دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ دی ۹, سه‌شنبه

خطابه هفتم بر مزار و در بدرقه مجاهد کبیرحمید اسدیان. اسماعیل وفایغمائی

فیلم و باز خوانی شعر.خطابه هفتم بر مزار و در بدرقه مجاهد کبیرحمید اسدیان. اسماعیل وفایغمائی 


۲ نظر:

ناشناس گفت...

مهم نیست که حمید اسدیان چه کسی بود ( هزاران نفر مانند او بودندو هستند ) مهم این است که در زمان مرگش چه کسی بود . آیا جز یک چاپلوس با صدها خصایل ناجوانمردانه ؟ آیا جزیک مرید فالانژ با یک خورجین تهمت برای خوشایند مراد خودخواه ؟
او خودرا در راه خودنمایی های رهبر خودشیفته اش تا حضیض برد . حضیض کبیر ! که به "جهنم" سلام گفت . بله حضیض کبیر .

ناشناس گفت...

حمید اسدیان هم رفت! نویسنده مفلوکی که مثل تمامی هم قطارانش خواست خلق قهرمان را نجات ولی بلکل خانواده خود را درهم پاشید شاید هم اصلا خانواده جز خلق نیست...
گویا همسرش خانم عمویی که عضو فعالی هم بود در زندان و تحت شکنجه تعادل روانی خود را از دست داده معلوم نیست زنده است یا مرده؟دختری هم داشت که گویا هیچ وقت او را ندیده و از سرنوشتش اطلاع مشخصی نیست
همین موجود له شده بجای فعالیت در جهت بهتر کردن وضع زندگی لااقل اطرافیانش عمده مشارکتش در فحاشی و هزل گفتن بود و چه بد زندگی ای