دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه


 

۱ نظر:

جهانگیر گفت...

برای اینها باز جای شکرش باقیست بعد از تمام این مکافات و مصیبت، یک دوستتان دارم خشک و خالی میگه که توش حرف درنیاد که پس چرا تنها پسرت( پسر نگو، بگو گل پسر) را فدای گناهانمان کردی. حداقل یک منطقی داره که اگر بخواهی خودت را قانع بکنی که به این شر و ورها معتقد باشی، یک دلیل و ساختار منطقی توجیه اش بکنه. الله ما که خیلی خرتر از این حرفاست. بدون دلیل رسولش را میفرسته وسط یک مشت چادرنشین بیابانگرد که الا و بلا این آخرین رسول ماست. وقتی هم که سوال پیش میاد، رسول دلخور و پکر قمه را برمیدارد و میافتد به جانشان. تازه بعد از تمام مصیبت ها و گرفتاریها و قَتَلَ و قُتُلُ و فَقْاتُلُوهْمْ از طریق امواج الکترومغناطیسی (که مهندس بازرگان از طریق ترمودینامیکی فرکانس و امپلیتودش را هم حساب کرده بود) پیغام و پسغام میفرسته که ما شما را در رنج و سختی آفریدیم و بعد از اینکه خوب خوارومادرتان سرویس شد باز در رنج و سختی به ملاقاتمان خواهی شتافت. ای بابا!

خدا جرج کارلین را رحمت کند، بدبین و دلخور از سیستم و روزگار از دنیا رفت. خبر نداشت چقدر خوشبخت زندگی کرده که تمام عمر هر چی دلش خواست گفته بدون اینکه کسی بتواند به او بگوید بالای چشمت ابرو. اگر در ایران بدنیا آمده بود یا یک پاسدار بیسواد از عجب شیر یا مورچه خورت او را در اوین شکنجه و اعدام میکرد و یا یکی از دکتر مهندس های اعلیحضرت در ساواک به گوه خوردن می انداختش.