دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ شهریور ۲۲, شنبه

محارب اسماعیل وفا یغمائی در سوگ نوید افکاری


محارب
اسماعیل وفا یغمائی
در سوگ نوید افکاری
_____
نوید
چون همیشه
پیش از سپیده دم
موذنان بانگ تکبیر بر خواهند کشید ، نوید
بر هر سجاده اینک جسد توست نوید
بر جاده ای
بر جاده ای
از هزاران، ده هزاران، بیشماران فرزندان ایران
در طول قرنها
بر سجاده بر تمام سجاده ها!اینک جسد جوان توست
و بر گردن نیرومند تو ریسمان خدائی
که به جرم محاربه با او اعدام شدی
و نماز گزاران و نواندیشان وراهبران مومن!
نیم خواب و نیم بیدار
زمزمه میکنند
بزرگ است خدا
و سر بر مهر مینهند
پیشاروی جنازه تو
و چشمهای از حدقه در آمده تو
بزرگ است خدا!
***
نه محمد به سوگ تو خواهد نشست نه علی
نه شمر را کشته اند
نه ابن ملجم را
بل ترا کشته اند نوید!
زیرا علویان
به فرمان الله ترا بر دار کشیده اند
وفردا عزاداران بیاد حسین
باز هم نوحه خواهند خواند
در سوگ تو اما
نه حسین میگرید و نه زینب
و نه خدای آنان
تنها و تنها
بر بلندترین قله البرز
رودابه است که سر بر شانه زال
گیسو پریشان کرده است و میگرید
و سیمرغ سر در پر
که به همهمه سرزمین خویش چشم و گوش بسته است
و بانگ تکبیر موذنان
و به اطلاعیه های اپوزیسیونهای در غربت
پس از صرف قهوه صبحگاهی
و سیمرغ سر در پر
ما را مینگرد
ما را و سجاده هامان را
و خدا و رسول و دین و آئینمان را
و جسد بیجان ترا
در امتداد چهارده قرن تکبیر و جنازه و جسد
در امتداد خدای ما
با دارهایش و موذنانش
و جنبش ریسمان دارها و شمشیرهای خونالودش
در لابلای اوراق کتابش
22شهریورنود و نه

هیچ نظری موجود نیست: