دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۸۷ دی ۱۱, چهارشنبه

سال نو میلادی مبارک باد

سال نو میلادی مبارک باد
سال نو میلادی مبارک باد. از تمام دوستانی که با ارسال میل و کارت مرا مرهون محبت خود نموده اند تشکر می کنم و از آنجا که امکان پاسخ به تک تک شما را ندارم در همین جا سال نو میلادی را تبریک می گویم. آرزو می کنم (اگر چه تصورش مقداری با وجود گرگهای دو پا و ناطقی که عجالتا، هم از نوع اسلامی وبخصوص شیعه اثنی عشری و ریش و عمامه دارش و هم از نوع مسیحی وجهانخوارش وجود دارند)، مشکل است ، بخصوص بدون مبارزه جدی! سال نو میلادی سالی باشد که همانطور که مسیح فرموده است بشریت به صلح و دوستی نزدیک شده وسرانجام زمانی برسد که بنا بر اشاره انجیل گرگ و بره در کنار هم با رفاقت زندگی کنند .خدا بزرگ و قدرت بشریت با تمام بلاهائی که بر سرش آمده بی پایان و امید بخش است. ببینیم و تعریف کنیم!!.اسماعیل وفا

۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

اسماعیل وفا. نیایش نوئل

نیایش نوئل
پروردگارا//در اين لحظه كه شب به پايان مي رسد//و خورشيد برمي آيدو پرنده مي خواندوشاخه هاى نازك درختان دهكده دور دست دور از من//هواى زلال صبح را مى نوشند//و ستاره پنهان مي شود،در اين لحظه كه من آخرين شعر شبانه ام را مي نويسم واحساس ميكنم كه خدا بايد باشد
نیایش نوئل. اسماعیل وفا یغمایی

از کارهای تازه گالری. اسماعیل وفا


شکرالله پاکنژاد.دکتر منوچهر هزار خانی
روی طرحها کلیک کنید

اسماعیل وفا. باد می آید

باد می اید// و ابرها فراوانند//دو جمجمه در باد می غلتند//تلق تلوق کنان//جمجمه یک سگ و جمجمه یک انسان//نمی دانم چگونه//ولی مطمئن هستم //که یکی از انها جمجمه شهریاری است//و دیگری جمجمه یک سگ گله//و مطمئن هستم//شهریار هیچوقت فکر نمی کردهیچوقت! که روزگارش بپایان برسد//و سگ گله هیچوقت فکر نمی کردر اسماعیل وفا. باد می اید

اسماعیل وفا.مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه

اسماعیل وفا. مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه
چه گویم دگرهان// توئی شهریار فقیهان و هم شیخ شاهان// توئی میر میران! توئی خان خانان //تو سردار سردارها ما همه جمله سرباز و از بی سرانیم// همه جسم بی ارج و مقدار،توئی جان جانان// توئی خاص خاصان و ما از عوامان// تو در خیل ما کهتران! مهترین مهترانی// تو در بین ما بدتران! بهترین بهترانی// همه پیش تو خرد وریزند و کوچک// تو اما بزرگی !وسیعی! عمیقی!عظیمی !درشتی! کلانی
اسماعیل وفا. مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه
جديد ترين مطالب: پيدايش و تحول رژيم مافياها: مافيای عظيم خامنه ای
اطلاعات.نتEttelaat.net مافیای خامنه ای

اسماعیل وفا. یاداشتکها. یاداشتک سی و ششم

یاداشتک سی و ششم در باره یهودی بودن کورش و ماجرای فارسستان و ترکستان//عرض کنم خدمت دوستان که از میان نامه هائی که توسط میل به دست من میرسد و متاسفانه نمیتوانم به دلیل فراونی میلها و مشغله فراوان به تمام آنها جواب بدهم دو نامه را بدک نمیدانم مطرح کنم. در یکی از نامه ها دوست عزیزی با معرفی مقداری فیلم و سند روی اینترنت و یوتوب ، یاداشتکها. یاداشتک سی و ششم. اسماعیل وفا
سایریاداشتکها

۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

اسماعیل وفا. برای درک فاجعه

برای درک فاجعه. اسماعیل وفا
برای درک فاجعه ای دوست //وبهردرمانش //نخست ، باید،که چشم را وا کرد //و خوب خوب تماشا کرد //وبعد باید، باور کرد //و کمترک خود را، و دیگران را نیز //تمام قد خر کرد //من از کسی که ز ادراک و فهم می ترسد //و چشم بسته ز ادراک این بلای عظیم //امید چاره ندارم //چرا که می دانم //برای درک فاجعه ای دوست //و بهر درمانش //نخست ، باید
که چشم را وا کرد
نوزده دسامبر دو هزار و هشت

برافروز ای آتش باستانی

برافروز ای آتش باستانی
بده گرمیی سردی زندگانی//برافراز اینک اهورا سرودی//ز مهر و ز مزدک ز زرتشت ومانی//
برافروز ای آتش سرکش ، در این میهن شاد و شنگ و خوش //بسوزان آئین اهریمن، مر این ضحاکان مردمکش// کزین دین دیوان// به پیدا و پنهان// در ایران نماند//به هر دل به هر جان// مگر آتش مهر// فروزان نماند

Hymn to the Sacred Fire (2007)

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. اسماعیل وفا

تائودا ! گله هاي گوسفندان تا عبور از مسلخ و گذر خون داغ بركاردها رام علفزارها و زمزمه هاي‌الواح غريب و كهن شبانان اند ،اسبان وحشي شبنم زده اما سينه بر سينه ي صاعقه و گرد باد ميكوبند و در تمامت بي پايان به سفر مي روند حتي اگر اين سفرتن و جانشان را طلب كند. تائودا! فراتر ازديوارها وآفاق مشروع و قله ها ي كهن پرواز كن. فراتر از كمينگاه و كتابهائي كه در آنها خدايان تازيانه به كف خون‌ كف‌آلودآفريدگان خود را مي نوشند و نساجان چربدست آسماني ، زندگان خطا كار را كفن هائي از كابوس و هراس ومردگان گناهكار را فرشهائي از آتش مي بافند.تائودا! در آن افق پرو بال خودرا باز كن كه آسمان تكه تكه نيست و خورشيد در تمامت خود گردش ميكند و به يكسان همه را مي نوازد و فضا از صداي پر و بال حشرات ونجواي بي خردان تهي ست.تائودا در هيچ محراب و معبدي سر فرود مياور و در برابر هيچ خدائي كه زبونانه تشنه ي مدح و ستايش و زمزمه هاي نيايش آفريدگان خويش است به نيايش مايست و محراب يگانه و عظيم آفرينش را جستجو كن.آن‌جا كه رود از قله ها جاري ميشودو آبها زلال است . درآن‌جا كه خردمندان قلبهاي خود را از غبار سم‌هاي چهار پايان و رسولان دروغين پاك مي كنند وخدايان خون آشام نيازمند نيايش را به زباله دان مي افكنند

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . اسماعیل وفا. مقدمه و قسمت اول

تائودا! در ميان‌جهان نايست. گره حيرت بر ابرو ميفكن.با دنيا در آميزو بدان كه تو درجهان‌‌ جاري و جهان در تو جاري ست. تو جويبار جهاني كه در تو با موجهايش مي گذرد وجهان جويبار توست كه در آن مي گذري. بينديش كه خورشيد و ستاره و و درخت و آبشار و باد با تن تويگانه اند و جهان يگانه است و كار تو حيرت از چرائي ها نه، كه حركت و زيستن است.تائودا! هر سپيده دم ازخورشيدي نو طلوع كن و از ابري نو ببار وبستري نو بجو وجاري شو وزندگي كن تا آن هنگام كه در دگر گوني جهان دگرگون شوي. آن گاه پرنده ي كوچك خاموش ماند و من پرنده‌ي كوچك را در درون خويش خاموش يافتم و تا غروب روز ديگر خاموش بودم

اسماعیل وفا. دجله چشمی است و فرات چشمی دیگر

اسماعیل وفا. دجله چشمی است و فرات چشمی دیگر
دجله چشمی است و فرات چشمی دیگر//گریان در دو سوی ششصد هزار جمجمه//که تا ماه فرا رفته است//و خورشید را تاریک کرده ست//و فراتر می رود.و فراتر می رود//دجله فریادی است//و فرات فریادی دیگر//که نه تیمور چنین برجی برافراشت//و نه هلاکو چنین مناره ای//تا بر فراز آن فقیهان طلوع تاریکی را نوید دهند//و جهانداران زیبائی دموکراسی را//از مجموعه منتشر نشده آتشکده
ابیست و یک اوت دو هزار و هفت

۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

راز کعبه. غزل. اسماعیل وفا. 1368

خانه پيداست ولي صاحب كاشانه كجاست//گنج رازي كه نهان است در اين خانه كجاست//گنج گر يافتي اي عزم سفر كرده بپرس//گوهر اعظم دردانه يكدانه كجاست//اي رفيقان چو در ان خانه بپرسند زمن//عاقلان كولي خنياگر بيگانه كجاست//برسانيد زمن عرص سلامي به ادب//خانه اي در خور طوف من ديوانه كجاست//كعبه سنگ است و منم مشت غباري ، ز طواف//حاصلي نيست بگو صاحب كاشانه كجاست//منجمد گشتم از اين عقل و ازين دين يارب//ز جنون جامي و آن كفر به ميخانه كجاست//هر كسي با هوسي چرخ زنان است اگر//كعبه اين است در اين باديه بتخانه كجاست...راز کعبه. غزل. اسماعیل وفا. 1368

۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

جاودانگی حجاب وآدم و حوا

جاودانگی حجاب
حجاب از آغاز وجود داشته است و تا پایان و قیام قیامت وجود خواهد داشت زیرااگر چه آدمهای زمینی تغییر می کنند قوانین آسمانی تغییر ناپذیرند
روی کاریکاتور کلیک کنید

۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

غزل. رقص. اسماعیل وفا

شب درآمد چو شمع سوزان شو// ناب شو آفتاب عريان شو// پيرهن را رها نمودي و تن// با تو مانده‌ست، تن رها، جان شو// دود شو دود گرم خاطره‌ها// به نگاهم برآ و رقصان شو //جام شو باده باش مستي شو //گاه رؤيا و گاه هذيان شو// گيسوان را پريش كرده چه سود //همچو گيسوي خود پريشان شو// در ميان هزار شعله ي راز// سايه سان آشكار و پنهان شو //تيره تر شو چو شب چو سايه چو وهم //شعله شو شور شو درخشان شو //دف و كف شو نوا و ناز و نياز //همچو رودي زقله ريزان شو //جان عصيان و شور و طغيانم// جان طغيان و شور و عصيان شو 1368

۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

غروب هشتم.اسماعیل وفا

مجموعه منتشر نشده:تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان اسماعیل وفا
و در غروب هشتمين روز پرنده ي كوچك و ببر مهربان بار ديگر در خاموشي من پديدار شدند و من كه تائودا باشم از پرنده ي كوچك آزادي را پر سيدم و پرنده ي كوچك در نور آبي رنگ خويش محو و آشكار شد گوئي كه در درون من گوئي كه صداي من بود كه در درون من و مرا فرا مي‌گرفت و چنين گفت:تائودا ! نخستين راز آزادي خروج از گورهاي كهن و قلعه هاي فرو ريخته و مردابهاي بويناك است، آنجا كه آتش برخاسته از استخوانهاي كاهنان سومري و جادوگران و حكيمان كلداني فانوس راه منادياني شد كه از دفترهاي‌شان شعله هاي دوزخ زبانه ميكشد و خداي‌شان گوگرد مي پراكند و هراس مي‌آفريند و وجودش نفي آزادي ست. و دريغا كه كسي نمي انديشد.تائودا ! آن‌كه آزاده است نخست تمام جامه هاي فاخر و مقدس و عطر‌اگين گذشتگان را بدور مي افكند و عريان مي شود

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

یاداشتکها. یاداشتک سی و پنجم اسماعیل وفا

یاداشتکها. یاداشتک سی و پنجم. اسماعیل وفا
تبریکات و تهنیتها و نیز تاملات و تدبرات پس از اینها

صبا به تهنیت پیر میفروش آمد
که موسم طرب ناز و عیش و نوش آمد
عرض کنم خدمت دوستان که: دادگاه عدالت اروپا برای مرتبه سوم رای داد که مجاهدین تروریست نیستند و شورای وزیران باید حرف گوش کند. امید این که شورای وزیران حرف گوش کند وبه سر نوشت آن شاگرد بقالی که حرف گوش نمیکرد و بقال محله او را مورد تنبیهات اسلامی قرار داددچار نشود. در هر حال این رای جای تبریک دارد و باید خوشحال بود که یک نیروئی، اسماعیل وفا. یادشتک سی و پنجم. تبریکات و تاملات

اسماعیل وفا. یاداشتکها. یاداشتک سی و چهارم

یاداشتکها.اسماعیل وفا
یاداشتک سی و چهارم .در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه
عرض کنم خدمت دوستان که: بعد از هزار و چهار صد و بیست و اندی سال، بعد از هجمه اول سپاهیان آزادیبخش اسلام به ملک عجم و بعد از سی سال گذر از حمله دوم سپاهیان باز هم آزادی بخش اسلام!و باز هم به ملک عجم، گویا دو زاری بعضی ها هنوز هم نیفتاده است. این را از این جهت می گویم که بعد از نوشتن یاداشتک سی و سوم که مقداری در باره ایراندوستی خاتمی که در ختم بودنش تردیدی نیست نوشته واشاراتی تاریخی به برخی چیزهای نا خوشایند نموده بودم، طبق معمول آمارسایت قویا بالا رفت و بازهم طبق معمول تعدادی نامه دلگرم کننده از اهل خرد، ونیز دو سه تا نامه از نوع نامه های اسلامی شیعی دو آتشه توسط میل به دست من رسید که در آن فقیر را به انواع و اقسام نواخته بودند و به عذاب دنیوی و اخروی و بسیاری چیزهای چار واداری وعده داده بودند
یاداشتکها. یاداشتک سی و چهارم. اسماعیل وفا
سایریاداشتکها

اسماعیل وفا. یاداشتکها.یاداشتک سی و سوم

یاداشتکها. یاداشتک سی و سوم. اسماعیل وفا
ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
عرض کنم خدمت دوستان که در دهکده دور دست ما «گرمه» در قلب دشت کویر،مرد نیک و اهل دلی بود که اسمش کربلائی اسلام بود واین کربلائی اسلام عیالی داشت بنام ایران خانم که زن بسیار با صفائی بود، و نیز در همین روزگار کشاورزی علیجان نام وجود داشت که نام عیالش سلطنت بود و گاه و بیگاه در محفلهای پر غوغای تابستانها در ایوان بزرگ و رفیع خانه اجدادی کربلائی رستگار یا بیرونی محتشم سرای ...
یاداشتکها. یاداشتک سی و سوم. اسماعیل وفا
سایریاداشتکها

۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

اسماعیل وفا. شعر

تا زنده ام،زآن پس که بمیرم. اسماعیل وفا
چهارم دسامبر دو هزار و هشت
تا زنده ام ای شیخ چو برقم که بسوزم
بنیان سیه کار ترا و بفروزم
صد شعله به هر شاخه ات از آتش عصیان
زآن پس که بمیرم
که نباشم منم آن باد خروشان
در هر نفسش خفته به بنیاد دژ ظلم تو توفان
تا انکه غباری ز تو بر جای نماند
بر دامن پاکیزه ی این میهنم، این مادرم، ایران

۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

فتوای شیخ و دخترکان شش ساله.اسماعیل وفا

فتوای شیخ و دخترکان شش ساله
: آیا در اسلا م کسب لذت جنسی از دختر کمتر از شش ساله مجاز است یا نه ؟ این فتوا و جواب آن ازسایت آیه الله العظما سید محمد صادق روحانی است . بخوانید و ببینید که جواب چیست
بعد التحریر. اسماعیل وفا
البته آخوندهای بچه گرا!! و پیروان صدیقشان با دستاویزو قیاس ازدواج سید المرسلین و خاتم النبیین، پیامبر گرامی و عظیم الشان اسلام(ص)وعقد عایشه (ع) در سن شش سالگی عایشه (ع) و پنجاه و دو سالگی خاتم النبیا (ص) ، و ازدواج در سن نه سالگی این فتواها ی شرم آوررا می دهند در حالیکه قوانین هزار و چهار صد سال قبل و ازدواج یک پیامبر اولوالعظم بی نظیر و مانند را که خاتم الانبیا است و یک میلیارد پیرو دارد،و وجود مکتب و مرامش باعث انواع خیر و برکات برای عالم بشری شده و میشود، فقط خداوند و خود
فتوای شیخ و دخترکان شش ساله