دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۸ مرداد ۱۱, جمعه

اطلاعیه سخنگوی ۱۴ کنشگر سیاسی و مدنی در داخل کشور - Gooya News

۷ نظر:

ناشناس گفت...

انان که درخارجه خیره سرانه نشستند و به ظلم زل زدند و زحمت امضا به خودندادند ویا درکوبیدن و لوث کردت و مسکوت گذاردن و کم رنگ کردن و محو بیانیه نلاش کردند درمقابل کودکان کار و زباله گردها و صف گرسنگان و جوانلن بیکار و هزاران زندانی سیاسی و قتل و غارت حکومت جمهوری اسلامی و تمامی مظاهرظلم مهرتایید زدند و این را تاریخ ثایت خواهد کرد .
بدبختی جریانات سیاسی خارج ازکشور این هست که یا مسیررا اشتیاه میروند و درباتلاق خودبینی و منم منم فرو رفته اند ویا به نحوی از انحاء سردرآخور رژیم سفاک دارند .
خاکزاد

ناشناس گفت...

جناب یغپایی

با سلام و خسته نباشی

عارضم که تحلیل جالبی از مجاهدین و ۱۵رخرداد ۴۲ ارائه دادید اما اگر به ده ها اطلاعیه و بیانیه با امضای رجوی و خیابانی در تبریک و تهنیت به خمینی و درخواست سلامتی و طول عمر برای ایشان ! و همجنین اینکه خمینی را پدربزرگوار و مجاهدین را فرزندان خمینی خطاب کرده بودند اشاره میفرمودید . در جزوه عاشورا که برگزدان از سخنرانی مجاهدین است اورا تا حدمصدق بالا برده و از وی به عنوان سمبل شرف ملی نام برده اند .

صدها تعریف و تمجید و حتی مجیزگویی از خمینی از نشریه شماره یک تا چندماه قبل از سی خرداد وجوددارد که صدها بار خمینی را رهبر انقلاب و امام نام میبرند و مجیز اورا میگویند منتهی بعداز سی خرداد تمام این مجیزگویی ها از ارشیو گن و گور میشوند و برای یک مشت نادان ادعا میکنند که از اول مخالف خمینی بوده اند .

اطف کنید به همنشین بهار سفارش بفرمایید که اینها را هم در "وقایع اتفاقیه" ثبت کنند و انقدر معلم معلم معلم به خیک اقای رجوی نبندند .

باتشکر

خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای یغمایی

نحوه شکل گیری و بنیانگذاری مجاهدین توسط یکی از پایه گذاران ان یعنی تراب حقشناس مفصل توضیح داده شده است ( تراب حقشناس از یاران حنیف حتی قبل از بنیانگذاری بوده است و کسی بیشتراز ایشون از روند شکل گیری ان دراین اواخر مطلع نبود ایشون بعدا با بیوه حنیف خانم پوران بازرگان ازدواج کردند و هردو درپاریس درگذشتند .)

ایشون بارها درمصاحبه ها و نوشته هایش گفته بود که ما قبل از اینکه مسلمان باشیم مبارز بودیم و اسلام نه ایده الوژی ما بلکه فرهنگ مابود . ایشون بارها گفته بود که ما به روحانیت مترقی اعتقاد داشتیم و خمینی را درراس ان میدیدیم . ایشون بارها گفته بود پس از مداکره با خمینی که توسط خودایشون بنمایندگی از سازمان درنجف انجام داده بود کلا نظرشان روی خمینی منفی شد . ایشون بارها گفته بود که یک جریان راست مذهبی درسازمان وجودداشت که از گسست سازمان از اسلام دچاروحشت بود .

او بارها گفته بود که سازمان بدلیل دوالیسم حاکم بران  ابستن تغییر ایده الوژی و نفی اسلام بود که این امر تحت شرایط خاصی توسط بهرام و شهرام صورت گرفت .

پسداز ۵۷ درغیبت رهبران قبلی جناح مذهبی میدان را خالی دید و فرصت طلبانه پرید روی سازمان ابتدا به مدیحه سرایی خمینی پرداخت و سرانجام ازاو فاصله گرفت . این جناح مذهبی همان جریان منحط اسلامی بود که در زندان مرکزیت تشکیل دادند و خائنانه برعلیه مرکزیت بیرون کینه کشی میکردند و بیشترهم ازروی حسادت بود ویا ناپختگی چون سن و سالی نداشتند و تجربه ای نداشتند که و سعی داشتند دیده شوند اگر دارای تجربه بودند هرگز برعلیه مرکزیت بیرون که دراوج مبارزه مسلحانه قرارداشت و ازهرسو تحت فشاربود هرگز دست به حرکت خائنانه ضدتشکیلاتی یعنی تشکیل مرکزیت درزندان نمیزدند و اراجیف بهم نمیبافتند .

رجوی درزندان تحت تاثیر بیژن جزنی بود و جزنی نیز تحت تاثیر دایی های توده ای خودبود والیته جزنی با حزب توده مرزبندی داشت اما با دیدگاههای حزب توده درباره شوروی هیچگونه اختلافی نداشت و شوروی را قبله عالم میدانست و رجوی هم چنین بود ... هزاران شعارضدامریکایی انان موید این ادعاست اما امروز بخش مهم اعتقادات خودرا از اذهان پاک میکنتد و مسیر دیگری را رفته اند و به یک جریان راست با شعارهای پوشال چپ تبدیل شده اند و کارشان به خوشرقصی و تمکین جریاناتی کشیده است که از نظر حنیف دشمنان اصلی خلقهای جهان بودند !

داستان مفصله ... و اهمیتی هم ندارد چون فقط درمیان خودمطرح هستند ونه ملت ایران .

مبارزات برعلیه کلیت جمهوری اسلامی درداخل ایران درحال گسترش است و چشم انداز پیروزی دارد و جمهوری اسلامی دموکراتیک اقای رجوی هم مشتری درایران و نسل جوان ندارد ولاغیر .

خاکزاد

ناشناس گفت...

با بیش از ۴۵ سال تجربه سیاسی راه حل بنده برای عبور از جمهوری اسلامی این هست که اول اول اول نایاکی ها ، توده ای ها و مجاهدین کنونی را با تیپا از داخل جنبش بیرون بیاندازید تا ملت درسایه اتحاد بتوانندکلیت جمهوری اسلامی را سرنگون سازند ولاغیر .
درخانه اگرکس است یک حرف بس است .

ناشناس گفت...

این همه بانوی مبارز درایران بانماد برداشتن روسری ازسر به حاکمیت ایده الوژیک اسلام و اخوند اعتراض میکنن و زندان میروند اما مجاهدین حتی عرضه ندارن به حمایت از اینها انهم دراروپا یکروز روسری ازسرخودبردارند ! اونوقت به خودشون میگن الترناتیو ؟!
وای برما ... وای برما

ناشناس گفت...

بتدریج طبقه متوسط به سمت نابودی میرود بتدریج اعیاد و مراسم مذهبی کلیت جامعه را معطوف به خود میکند یک سیاست و برنامه ریزی دقیق برای گرفتارکردن مردم به ایده الوژی اسلام قبلا ازسوی استعمارصورت گرفته و به رهبری اخوند و تحت زعامت وی پیاده شده است . نخوت و سستی   در رعایت اصول شناخته شده انسانی بوجودامده است شرعیات و روایت و حدیث و آیات جایگزین اندیشیدن گردیده است . درمحرم و عاشورا این رویکرد کاملا بارز است . بوی فقر مالی و فقر فرهنگی در کوچه پس کوچه های شهر استنشاق میشود . بلندگوهای اذان و صدای رایو و تلویزیون و صدای منبر و اخوند همه جا وجوددارد . ۹۰ درصد از مردم از این شرایط معذبند  و واکنش نشان میدهند بنابراین به زنانی که در ملع روسری برمیدارند و فریاد اعتراض سرمیدهند و کتک میخورند و از برادرهای اسلامی توهین میشنوند و زندان میروند احترام گذاریم و به وجود انان ببالیم و از انان شویم  این طلسم و تایو باید شکسته شود و خواهدشد البته اگر نایاکی های پست فطرت ، توده ای های نوکر روسیه و مجاهدین خودبزرگ بین جاهل گذارند ملت حریف رژیم هست .

ناشناس گفت...

یا عبارات مفاهیم خودرا از دست داده اند ویا کاربران ان مفهوم انسانی خودرا از دست داده اند اخرنمیشود فقط بدنیال ژست و اطواررفت چون سرانجام با افزایش اگاهی جامعه ان اطوارها رنگ میبازد و به حقه بازی تعبیر میشود .

شما نمیتوانی با چرچم "جمهوری اسلامی دموکراتیک" بعنوان الترناتیو ! به جنگ "جمهوری اسلامی" بروید چون هم خودتلن را علاف میکنید وهم ملت را فریب میدهید و درنهایت مجبودمیشوید که مانند "پدربزرگوارتان" و " سمبل شرف ملیتان" و "رهبر سازش ناپذیر خلقتان" و " مجاهد اعظمتان" و غیره بگویید " خدعه" کردم !

بهتراست یا بقول معروف بزنید گاراژ و دست از دعاوی پوشال دهان پرکن پرزرق و برق بردارید و بیشتراز این برای مقولات اسلامی اعتبار نتراشید یا مثل بچه ادم با گدرنامه جعلی به ایران بیایید و در مبارزات نسل شورشی جوان ایران شرکت کنید و مانند انان پوستر رهبراتبش بزنید و مانند انان روسری سرچوب کنید و مانند انان انزجارخودرا از فرهنگ رهبرزدگی و رهبرپرستی اعلام کنید واگر جنم و جربزه اینکاررا ندارید بروید مانتد بسیجی های ساندیس خور عکس رهبرتان را روی سروسینه و پیشانی و بقیه جاها بچسبانید هی شعارهای توخالی بدهید .

خاکزاد