دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ آبان ۲۹, چهارشنبه

*به زجر کش کردن افراد تا مرگ پایان دهید مژگان پورمحسن

۸ نظر:

ناشناس گفت...

پرنده
بهترین پیام همین است وهمین همه هموطنان بر سر رهبر شیاد فریاد کنیم و نه التماس او را مجبور کنیم دست از شکنجه این عزیزان بردارد
اقای همنشین به گرگ التماس نکنید مجبورش کنیم
همه تلاش کنیم همین پیام مژگان پور محسن را جهانی کنیم راه همین است وبس
التماس نکنید مجبورش کنید انجام دهد
همه جا را از این شعار پر کنیم رجوی فرزندان ما را نکش
هر اسیبی به هر نفر به اعتصابیون مصبب یکیست رجوی رجوی رجوی
من نیز پیام خود را به رجوی میدهم .
اهای رهبر عقیدتی که بدنبال زجر کش کردن عزیزانمان هستی دست از این جنایت بردار تو مسئول اول و اخر هستی
همین و تمام

رضا ارجمند گفت...

قباحت هم حدی دارد. اینقدر دروغ نگویید. کجا سه هزار نفر اعتصاب کرده اند؟ مسعود رجوی خودش تا آخرین لحظه در اشرف ماند.

فرزندان ایران زمین آری اما فرزندان مجاهد خلق ایران زمین. این مزخرفات خمینی ساخته و مسداغی بافته بدور.

سر سوزنی هم نباید کوتاه بیایند. اگه نبود این اراده و فدا رژیم اینها رو تماما زیر بمباران های متفقین کشته بود.

مگه خریید و کور، نمی بینید که رژیم و سازمان ملل و استعمار خواهان کشتن و از بین بردن اینها هستند؟ اینها هم از روز اول فقط خودشون بودند و خودشون. نه سلاح دارند، نه حامی. دست خالی دوازده ساله سینه سپر کردند و استاده اند.

خاک بر سر من ایرانی بکنند که می بینم مملکت را خمینی خورد و نابود کرد، به جنگ با عراق و سوریه و دنیا کشاند و عنقریب هم به زیر بمب اتم می کشاند، یکمشت بی پدر و مادر مثل احمدی نژاد لات بی سر و پا را هم آقا و سر بالامان کرد، حالا مسداغی و پژواکیها افتادن بجون تنها آلترناتیو ممکن. حالا نزن و کی بزن.

مگه مغز خر خوردین؟ کی میخواد و کی توان این رو داره که با حزب الله مبارزه کنه. یکمشت بریده مثل من و شما؟ یکدونه بچه پاسدار یک قشون مخالفانی مثل من و شما رو میخوره.

وزوز روشنفکری مایه نمی خواد. چرا جناب مسداغی یک سازمان نمیزنه تا ببینیم ایشون چه گلی به سر مردم و هوادارانش میزنه. یک دادگاه شامورتی در مورد جنایات سال شصت و هفت زدند، جد وآباد همدیگر رو گفتند. حالا می خوان پوزیسیون خمینی درست کنند؟

شماها برین یک اپوزیسیون مسلح ده هزار نفری تو بیابونهای عراق درست کنید و بیست سال زیر بمب و خمپاره نگه اش داریید بعد بیاید مبارز بطلبید. یکمشت علفخوار و هه هه هه و پرنده و چرنده و بریده و ندارد و دارد که نمی تونند زندگی فردی خودشون رو بچرخونند رهنمود رستاخیز ایران سر میدهند. زرشک!!

ناشناس گفت...

يك مادر
اقاى ارجمند سلام ، خواهش ميكنم كم سنك بيندازيد
من دو دختر جوان در ليبرتى دارم كه منتظر امدن انها هستم و نمى خواهم
كشته شوند،
بيشتر انهايى كه طاقت ماندن در اشرف را نداشتند، و يا شورايى هايى كه نه طاقت ماندن در اشرف را داشتند و حقوق بكير هستند از ماندن انها و
اعتصاب غذا حمايت مى كنند

ناشناس گفت...

همه حرف را این خانم زده راحت و بی درد سر
این چه مرضی است که شازده گرفته می خواد همه رو به کشتن بده
خدا از این ها و جنایاتی که می کنند نگذره
هیچ

ناشناس گفت...

آقای رضا ارجمندی ! لطفا تشریف ببرید عراق و اعتصاب غذا کنید . اگر این همە آتیشتون تندە چرا پیشقدم نمی شوید . نمیشە که آدمها را به سمت مرگ هول بدهید بعد برایشان دست بزنید

لقمان

ناشناس گفت...


جناب یغمأیی
نگاهی‌ به نوشته‌های درج شدهٔ بیش از یک سال پیش در وبلاگ شما و نوشته‌های مندرج کنونی‌، حاکی‌ از سیر سقوط در نوشتهاست. اکثریت کامنت گذاران با استفاده از فرهنگ لمپنی چند خطی‌ می‌نویسند و شما آنان را درج می‌کنید، ایرادی نیست. اما وقتی‌ که به باز نشر مطالب بی‌ معنی‌، بی‌ سر و ته، پر از تهمت و توهین بدون سند و مدرک، ...... میپردازید وبلاگ خود را در جمع همان وبلاگ‌های زرد قرار می‌دهید. قبلان خصوصیات روزنامه نگاری زرد و زرد نویسان را برایتان نوشته بودم که کمی‌ از آنرا تکرار می‌کنم.

انتشار اخبار جنجالی و احساسات برانگیز، استفاده غیر مشروع و دوری از اخلاق حرفه‌ا‌ی، تخریب و ترور شخصیت افراد، داستان‌های شگفت انگیز و درا ماتیک، ابهام و شایع سازی، ترویج فرهنگ هتک حرمت، لمپنیزم زبانی‌ و دور نگاه داشتن مردم از اطلاعات، اذهان را به بیراهه ‌‌کشاندن.
باز نشر مطلب این خانم، این وبلاگ را در جمع همان وبلاگ‌های زرد قرار میدهد. نگاهی‌ به مطلب ایشان، نشان از هوچیگری و جار و جنجالی بیش نیست که شاید فقط برای ابراز وجود باشد و بس و یا اینکه این خانم فیلم‌هایی‌ از نوع پدر خوا نده زیاد تماشا می‌کند.

دو نکته پایانی:

این روزها تمامی‌ مطالب در وبلاگ شما حاکی‌ از این است که همگی به دنبال نجات مجاهدین از عراق هستید. آنان چه به درست و چه غلط تصمیمی گرفته اند و آنرا دنبال میکنند و شما حق دارید که نگران جان آنان باشید اما پیشنهاد می‌کنم که به جای اتلاف وقت، انرژی خود را برای نجات بیش از هفتاد میلیون نفر گرفتار در ایران به کار ببندید. اینطوری بهتر نیست؟ یا فکر می‌کنید که نجات بیش از هفتاد میلیون از راه نجات این مسخ شدگان (مسخ شدگان را از قول شما و همفکرانتان در اینجا به کار بردم چون من اصلا اعتقادی به این نظر ندارم) می‌گذرد؟


به یاد داشته باشید که بزرگترین آسیبی که رسانه‌های زرد و زرد نویسان به جامعه وارد میکنند این است که اگر صدای حقی‌ هم وجود دارد، آن صدای حق هم در میان گرد و غبار آنان خاموش میشود.

جمال

ناشناس گفت...

نوشته اقاى لقمان را تكرار مى كنم براى رقاصه ها ( در كاباره يا ....) و
شورايى ها
لطفا تشريف ببريد عراق و اعتصاب غذا كنيد، اكر اين همه اتيشتون تنده جرا بيش قدم نمى شويد ، نميشه ادمها را به سمت مرك هول بدهيد بعد
برايشان دست بزنيد
صادق س

ناشناس گفت...

اروند گفت:
جناب دیپلومات با دیپلوماسی مرگ به استقبال ساکنان لیبرتی رفته، وز وز و پرویز جمع جن گیرها را در ستون نظرات جمع کرده، یکلیا روضه خوانی میکند، منصور لرستانی و آن یکی با نام ایرانی، فروزنده رحیمی و هوادار شورا همچون بسیجیان جان بر کف برای فرستادن و رفتن بر روی میدان مین با ندای رهبر و درود بر زنگوله هایش رخصت میطلبند، و خلاصه رضا ارجمند، با شیون و زاری و پایداری، آرزوی ظفر نمون دارد. تعریف کنید بلاهت را !!!!
اروند