سرودی در پشت دریچه دارالامامه
اسماعیل وفایغمائی
غوغای چریکان نیست در میدان
و خروش تفنگهاشان به فرمانی ناهنگام
تا نوخطان بیگناه و بی پناه
به هنگامی که ریشه های توهنوزاز اعتماد ملت مینوشد
صد صد در کوی ومیدان صید سلاخان شوند
واز قناره های خسته و خیس خون فروریزد
تا رود خروشان خون شهیدان بر کلام ناطقان لبپر زند
و مستمعان را فارغ از هرپرسش