دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

ترجمه شعر. از دروازه عبور کن. بلیندا بوزول

Go Through the Gate )
when you've thrown away your old things
and in new clothes, shoes and hat go down to the bazaar
there'll be congratulations, there'll be doffing of hats
and smiles all round!
but what if you've changed the clothing of your mind
and declared your previous thinking outmoded?
there’ll be curses from your friends
your brothers will sink you a gibbet in the ground

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

ابراهیم در آتش 3. اسماعیل وفا یغمایی

ابراهیم در آتش(3)
اسماعیل وفا یغمائی
برای فرح و ابراهیم، برای شکوه آن عشق پایدار
تو نخواهی مرد ای مرد
با این همه رنج که تر میورزد چون گل کوزه گران
تو نخواهی مرد
چه بودیم ابراهیم !
و چه شدیم و چه خواهیم شد؟
جاری د رشعله های کهکشانی که از زهدان زمان بی پایان زاده یشد
منفجر شدیم و ستاره شدیم سوسوزنان
در ژرفای سیاهترین شبها
چرخیدیم و شعله کشیدیم و آواز خواندیم
تا فرود آمدیم در هیئت خاک و سنگ و اسب و گیاه
و تا در هیئت مجاهدی و مبارزی که در سودای آزادی خود را وسعت داد
و اگر مجاهدت نه به طومار و توقیع
بل به وفاداری به حقیقت و شرافت است
هنوز همان مجاهدانیم
همان زخم خوردگانیم
که میسوزیم و میگدازیم و خود را وسعت میدهیم
گوش کن ابراهیم
گوش کن صدای زایش زمان بی پایان را
و زایش کهکشانی را که دو باره در آن زاده میشویم
پستانهای جوان ستارگان هنوز لبریز شیر تازه است سوسوزنان
مینوشیم و بخواب میرویم در لالائی خدا که گاهواره جهان را میجنباند
تابیدار شویم و فرود آئیم دوباره
در هیئت خاک و سنگ و گیاه
و تا باز در هیئت مجاهدی، مبارزی که در سودای آزادی خود را وسعت میدهیم
ایکاش میتوانستم خود را منفجر کنم و انچه را میدانم بگویم
اما گوش کن ابراهیم!گوش کن صدای جهان را که با ما سخن میگوید:
نه در گاهواره میگنجیم و نه در گور!
گوش کن !صدای جهان را که در او پرورده شدی
که در او پرورده میشوی
که در او پرورده خواهی شد
گوش کن
گوش کن صدای جهان را ابراهیم!
27 اکتبر 2009

ابراهیم در آتش 2. اسماعیل وفا یغمایی

ابراهیم در آتش(2)
اسماعیل وفا یغمائی
برای فرح و ابراهیم، برای شکوه آن عشق پایدار
با این همه شب!
هر نیمه شب از پنجره سرای تو روشنی میتراود وگل
به سوی تو می آیند ابراهیم!
هر شب، هر نیمه شب بیداری و رنج
برادران شهیدت، یاران شهیدت با لبخند و شعله و گل
به سوی تو می آیند ابراهیم!
آن همه رنج و بیداری و بیابان وزندان و زنجیر و غربت
که بردی و کشیدی و سپردی و تحمل کردی
به سوی تو می آیند ابراهیم!
آزادی و عدالت و صلح و عشق
که در سودای تعمیم آنان جنگیدی
به سوی تو می آیند حقیقت و شعور
که به احترام آنان از دروغ و جهل گریختی
و به سوی تو می آید خدا
تا درچشمهایت زمزمه کند صبح را و آرامش را و خود را
با این همه شب
هر نیمه شب از پنجره سرای تو روشنی میتراود و گل
27 اکتبر 2009

ابراهیم در آتش. اسماعیل وفا یغمایی

ابراهیم در آتش(1)
اسماعیل وفا یغمائی
برای فرح و ابراهیم، برای شکوه آن عشق پایدار
شعر بامن است و درمن
چون قلبم با تپشهایش و جهشهایش
اسب سرخ پیر بی مهار مرتدی، یال افشان
که در سینه ام فارغ ازبی خدایان و کدخدایان به سوی خدامیتازد
با این همه شعرتو نیمه کاره مانده است
نه در خانه، و نه بر نیمکت پارک
و نه در تاریکی تنها ترین بلوار نیمه شب این شهر
نمی آید واز من میگریزد، میگریزد از من
چون صاعقه ای، یا گرد بادی،
در شعر نمی گنجی ای مرد!
که در شعر نمیگنجد
نه رنج ات، نه صبوری ات
و نه شکوه آن امید که در چشمان تولبخندی است
که زندگی و عشق را یاری میدهد و به غرور می آراید
ابراهیمی و در آتش
و آن ایوب که ابراهیم و ایوب در برابر او
چون شعر من به احترام ساکت مانده اند
در شعر نمی گنجی ای مرد
27 اکتبر 2009

۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

چوپانهاب اتمی. اسماعبل وفا

چوپانهای اتمی. اسماعیل وفا
چوپانهای اتمی
گله ها را میچرانند
گله های عظیم را.
نه از دشت خبری است
نه ازکوه ورود
نه از نی هفت بند شبانان
گله ها در شهر میچرند
در شهرهای عظیم و پرشکوه
در ساندویچ فروشیها
سینماها، تئاترها،کتابخانه ها
ادامه چوپانهای اتمی. اسماعیل وفا

۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

شایعه مرگ فقیه. اسماعیل وفا

شایعه مرگ فقیه. اسماعیل وفا
گفتند و نیز نوشتند
گویا فقیه شهر به بستر فتاده است
یا آنکه جان خویشتن از دست داده است
فارغ از این هیاهو و غوغای این و آن
پرسیدم از زمان
این جاودانه جاری بی مرز و بیکران
در آن تمام آنچه که بوده ست در جهان
در گوشه ای نهان
با من زمان به خنده چنین گفت:-
ای دوست شایعه ست!

رباعی. اسماعیل وفا

رباعی. اسماعیل وفا
بازیچه بادیم و ندانیم دریغ
درفاجعه شادیم و ندانیم دریغ
در حرف حسین روزگار و به عمل
چون ابن زیادایم و ندانیم دریغ
16 اکتبر 2009

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

عاشقانه. چقدر ناتوانیم. اسماعیل وفا


تن تو چه اندک است و تن من
تن من چه محدود است و تن تو
و چقدر ناتوانیم با پیکرهامان
برای این عشق، که بسیار است و بی پایان و توانا
در برابر توبه ناتوانی حیرت میکنم
و ترا مینویسم
با کلماتی که مرا مجال میدهندتا اندک نباشم و نامحدود

عاشقانه. عشق و مرگ و شهد. اسماعیل وفا

عشق و مرگ و شهد اسماعیل وفا
تام تام تام تام
در زیر چهار ماه عقیقی
مردگان بر طبل میکوبند پیرامون ما
مردگان آشنا با چشمهای بسته ی شاد
در زیر چهار ماه و بیشمار ستاره
مردگان بر طبل های شن میکوبند رقصان و پیچان
پوم پوم پوم پوم
و میان ما و مردگان مشعلهای زرد می سوزند
رقصان و روان
جشن عروسی و مرگ ماست

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

HIGH QUALITY: Complete Documentary of what really happened in iran after election

زمان فیلم پنجاه دقیقه.برای تماشای فیلم صدای سایت را در سمت راست قطع کنید. نامناسب برای بیماران قلبی و دارندگان اعصاب ضعیف

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

نیایش نهانی مرتدان.ترجمه شعر بلیندا بوزول

Secret Prayer of an Unbeliever
Secret Prayer of an UnbelieverShine o Almighty!
bare thyself above the earth
till earth
bathed in thy light
is bare.
Shine o Almighty!
shine on prophets

آدرس. اسماعیل وفا

آدرس. اسماعیل وفا
بعد از خیابان استبداد
می رسی به پیچ ارتجاع
و بعد از آن بلوار انقلاب است
و وسط بولوار، چهار راه آزادی
میپیچی به چپ
و مستقیم مستقیم میروی جلو
از چهار راهی که شارع مکتب
خیابان توجیه را قطع میکند

۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

شطرنج. اسماعیل وفا یغمایی

شطرنج. اسماعیل وفا یغمایی
در شطرنج بین دو شاه
یا بین دو فقیه
یا بین دو امام
هیچکدام نه بر خاک می افتند
و نه می بازند
این مائیم
ما اسبها و پیلها
ما سربازان وما دژها
وما حتی! امیران و وزیران! بیرنگ وبفرموده ، و بازیچه
که بر خاک می افتیم
که می میریم
که بر قناره کشیده می شویم
در شطرنج بین دو شاه
یا بین دو امام
همیشه مائیم که باخته ایم
همیشه مائیم که می بازیم
همیشه ما
و بازی مرگ آور مقدس
همیشه در بیرون صفحه شطرنج ادامه دارد
بین دو شاه
بین دو فقیه
وبین دو امام
جهارم اکتبر دو هزار و نه