دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۸ شهریور ۶, چهارشنبه

بخشی از بازجویی‌های سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) از دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۷

این ویدئو به «مکتوب ۴۰ صفحه‌ای» اشاره دارد. بخشی از بازجویی‌های سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) از دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۷، آنزمان ۳۵ سال سن داشت.گرچه از آن نامه یا استنظاق بیش از نیم قرن گذشته‌است اما از آنجا
که مبارزه با فراموشی، یک وظیفه تاریخی است، تمامی آن مکتوب را، منهای آخرین سطور آن که در دسترس نیست، قرائت می‌کنم.
مقاله
فایل صوتی
ویدئو

۳ نظر:

ناشناس گفت...

اپوزوسیون چپ ما تو خارج بیشتر به مبارزان داخلی حسادت دارند تا به رقابتهای خودشان درخارج ! و این درتاریخ میارزات ایران پدیده ای است عجیب و غریب .

شاسد ازاتجاکه برای خودشان قهرمان تراشیده اند با اقبال مبارزان داخل مواجه نشده از چیزی رنج میبرند وشایدهم چون چشم به بالا دوخته اند به چنین ورطه ای افتاده اند . نمیدانم ... واقعا نمیدانم ...

اما این را خوب خوب خوب میدانم که زندانهای ایران پراست از مبارزینی که اصلا تحت هیچ عنوان نه تنها ایده الوژیک نیستند بلکه ازان نفرت هم دارند چون اخوندرا سرچشمه ایده الوژی اسلامی میبینند و با پوست و گوشت درعرصه مبارزات خستگی ناپذیر خود  تجربه کرده اند .

یک امری را باید درنطر بگیریم و ان اینکه جوانان ان جوانان دهه ۴۰ و گرفتار در حرفهای بعضا تندوتیز فلان اخوند ویا فلان روشنفکر نیستند چون خودشان از جنس امروزند و به گذشته تعلق ندارند و درد بی درمان اخوندهم از همین موضوع است که مدتهاست دق کرده است . ان دختری که با اینهمه مامور و سرکوب روسری سرچوب میکند ویا درخیابانها دست به اعتراض میزنند و از معلمان و کارگران و سایر اقشارحمایت میکنند ان جوانانی نیستن که بشود چهارتا پوستر به سرو سینه شان چسباند و سینه زنشان کرد و چهارتا قهرمان نخراشیده بهشون قالب کرد چون فردیت دارند و نفس میکشند .

انان زندان را به سینه زدن زیرپوسترها ترجیح میدهند اگرچه بخاطر پاره کردن پوستر و به اتش کشیدن سمبل تبلیعات دیکتاتوری به زندان رفته و میروند .

این نسل ان نسل نیست چون شرایط عوض شده است .اری شرایط عوض شده بطوریکه اخوند ضدانقلابی و اخوند انقلابی درنطر انان یک تعریف بیشترندارد وان ارتجاع است ! بنابراین استدعا دارم بجای حسادت ورزیدن و کم رنگ کردن و محو کردن نشانهای مبارزه جوانان کمی اندیشه کنید شاید به انان بپیوندید .

اتشفشان

م ت اخلاقی گفت...

با درود،
قصد نوشتن نظر در این باره را نداشتم و ندارم، اما از آنجایی که این مبحث چهره ای مترقی از آقای علی شریعتی را به غلط به نمایش می گذارد، در یک یا دو جمله بیان می کنم. پس از حدود نیم قرن تجربه عملی از همه نوع اسلام(اندیشه نه تنها خارجی بلکه متجاوز) ااز چپ چپش گرفته تا راست راستش ، در یک کلام ،شریعتی روشنفکر مآبی بود مرتجع و واپس گرا که همان اسلام متجاوز آخوندی را با کلمات قلمبه سلمبه امثال " انتلکتوئل" رنگ و لعاب می زد و با کلمات بازی می کرد، او جاده صاف کن ارتجالی بود که در خمینی سمبلیزه شد که امروز شاهدش هستیم. از یک طرف با توجه به این بازجوییش،براحتی می شود درک کرد که چه موجود فرصت طلب(اپورتونیست) و هوا شناس خوبی بوده است، چرا که از آنجایی که می دانست رژیم شاه به غلط یا درست ضد کمونیست بود، مرتب توی سر کمونیستها که آنها نیز از طرف ساواک زیر فشار حداکثر بودند می زند و برای ساواک چه خود شیرینی می کرده. این اوج فرصت طلبی و بریدگی است که انسان بیاید کسی را که قبول ندارد و زیر فشار است سپر بلای خودش بکند. در دوران زندان خمینی در دهه ۶۰ فردی را به هواداری از مجاهدین رژیم دستگیر کرده بود و تا مرز اعدام هم رفت، در برابر بازجویان یک کلمه ضد مجاهدین نمی گفت، اگر چه در محفل خودمان کلی هم در برابر مسعود رجوی موضع داشت، وقتی بهش می گفتند تو که اینقدر مخالف مجاهدین و شخص مسعود رجوی هستی،چرا به بازجوها نمی گویی و رفع اتهام نمی کنی تا آزاد شوی یا محکومیت پایین بیاید ؟
( لازم به ذکر است که این انسان شریف را خیلی زیر فشار گذاشتند که بیاید در نماز جمعه کمی هم شده ضد سازمان مجاهدین صحبت کند،هرگز نپذیرفت و زیر شکنجه رفت.)
این انسان شریف پاسخ میداد در برابر این مرتجعین و جانیان نباید از مخالف عقاید خودم مایه بگذارم،که این اوج فرصت طلبی است. شریعتی آخوندی بی عمامه بود که جنگش درست جنگ حوضوی با دیگر مرتجعین بود.او به اندیشه کمونیست می گفت اندیشه ای " بیگانه"،که البته جمعی به غلط یا درست به آن مختارانه ایمان آورده بودند، اما به اندیشه اسلامی که به ضرب کشتار و تجاوز به ایرانیان تحمیل شده بود ،سربسته اندیشه ملی می گفت. او مرتجعین بود که با کلمات بازی می کرد.
در این باره می شود بسیار نوشت.

م ت اخلاقی گفت...

ادامه :
شریعتی آخوندی بود مثلا همردیف طالقانی و امثالهم ، برویم بر روی یوتیوب و نظر طالقانی را راجع به حجاب در اسلام ببینیم .
کار شریعتی سرباز گیری(نااگاهانه) برای خمینی بود که سرانجام دیدیم و می بینیم که ایران به چه لجنزار کشیده شده است.