربوط بود به مبارزه مردم برعلیه جمهوری اسلامی در داخل کشور ..

ماجرای ملاقات پمپئو با مسیح

خبراز شکنجه احمدرضا جلایی پزشک ایرانی

خبراز شکنجه ۸ تن از فعالین محیط زیست

خبراز احضاروکیل اسماعیل بخشی

خبراز تظاهرات معلمان ( با اعتراض به صدا و سیما دررابطه با اعتراف اجباری )

خبراز بازداشت فلان خبرنگار

و اخبار بسیاردیگر با تصاویرمربوطه ...

اما به عنوان یک ایرانی که قلبم برای آزادی و عدالت میطپد شرم دارم که بگویم در سایت سازمان مجاهدین هیچیک از اخبارفوق وجودندارد و هرچه هست تبلیغ گنده کردن مریم و مسعود !!! واقعا این سازمان درچه سراشیبی گرفتارشده است که همه هم و غمش کمرنگ کردن مبارزین داخلی و پررنگ کردن چهره های پوشال خودشان !

ایا قبل از ۵۷ این سازمان اینگونه بود ؟ یعنی به مبارزات مردم و شاخص های ان حسادت میکردو بخل میورزید یا با تمام وجود ان را شب نامه میکرد و به جامعه انعکاس میداد ؟

بله قبل از ۵۷ این سازمان با رهبران ذیصلاح مبارزات مردم را شب نامه میکرد و در خانه ها میانداخت ... اما بعداز ۵۷

وقتی یک مشت بزدل دررهبری قرارگرفتند نیروهایشان را رها کردند و فراررا برقرار ترجیح دادند و سازمان را درخارجه به صورت یک شرکت سهامی دراورندو یکنفررا مدیرعامل و همسرمدیرعامل کردند و بقیه را نوکروکلفت و ط کش و چاپلوس و هرزه نویس و غیره و غیره ... پس وای برما ... وای برما ...

اما مبارزات درداخل بهر سختی که باشد به پیش میرود . روزی نیست که فعالی بازداشت و روانه زندان نگردند اما سازمان مجاهدین درتب حسادت و بخل جداشدگی از جنبش میسوزند واین سوزش را میتوانید درعدم انعکاس چهره های شاخص مبارزان داخل درسایت شان ملاحظه کنید . انان مانتد جن از بسم اله از نام و نشان زنان و مردان مبارز درایران وحشت دارند و دراین مسیر با اخوندها همسفرند .

ناشناس گفت...

جامعه ما مذهبی است و از نوع سنتی و این موضوع در مناسبتهای مختلف خودشو به واضحترین شکلی نشون میده اما جو مذهبی بصورت یکپارچه روی جامعه چتر نداره بلکه کلا از مرکز به سمت جنوب شهر گرایش مذهب سنتی بیشترمیشه و از مرکز به بالا نیز از شدت تمایلات مذهبی کاسته میشه . نمیخوام بگم فقرا بیشتربه مذهب گرایش نشون میدن بلکه میخوام بگم که بیسوادها بیشتر به مذهب گرایش نشون میدن واینو من با دقت بسیار تحقیق میدانی کردم و طبعا نتیجه گرفتم بنابراین میخوام بگم مذهبی بودن ارتباط مستقیم با سطح فرهنگ ادم ها داره و فرهنگ هم رابطه مستقیم با سطح سوادو معلومات و در شمال شهر این نمود بیشتراست تا جنوب شهر . طبعا فقر و عدم توان مالی بعنوان عامل پایه ای دوری از تحصیلات نقش داره ...

بگذریم ...

با وجود شرایطی که توضیح دادم هیچیک از احاد جامعه کنونی ایران چه انهایی که با اسلام خمینی و عملکرد خمینی دشمنی اشکاردارند چه انهایی که ندارند چه انهایی که مذهبی هستند چه انهایی کمتر مذهبی هستند و چه انهایی که مذهبی نیستند هیچکدام هیچگونه علاقه مندی به نگرش  راستین به اسلام ندارند و اصولا بحث اسلام سیاسی و اسلام محمدی و اسلام خمینی و اسلام راستین بحث رایج و دغدعه هیچیک از احادمردم نیست و اصولا اینگونه مباحث بین معدودی روشنفکر مذهبی مطرحه ونه احادجامعه . ازاین زاویه میخوام عرض کنم که ایده الوژی مجاهدین جایی درجامعه بشکلی که باعث تحول درنگرش دینی بشود ندارد چون جامعه ما کلا دارای معدل فرهنگی بسیارپایینی است یعنی یک اخوند خیلی خیلی راحت تر از یک روشنفکرمذهبی میتواند تاثیرگذارباشد و جهت ایجادکند .

چرا ؟

چون جامعه ما بیش از ۱۲۰۰ سال است که دارای حکومتهای کاملا مذهبی ودرمواردی حکومتهای منطبق با شریعت داشته و قوانین اسلامی درجامعه اعمال میشده و لذا جامعه درطی قرون بصورت مذهبی شکل گرفته و دارای فرهنگ مذهبی شده است خصوصا که حاکمان نیز در اشاعه مذهب همواره تلاش کرده اند و بشدت با تفکرات غیرمذهبی برخورد کاملا خشونت امیز درحد حدو تعزیر داشته اند بطوریکه بسیاری از شعرای ما اشعار انتقادی خودرا با کنایه و استعاره انتشارداده اند مانند حافظ ... و بسیاری دراین راه  ازناحیه علما دچاراسیب های جدی شده اند . مثلا دستوربه قتل کسروی داده میشود و اورا در صحن دادگاه منادیان اسلام به ضرب چاقو به قتل میرسانند و یا قبل ترها انواع روشهای شکنجه قرون وسطایی برعلیه خداناباوران ... وحتی اتش زدن خانه بهائیان به فتوای مراجع اسلام و هزارجنایت دیگر ....

امروز به یمن فضای اینترنتی و مجازی سرعت آگاهی رسانی بسیار بالاست واین یک "معجزه" ! است ( همه دارند باسواد میشوند و ازمذهب دور ... تابوها یک به یک درحال شکستن هستند ) که مراجع سخت ازان وحشت دارند ... خصوصا که مطالبی در این فضا برعلیه علما و مراجع و نقد تفکر دینی باشد ... انان سخت خشمگین میشوند اما کاری نمیتوانند بکنند جز بازداشت و زندان و فیلتر و غیره ...

امروز درجامعه با شکوفایی و تحول و استقبال از بازیابی فرهنگ ایرانی مواجه هستیم و به همان نسبت ازسوی حکومت با ترویج فرهنگ مذهبی ! مراجع شکست میخورد زیرا فضای مجازی تابو شکن عمل میکند .

کدام پیروز میشوند ؟ طبعا نیروی بالنده .

اما دراین میان اپوزوسیونهای مذهبی اگر دغدغه خلع ارتجاع مذهبی را داشته باشند بایستی با گرایش غالب ترویج فرهنگ ایرانی خودرا همسو کنند و دست از زینب و زهرا بردارند وگرنه دردام اخوند همچنان برعلیه مردم خواهندبود حتی اگر نیتشان این نباشد .



خاکزاد

ناشناس گفت...

چرا باید مجاهدین را افشاء کرد ؟

هرجریانی با هر سبقه و صبغه وبا هر ادعایی که دارد تا زمانی که در مسیر ضدارتجاع است باید مورد پشتیبانی قرارگیرد اما زمانیکه از نظر ایده الوژیک دارای اشتراکات عمده و اساسی با حاکمیت است وتا زمانیکه بمثابه ضدوحدت عمل میکند طبعا نمیتواند به لحاظ تاکتیکی در خدمت جنبش باشد و قطع مسلم شعارهایش بادهواس  . سازمان مجاهدین برغم انکه صدها تناقض را با خودیدک میکشد و برغم عدم حضورعینی درجنبش خواستار رهبری ! است و این خصیصه خودگنده بینی درشرایطی که هزاران زن و مرد قهرمان رویاروی رژیم درمیدان داخلی در رزم هستند نمیتواند موجب توجه جنبش به انان شود ولذا یا انان باید با طرد خصلتهای خودگنده بینی به جنبش پیوسته و گامی درجهت وحدت بردارند ویا باید درجریان مبارزات و حرکت جنبش نسبت به افشای انان اقدام نمود . حاکمیت اخوندی و دارای ایده الوژی اسلامی است ولذا سپردن جنبش به جریاناتی که دارای همان مشترکات ایده الوژیک هستند خیانت به همه جانباختگان راه عدالت و آزادی است .

جریانی که باوجود مشاهده جنبش زنان و دختران قهرمان برعلیه حجاب اجباری کمترین وحدت عملی ازخودنشان نداده و همچنان خیره سرانه با رعایت حجاب درکی از همدلی و مشارکت درپراتیک زنان مبارز برعلیه خط قرمزهای اخوندی ندارد چگونه میتواند درگروه نیروهای بالنده اجتماعی وانهم در قرن ۲۱ قرارگیرد ؟ و مگرنه اینکه حفظ روسری ( با وجود حساسیتی که اخوند درحفظ ان دارد ) یکنوع دهن کجی ضد دموکراتیک در مسیرمبارزه حقوق و آزادی زنان درایران بشمار میرود ؟!

درچنین شرایطی فرق مجاهد با علی مطهری درچیست ؟

پس درک شرایط عینی و اتخاذ تاکتیک متناسب با ان بمنظور حمله هرچه بیشتر برارتجاع مذهبی و ضربه به مهمترین موضوعی که اخوندبدان حساسیت دارد درکجای امر مبرم مبارزه  قرار میگیرد؟؟؟

توجه بفرمایید که اعضای مجاهدین حتی درخارج که فشاری برانان متحمل نیست و پرداخت هزینه ای را جز همکاری با زنان قهرمان داخل کشور دربرندارد هیچگونه همدلی و حمایت پراتیک نیز ازانان ساخته نیست ! خساست سیاسی برای چیست ؟

پس به چه درد میخورند ؟

اگر آرمان خواهی این است که همه اخوندها آرمانخواه خواهندبود !

بنابراین سک رید به چنین ارمانخواهی !(دورازجان سگ)

البته سازمان مجاهدین درسایر بخش ها نیز با خست و حسادت و بخل با مسایل مبارزین و شاخص های مبارزه در جنبش داخل ایران برخورد میکنند . مثال اینکه بیش از ۱۰ روز از مفقودشدن سپیده قلیان میگذرد و حتی خانواده وی از محل اوخبرندارند و قطعا درزیرشکنجه است اما دریغ از انعکاس این خبر درسایتهای مجاهدین !  حسادت و بخل تا چه حد وتا به کجا ؟ ایا این نوع سیاست نتیحه ۳۷ سال زندگی اشرافی درمقام برده داری است ؟ ایا حنیف و بهرام نیز اینچنین بودند ؟ مسلما خیر . به شهادت صدها فاکت و نشانه این مجاهدین ان مجاهدین نیستند .

زنده و پایدارباد مبارزه مردم برعلیه جمهوری اسلامی



خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

اسلام "ترمودینامیک" بازرگانی

یا

اسلام "دموکراتیک" رجویانی



اسلام ترمودینامیکی با اسلام دموکراتیک هیچ فرقی با یکدیگر ندارند هردو با داعیه علم بدنبال طهارت اند ! سر دموکراتیکش تو کون ترمودینامیکشه ! مانند گوسفندهایی که درصحرا درزیر افتاب سرشان را زیر دمبه دیگری میگذارند  کله شان درسایه  و تنه همچنان زیر افتاب سوزان صحراست . مگرمیشود خورشید را ازتابیدن بازداشت ! طبیعی است که نمیشود اما سررا میتوان به زیر دمبه دیگری برد !

برای ساخت کلمه دموکراتیک میتوان با کلمه به کلمه ترمودینامیک ان را مونتاژ کرد ... دامادرا ازهرطرف بخوانی داماداست اما بعضی کلمات مونتاژکاری لازم داره . دیگ مسی تا بخواد دیگ بشه کلی چکش کاری لازم داره ...

ایده الوژی ما خصوصا بعداز ۵۷ که کلا مهمترین کتابهای اموزشی مان  شناخت و تکامل و علم اقتصاد بود بدلیل انکه نویسندگان ان علاقه نداشتند تا برای چاپلوسی خدا بگویند ما از سرچشمه فیاض بخش قران اموخته ایم !!! کلا ریخته شد دور ! نسل جدید درغیاب رهبران قدیم امدند و با   اپارین و علی (ع) و داروین و زینب کبری ملغمه ای بنام تبیین جهان با تعریف های کتابی ایسم های رایج به اضافه درک طبقاتی انهم از سرچشمه های فیاض بخش قران با پز و قمپز کادرمرکزی ! انهم برای یک مشت جوان بی اطلاع از ایسم که نتیجه فقدان آزادیهای سیاسی علیاحضرت بود ! ساختند و عرضه کردند ... وامروز اگر با چهارتا فیلم های مستند کیهانی "من وتو" مونتاژ نشود حتی نمیتوان ان را از سیمای آزادی  پخش کرد ! بقول معروف با یه من اخ تف هم نمیچسبه چه برسه با سیریش !

 خمینی آمد با شعارهای کوبنده  ! من تو دهن دولت میزنم من دولت تعیین میکنم ! هورا هورا ...

ایشان دولت تعیین کرد اما تودهن ملت زد ! انهم با گلوله و تازیانه و دار ... وهنوزهم ...

امامی که از کاخ و کوخ کمترنمیگفت محال بود مثل بچه ادم در سخنرانی ها حاضرشود ... همه باید زیرش مینشستند  یا در زسر بالکن ویا در زیر  صندلی ملحفه دار  ...  او به این قضیه حساس بود حتی منتطری نایبش جرات نداشت بغل دست او بنشیند و حتما باید زیر پایش جلوس کند  ...او نمونه بارز یک قدرت طلب کرسی طلب رده طلب بود اخراو ولی فقیه بود یعنی چوپان گله ملت بود با داشتن سگ هایی هار که شاخک اسلامیشان خوب کارمیکرد ... دوکلام حرف میزدی میفهمیدند چیکاره ای ... او ازاول کاخ نشین بود ... وقتی به درک اسفل رفت نیز در مقبره چندهزارمیلیاردی گنبد طلا ارام گرفت ... درزنده بودنش جز حکم اعدام ننوشت و دروصیتنامه اش نیز .

من به منزل پدریش درخمین که موزه شده بود برای بازدید رفتم ... محاله در میان ان همه خانه های محقر فقیرنشین  دراون خانه اربابی بزرگ بشوی و بی احساس نشوی .

اطاق نوکران اطاق کنیزان اسطبل میهمانان و غیره دربخش ورودی منزل پدری اش خودنمایی میکرد و یک مشت خدمه پیرمرد سید بدبخت با سال سبز برکمر و مقداری محاسن  هم که منزل را برای بازدید نگهداری میکردند با تقدس خاصی اطاقهارا به بازدیدکنندگان نشان میدادند و با تواضع مومنانه و ذوق خاصی میگفتند اینجا اطاق نوکران امام بوده است ! و افتخارشون هم این بود که از نوکران این سید بزرگوارند ! من انروز متوجه شدم که فرهنگ اجتماعی ازپای بست ویران است !

یادم میاد درنوجواتی که کله ام بوی قرمه سبزی گرفته بود با دوستان سراز منزل اربابی بزرگی در  خیابان ایران پشت مجلس سردراوردیم که متعلق به یک بازاری بود و درایام مذهبی فاطمیه هم بود رفته بودیم برای اموزش و تفسیرقران ... صاحب فاطمیه مخالف شاه بود و درحیاط منزل نیز رفت و امدها ازجنس مخالفت ها ... انروز درنوجوانی دیدم عده ای پیرمرد و میانسال با شال سبز سیدی اطراف حوض درحال شستن استکان نعلبکی هستند و جلوی صاحب خانه خیلی دولا و راست میشوند و مرتب ذکرمیگویند ... از خونه زدم بیرون ... دوستم گفت برای چه میروی ؟ گفتم من مخالفم اما روابط این خانه بهم نمیچسبه ..‌ اینها برده هستند ... کلاس قران و تفسیر نخواستیم ! ارزانی خودشان ... بعدا متوجه شدم این خانه محل اموزش قران و عضوگیری گروه چریکهای توحیدی صف بود که دراصفهان فعالیت بیشتری داشتند ...

بعدا اینها به جلادان مردم تبدیل شدند ...

تهران پربود از اینگونه منازل تفسیرو اموزش قران .



دلخوش به اب و مسکن و برق مجانی نباشید ( یعنی دادن این وعده ها ردخورنداره !) معنویات هم میدهیم ! هرکس یکجوری این شعارهارا تبیین و تفسیر میکرد !

وان شد که شد .











مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۹ بهمن ۱۳۹۷/ ۹ فوريه دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

جناب حضرت موسی !

۱/يکى ازحقوق انسانهاانتخاب نامه.پدرومادرش نامش روگذاشتن"معصومه"خاسته نام ديگرى براى خودش انتخاب کنه."قمى"هم ننگ نيست.اگه نميدونى بدون که انقدرکه(به نسبت جمعيت)توقم بى دين وضدآخوندهست،جاهاى ديگه نيست چون قمى هاازبقيه بهترمى دونن اين "آخوندرجّاله"چه جونورى يه.
۲/همه"دنبال یه لقمه نون"هستن،اشکالى هم نداره.درودبرمسيح علی نژادکه تنهابه "دنبال یه لقمه نون" نيست.
۳/بازهم اگه نميدونى بدون که"موسی"شخصيت/پرسوناژ" اسطوره اى قوم يهوده ووجود تاريخى نداشته.هيچ ردّى ازموسادرهيچ جانيست.نه درمصرنه درحبشه نه درهيچ جاى ديگر.تدارکات ساخت اهرام مصرازکم وبيش سدجاى دورونزديک ميامده وموساشاهزاده ومعماراصلى اين بناهابوده ودرهيچيک ازاين سدجا کوچکترين،کوچکترين،کوچکترين ردى ازموسانيست.اينکه فرعون هاى طاغوتى اينهاروبه زورشلاق ناگزير به کار ميکردن هم دروغه."برگه هاى حقوقى"شون روى سفال پخته هست : پرداخت باکيسه ى گندم وگوسفند.اينامزخرفات آخونديه !"محراب"مسلمونها هم"مهر/آب"بوده براى همين هم هست که "محراب" پايين ترازسطح زمينه."سوره"و"آيه"هم پارسى ست.الله ايناروازماگدايى کرده.

عيسامسيح وجودداشته اماکم وبيش هفتاددرسدموضوعاتى که درباره اش گفته ميشه از"اسطوره ى ميترا/مهر"مياد : "عيساپيامبر--مهر--"،خودپاپ بتازگى پذيرفت که زادروز عيسا ۲۵ دسامبرنيست".اين زادروزميتراست که از---مادرى باکره--- زاده شده ! کاج نوئل هم از سمبل هاى ميترايى مياد،بابانوئل نيز !.سلسله مراتب ميترايى از"کلاغ" آغاز ميشه وميرسه تا"پير"(--به پير به پيغمبر قسم--ازاينجامياد)،درست مثه سلسله مراتب "فراماسون ها" !

۴/نکنه حس ميکنى مسيح علی نژاد واسه اون لچک به سر شده هوو !

----- زنده باد مسيح علی نژاد -----

ناشناس گفت...

 به هوادارن مجاهدین !

کشورما ۴۰ ساله که داره با ایده الوژی اداره میشه وانهم از نوع ایده الوژی اسلام به سرکردگی ولی فقیه .



ایا امکان داره کشوری با ایده الوژی اداره بشه اما تحت سرکردگی کسی نباشه ؟ وبه نیستی و نابودی و فقرو ظلمت همگانی و قدرت و ثروت رهبران منجر نشود ؟

بدیهی است که خیر .

بنابراین بنده بعنوان کسی که تمام کوچه پس کوچه ها و خیایانهای ایده الوژی را طی کرده به شیفتگان ایده الوژی عرض میکنم که در انتهای کوچه ها و خیابانهای ایده الوژی جز بیایان برهوت و غم و بدبختی نیست واگربود امروز جامعه ایران پس از گذشت ۴۰ سال آزگار به چنین وضع دهشتناک اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی نرسیده بود . امروز فقرو تنگدستی از سرو روی جامعه بالا میرود درحالیکه رهبران ایده الوژیک ان در شکم سیری و رفاه و ثروت و غارت بدیل ندارند . مصباح یزدی یه پاش لب گوره هنوز دست از اموزشهای ایده الوژیک برنمیداره ! چون به برده های بیشتر و مسخ شدگی بیشتر برای رفاه خودش و خاص الخاص کردن خودش نیازداره .

اهااای مسخ شدگان مکتب پوچی و تباهی بیدارشوید و به خودآیید . توصیه میکنم ان عینک به ارث رسیده از چاههای قرون وسطی را که با چهارتا اصطلاحات سیاسی  مزین شده را از چشم بردارید و با فرهنگ روز جوانان عاصی به پیکاربا دشمن متحجر سیاسی - ایده الوژیک یعنی روحانیت به میدان مبارزه پا گذارید . اینکه هی در مخیله خود بگویید من انم که رستم بودپهلوان و مسعود عضو مرکزیت زنداندبود  و حنیف بهش گفت سازمان مال تو  ! و یکسری مزخرفات مشابه دیگر مسئله ای از جنبش مردم حل نمیکند ... امروز در صحنه مبارزات داخل هزاران رستم واقعی در زرم و پیکارند که در شهامت و جرات و جسارت و آگاهی  به گردشان هم نمیرسید بنابراین اگرواقعا قصد براندازی و یا کمک دارید لااقل درسایتهای خود یادی از قهرمانان حی و حاضر درمیدان و زندان جنبش داخلی داشته باشید .

اگر واقعا عرضه و جنم اینکاررا نداشته باشید به چه درد میخورید ؟ واقعا به چه درد میخورید ؟

مگر شور و فتور الکی و تعطیم به رهبرو کف و سوت به معنی مبارزه است ؟ مگر ماهی یکبار جشن گرفتن و قربون صدقه یکنفررفتن ربطی به مبارزات داخل کشوردارد ؟ اگر چاپلوسی و بهدبه و چهچه رهبرخودشیفته اسمش مبارزه باشد که چاپلوسان خامته ای نیز مانند شمایلن مبارز میشوند ! ول کنید این مزخرفات را ...

به آزادی مردم رنجدیده  درداخل زیر دست پای اهنی رهبران سنگدل ایده الوژیک بیاندیشید ...

وگرنه فردا خیلی دیراست .

زیاده عرضی نیست جز تحول فکری شما درمسیر آزادی یک ملت اسیر دردست یک مشت رهبران ایده الوژیک مانند مصباح یزدی ها و جنتی ها و خامنه ای ها و یزدی ها و پورازغدی ها و بقیه ارازل اوباش مشابه .

ناشناس گفت...

اهااای مسخ شدگان ایده الوژیک که در اروپا زندگی میکنید و همچنان حجاب برسر میگذارید !



هیچ فرقی بین نگاه  ایده الوژیک  - جنسیتی  مسعود رجوی و علی مطهری  درباره مقوله حجاب و زن وجود ندارد . اگرباورندارید واقعا تحقیق کنید .

از نظر علی مطهری حجاب یک پرنسیپ است و سمبل زن انقلابی فاطمه الزهرا و زینب کبری هستند ... اگر باورندارید حتما تحقیق کنید . در نظر تمام ایده الوگ های جمهوری اسلامی زینب کبری اسطوره  یک زن مسلمان انقلابی است و سایرزنان باید از او پیروی و تبعیت کنند .

استدعا دارم ذهن خودرا از اموزش های ایده الوژیک پوسیده قرون وسطایی اخوندی پاک کنید و به جنبش نوین زنان ایران بپیوندید و پشت اخوندرا بلرزانید و گلو و راه نفس هویتی  اورا ببندید وگرنه تاریخ از شمایان مانند عملکرد حزب توده در جریان کوتای ۲۸ مرداد  یادخواهدکرد .

این سوت و کف های مشمئز کننده تکراری  برای رهبر پوشال اسمش مبارزه نیست .

این شعروشعارهای سالیان تکراری ایران رجوی و مریم رهایی و بعدشم کف و سوت و چاپلوسی اسمش مبارزه نیست .

صحنه مبارزه درداخل است با حضور زنانی که بمنظور اثبات سعارعلیه حجاب اجباری روسری حقارت اخوندی را از سر برمیکنند و پشت اخوند را میلرزانند بطوریکه یک بچه اخوند معلوالحال فاشیستی مانند علی مطهری را برای تعریف و تقدیس حجاب  و تحقیر زنان ایران درمقایسه با زینب کبری به میدان اورده است و جالبه که همان نگاه جنسیتی را از زن و حجاب دارد که مسعودرجوی ! و با همان سمبل ها !

خواهشا تحقیق کنید .

زنده باد مبارزه مردم ایران برعلیه جمهوری اسلامی



خاکزاد

ناشناس گفت...

اهااای " چاپلوس الدوله عقیدتی"!
اگه خودتون ۶۰۰ تا اسم مستعار داشته باشید خوبه ! اما اگر این زن جوان مبارز یک اسم مستعاربرای خودش انتخاب کنه بدهست ؟! یعنی ایا کامنتی بخیلانه تر و حسودانه تر از اینم داریم ؟؟؟ اصلن موندم چطوری این کامنت به فکرت رسیده ؟؟؟ و موندم که با چه وقاحت پایان ناپذیری این کامنت را گذاشتی !
واقعا خجالتم چیزخوبیه ! و شرم و وقاحتم نه خوب چیزیه !
یعنی اگه رشته چس شناسی میخوندی خروجیت بهتراز این بود که هست .
یعنی اگه حتی یه رشته ای میخوندی که زیرمجموعه چس شناسی هم باشه بازم تز خروجیت بهتراز این میشد که به نام انتخابی دیگران فضولی کنی .
هزارتا اسم برای رهبرتون گذوشتین ( مهرتابان ، رهایی و ووووو) کسی چیزی گفت ؟ اخه اینقدر بخل و حسادت و خناست وخساست ازتو چه ایده الوژی میتونه بیادبیرون ؟
واقعا برات متاسفم .

ناشناس گفت...

حضرت موسی
دوست عزیز مسعود عالمزاد مشکل چندتاس من یکی دو تاشو یا سه تاشو میگم
یکی اینکه اسم اصلی این خانم معصومه علی نژاد قمی کلا است و نه مسیح
دویما نان حلال عیب نیست که افتخار است اما نه با زحمت دیگران زنان در کوچه و خیابان با ملاها مشکل دارند با اونا درگیر هستند و بعضی وقتها هم فیلم میگیرن برای این خانم معصومه قمی کلا میفرستند و ایشون با این فیلم ها نون درمی اره یعنی با زحمت و رنج دیگران
سویما میزان پولی که خانم معصومه قمی کلا برای ارایش خودش میکنه بدون برو برگرد از مریم رجوی بیشتره صد رو صد
چهارما خانم معصومه قمی کلا در حالت خوب و واقع بینانه یک فمینیست است ولی فقط برای یک جهت انهم در اوردن یک لقمه نون از زحمت زنان ایرانی اگر معصومه قمی کلا واقعا دلش به حال زنان میسوزد و یک فمینیست واقعی هم باشه کنار دستش توی امریکا هزار بلا سر زنان می ارند چرا هیچی نمیگه دلیش رو من میگم بخاطر اینکه هر تلاشی برای زنان دیگر ملل بکنه بهش پولی نخواهند داد به همین خاطر یک سویه است
پنجما و ششما و هفتما زیاد است
اما جمله اخر اینکه بنظرم گلشیفته فراهانی با اینکه خودش رو لخت کرد ولی ارزش اون صدمرتبه بالاتر از این خانم است چون گلشیفته فراهانی با زحمت دیگران به این نقطه نرسید بلکه با تلاش وکوشش خودش مراحل پیشرفتش رو طی کرد و الان هم موفق است وکسی با او مشکلی ندارد و خیلی هم دوستدار دارد نون بازوی خودش را میخورد نوش جانش باد کاش همه کمی از او یاد بگیرند

ناشناس گفت...

اگه میدونستم تا این اندازه و وسعت جمهوری اسلامی از ملاقات مسیح علینژاد با پمپئو اتیش میگیره حتما پیشنهادمیکردم زودتر این ملاقات انجام بشه !

ناشناس گفت...

بقول مسعود عالمزاده هم وطن عزیزمون مگر دنبال یه لقمه نون بودن جرمه ؟
طبعا که جرم و عار و گناه نیست اما اگه قرارباشه ادم با یه لقمه نونی که میخوره دنبال فعالیت برای آزادی زنان و مبارزه با حجاب ( مرزسرخ اخوند) و فعالیت حقوق بشر و حقوق هموطن خودش باشه خوردن یه لقمه نون افتخارهم هست .
ضمنا اینا که از روز ملاقات رسمی پمپئو با مسیح از حسادت و بخل اوجای خودشونو دارن پاره میکنن توصیه میکنم اگر جربزه و شجاعت و جنم انعکاس رسانه ای کردن ان را درسایتای جوروواجورشون ندارن لااقل ساکت باشن تا مسیح کارشو بکنه .
فعلا که یک تنه انعکاس فعالیتش در نسل جوان و عاصی ایران از حد فزون است .
حالا ببین با یه لقمه نون چکارمیکنه که شماها با چند میلیون دلار نمیتونید بکنید ! چرا ؟ چون رهبران شما مهمانی افطار چندصدهزاردلاری برای یک مشت مفتخور برگزارنیکنن و مسیح با یه لقمه نون دنبال آزادی زنان و دختران اسیر میهن عزیزش فعاله .

ناشناس گفت...

مسیح علینژاد پس از دعوت پمپئو و ملاقات وی با او بشدت توسط رسانه های جمهوری اسلامی و توده ای ها و اکثریتی ها و مجاهدین و نایاکی ها درمحاصره تهمت و بی اهمیتی و انتقاد قرارگرفته است . تک و تنها درمقابل اینهمه دشمن ایده الوژیک ! حتی اگه طرفدارایشون نباشم ولی بخاطر مظلومیتش و صف رنگارنگ دشمنانش از او در همین سایت و هرجا که دستم برسه حمایت میکنم . من ایرانی هستم و مدعی جوانمردی . چندنفربه یه نفر نامردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!


خاکزاد

ناشناس گفت...

مسیح علینژاد پس از دعوت پمپئو و ملاقات وی با او بشدت توسط رسانه های جمهوری اسلامی و توده ای ها و اکثریتی ها و مجاهدین و نایاکی ها درمحاصره تهمت و بی اهمیتی و انتقاد قرارگرفته است . تک و تنها درمقابل اینهمه دشمن ایده الوژیک ! حتی اگه طرفدارایشون نباشم ولی بخاطر مظلومیتش و صف رنگارنگ دشمنانش از او در همین سایت و هرجا که دستم برسه حمایت میکنم . من ایرانی هستم و مدعی جوانمردی . چندنفربه یه نفر نامردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!


خاکزاد

ناشناس گفت...

چندنفر به یه نفر نامردا ؟؟؟!!!

یه دختر فعال حقوق زن یه ملاقاتی با وزیرامورخارجه دولت ترامپ داشته ، قبل از رفتنش گفته چی میخوام بگم و دقیقا همان چیزهاروهم گفته و آمده ( درشفافیت کامل) .... حالا ببینید دشمنان ایشان برای ناسزاگویی و فحش و کنایه و متلک و کمرنگ کردن ملاقات ایشان چگونه دست وپا میزنندو به فراخورحال به سمت ایشان شلیک میکنند ! بابا گفتن نامردی  ! اما نه تا این حد !

جالبه صف دشمنان ایشان اضداد یکدیگرهم هستند ! و این درتاریخ سیاسی ایران بی سابقه است خصوصا که رژیم در جلوی صف از اصلی ترین دشمنان ایشان بوده و بقیه اضداد پشت سر رژیم توی صف اماده برای شلیک ! و این از عجایب تاریخ سیاسی درایران محسوب میشود .

خیلی به این موضوع فکرکردم و اخرش به این نتیجه رسیدم که رژیم و اضدادش همگی دارای پایه های ایده الوژیک مشترک هستند و ریشه درانجاست اما مسیح تنها نیست چون نسل جوان عاصی را چون کوه پشت سرخوددارد ... نسلی که دقیقا دریک کشور اخوندی که حجاب اصلی ترین دغدعه اش میباشد انقدر شهامت و جرات دارد که دختر جوانش روسری سرچوب کند یعنی اخوندرا سرچوب کند و لرزه براندام ارتجاع حاکم بیاندازد بطوریکه امامان جمعه با دهان کف آلود و دستانی لرزان لقمه بگیرند !



خاکزاد