مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ فروردین ۲۴, پنجشنبه

یادنامه بیست و سومین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان).یغمائی. شلالوند.استوار.دولت آبادی. عزیز پورو....

سیزده آوریل بیست و سومین سالگرد سفر کمال است. سلامی به این شاعر بزرگ و زود و جوان افتاده ویادی از او به قلم برخی دوستان و اشنایانش. یادش گرامی
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال . اسماعیل وفا یغمائی
* *کمال؛ به خاک افتاده عشق، یادی از کمال رفعت صفائی.مختار شلالوند
مازیار ایزد پناه چهار خاطره از کمال
*بیاد دوست (کمال رفعت صفایی) یاور استوار
*«کمال رفعت صفائی» ! حسین دولت‌آبادی: به یاد دوست

*متن کامل شعر بلند در ماه کسی نیست سروده زنده یاد کمال رفعت صفائی
*گذری به زندگی کوتاه و شعر کمال رفعت صفائی بتول عزیز پور
* شعر خوانی کمال رفعت صفایی - بخشی از شعر بلند پیاده‬‎ - YouTube
 ********

۱۹ نظر:

ناشناس گفت...


میلاد « مهدی یعقوبی »

کمال رفعت صفایی این شاعر خلاق و نوآور با آن واژه های بکر و ترکیبات بدیع و دل دریایی اش در اشعار شاعرانی که در تاریکترین شبهای این میهن درخشیدند و میدرخشند و باج به هیچ دیکتاتوری چه غالب و چه مغلوب نمیدهند زنده است و به شعر سرودن ادامه میدهد .
دریغ و درد که زود به سفر رفت وگرنه با آن پویایی بالقوه و بالفعل و در هم شکستن معیار و موازین کلیشه ای که در جوهر و ذاتش بود میتوانست خدمات ارزنده تری به نسل ما ارائه کند.

ناشناس گفت...

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

فرهاد

سیما. فرانسه گفت...

یادش گرامی و روانش شاد واقعا یک گنجینه بود که زود تهامان گذاشت و رفت.

ج. عبدی.لیل گفت...

واقعا جایش خالی نباشد. روحش شاد. چقدر انسان مهربانی بود.

بایرام گفت...

او از همه زودتر فهمید که رهبر عقیدتی چه اشی پخته است و به همین دلیل هم از زیر سیطره او خارج شد حالا بعد از سالها باید شعر در ماه کسی نیست. را بخوانیم و ببینیم که کمال چقدر درست نوشته است. البته کمال این شانس را داشت که زود از دنیا برود و نبیند که چه بر سر هزاران دوستش آمده است.

چابکسری گفت...

یادش گرامی باد یادش زنده باشد.همانطور که جناب یغمائی بحق نوشته شاعری بزرگ بود که متاسفانه زود رفت.

ح.م.فرانسه گفت...

مردی بزرگ بود
از اهالی امروز بود
به فردا سفر کرد

ثریا ریگی گفت...

یادش گرامی باد

حميد ع گفت...

کاش زودتر صدايش به گوش ما رسيده بود. کاش آن زمان ميشد حرفش را شنيد، نه بعد از رفتنش، کاش آن زمان اينترنت بود، کاش خنجر رفيقان به پهلو نداشت، کاش باور ميکرديم که در ماه کسی نيست! چرا باور کرديم که هست؟ ما که نسل آگاه بوديم؟!!!!

"زمین !
زمین معاصر
من آنچه را که دارم
بر پیشخوان تو می گذارم
تا شرمسار شوی
قبول کن
که آمدی تادست های خالی ما را بر گِرد خویش بچرخانی
قبول کن!
تا عریانی فجیع خویش را بپوشانی
ما را به تن پوش بَدَل کردی
قبول کن!
که از لحظه حضور انسان
"زمین" شدی!
قبول کن!
که جنگل هایت
استخوان های ماست
و دریاهایت
اندوه ذوب شده ی ما"
........ "نه!
در جنگل
هیچ درختی مقدس نمی شود
"مقدس"
تک درختی ست متروک
که با دخیل های ارزان
مزیّن می شود" ........ .."برجی که از تو گریختم!
شکسته در خویش و
ایستاده بر مناره ی اندام دیگران!
پیش از آن که در ماه مستقر شوی
بر همین زمین
فرودگاهی مهیّا کن!
زیرا
ماه
قرارگاه خدایان را
در خویش ویران کرده است".................... عجب، درود بر کمال که ان زمان پيش بينی اين زمان را کرد که الان 12 سال هست که هنوز رجوی در همين زمين جايی = "فرودگاهی"، پايگاهی در بين مردم ندارد، و مجبور هست که 12 سال در سوراخ موش بماند!!، حالا رجوی مرده هست يا کمال؟


حميد ع گفت...

می دانم
از واژگونگی هاست
که من تو را بر می افرازم
تا اول بار
مرا فروکشی
و دیگر بار
دیگرانم را
از واژگونگی هاست
که من خود را انکار می کنم
تا
تو اثبات شوی
از واژگونگی هاست
که من فانوس خود را دفن می کنم
تا
تو تنها روشنا باشی
از واژگونگی هاست
که من خود را دشنام می گویم
تا
تو خوشنام ترین آیی
از واژگونگی هاست
که ما از میوه ی صداقت خویش
پوست می کنیم
تا
تو عریانی دروغ های خویش را بپوشانی
از واژگونگی هاست
که نادانی بر فرازمی نشیند
و دانایی
در فرود
آواره می رود
چه واژگونگی هایی!
هم در آن هنگام که پادشاهی را فرو می کشم
پادشاه دیگر
به پیشواز من می آید
هم در آن هنگام
که با امام زاده ای می ستیزم
امام زاده ای دیگر
می ربایدم
چه واژگونگی هایی!

از اکنون تا هزار قرن دیگر
من اگر همین قدر فرصت دارم
که این سنگ خون گرفته را پرتاب کنم؛
پرتاب می کنم

ebrahim tavangar گفت...


گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد. شقایق هست تو نیستی چه باید کرد.
ابراهیم گفت....

ابراهیم توانگر گفت...


گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد. شقایق هست تو نیستی چه باید کرد.
ابراهیم گفت....

ناشناس گفت...

کمال چه زیبا تقلب ایدئولوژیک و پلشتی رجوی رو به تصویر کشیده:
...
از واژگونگی هاست
که من خود را انکار می کنم
تا تو اثبات شوی
از واژگونگی هاست
که من فانوس خود را دفن می کنم
تا تو تنها روشنا باشی
از واژگونگی هاست
که من خود را دشنام می گویم
تا تو خوشنام ترین آیی
.......

راستی در همه این سالها چرا هیجکس دیگه ای بغیر از اصفهانی یک کلمه از کمال نمی نوشت؟! حتی همین شعر در ماه کسی نیست رو؟! اما یه شبه همه دست نوشته و تجربه های کمال رو درآوردن و چاپ کردن!


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

برای اینکه سایت و مات و اینترنت و وبلاگ نبود به اینصورت الان .

جان بابا

ناشناس گفت...

بابای عزیز و نازنین، علت کمبود این وسایل نیست، واسه همین هم من اون سوال رو گذاشتم. بحز اسماعیل شاعر هیچکدوم از جداشده های جدید از خودشون انتقادی نکردن؟!


ما همه باید یاد بگیریم وقتی خط عوض می کنیم از گذشته خودمون بطور مشخص انتقاد بکنیم و گرنه آش همون آش و کاسه همون کاسه قدیمی باقی میمونه فقط مرشد معرکه عوض شده و بعید نیس همون خط قدیمی رو تحت پوشش ضدیت با رجوی باشرف پیش ببرن. مگه رجوی تحت پوش ضدیت با خمینی همون خط ولایت فقیه=رهبر خاص الخاص که فقط به خدا جواب میده رو بعد از تقلب ایدئولوژیک تا حالا پیش نبرده؟

واسه همین میگم ما همه باید یاد بگیریم وقتی خط عوض می کنیم از گذشته خودمون بطور مشخص انتقاد بکنیم. جای انتقاد از خود خالیه!


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

بابای عزیز و نازنین، علت کمبود این وسایل نیست، واسه همین هم من اون سوال رو گذاشتم. بحز اسماعیل یغمایی هیچکدوم از جداشده های صاحبنام و جدیداً علنی از خودشون انتقادی نکردن؟!


ما همه باید یاد بگیریم وقتی خط عوض می کنیم از گذشته خودمون بطور مشخص انتقاد بکنیم و گرنه آش همون آش و کاسه همون کاسه قدیمی باقی میمونه فقط مرشد معرکه عوض شده و بعید نیس همون خط قدیمی رو تحت پوشش ضدیت با رجوی باشرف پیش ببرن. مگه رجوی تحت پوش ضدیت با خمینی همون خط ولایت فقیه=رهبر خاص الخاص که فقط به خدا جواب میده رو بعد از تقلب ایدئولوژیک تا حالا پیش نبرده؟

واسه همین میگم ما همه باید یاد بگیریم وقتی خط عوض می کنیم از گذشته خودمون بطور مشخص انتقاد بکنیم. جای انتقاد از خود خالیه!


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

سوال تو این نبود عزیز دل .
تو پرسیدی چرا بجز اصفهانی... من هم گفتم برای اینکه امکانات نبود برای انتشار گفتنی ها.
یک سینه سخن در دل بود ولی امکان انتشار نبود.

جان بابلا

ناشناس گفت...

این بحث داره شبیه بحثهای ایوب و مرتضی میشه. همینجا گفته باشم قصدم هم از نوشتن جر و بحث ایوبی، مرتضایی نیست.


واسه همین فرض کنیم من دارم حرفم رو عوض می کنم و بابای عزیز و نازنین راست میگه حتی در طی 15-20 سال گذشته هم "امکانات نبود" و هیچ سایتی نبود که حرفهای کمال رو منتشر کنه و ایشون به نمایندگی از جداشده های صاحبنام و جدیداً علنی شده از جیک و پوک همه شون هم باخبره و نوشته ش معتبره!!


باشه حالا میپرسم از زمانیکه اسماعیل یغمایی هم انتقاد ازخود کرده شما میدونید چراهیچکدوم از جداشده های صاحبنام و جدیداً علنی از خودشون انتقادی نکردن؟! از جمله اینکه چرا حرفهای کمال رو همه این سالها بایگانی کرده بودن؟! شاید فکر میکردن اونا بهتر می فهمن؟ یا .... میشه پرسید چه حرفهای دیگه ای فعلاً بایگانی شده و منتظر امکاناته؟

خلاصه حرف من اینه اگه کسی انتقاد از خود مشخص نکنه اونوقت آش همون آش و کاسه همون کاسه قدیمی باقی میمونه فقط مرشد معرکه عوض شده و بعید نیس همون خط قدیمی رو تحت پوشش ضدیت با رجوی باشرف پیش ببرن. مگه رجوی تحت پوش ضدیت با خمینی همون خط ولایت فقیه=رهبر خاص الخاص که فقط به خدا جواب میده رو بعد از تقلب ایدئولوژیک تا حالا پیش نبرده؟


واسه همین میگم ما همه باید یاد بگیریم وقتی خط عوض می کنیم از گذشته خودمون بطور مشخص انتقاد بکنیم. جای انتقاد از خود خالیه! به کسی هم که ریگی به کفشش نیست حرف حق نباید بربخوره!


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

عزیز دل سائل
لطفا مشخص حرف بزن و کلی گویی را بگذار کنار.
منظورت کیه دقیقا؟
کی باید می نوشت که ننوشته و حالا می نویسه؟
جان بابا