دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۳ اسفند ۲۲, جمعه

فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5 اسماعیل وفا یغمائی

«فقط دوازده خط و نیم» یاداشتکهائی است که از این پس در دوازده خط و نیم مینویسم. اینها تجربیات و باورهای من پس از سی سال تلاش تئوریک وچهل سال آوارگی و مبارزه و تجربیات عملی است. میتوانید بخوانید بپذیرید یا نپذیرید ولی تاکید میکنم هریک از این دوازده خط و نیمها حاصل روزها کار و تلاش است،حاصل دردها و عرقریزان روح است و اندیشه در حد توان من. قصد من توضیح نیست تلنگر زدنست برای اینکه خودتان ادامه دهید. اگر فرصت دارید کمی به این دوازده خط و نیمها بیندیشید. بقولی بی ضرر نیست!.
  اگر شیطان خدائی میکرد؟
در باره الله بعد کمی توضیح خواهم داد.فواید الله بسیار است! اما در فرهنگ  و ادب و شعرمفهوم عام «خدا» با خیر و
روشنائی و محبت همراه است. حتی شاملوی بزرگ که تن به هیچ خدائی نداد در شعر همیشه زنده اش «در این بن بست»در بیت آخر خدا را میبرد و از دست ارتحاع و ملا در پستوی خانه نهان میکند.»خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد».میگویند الله چنبن نیست و بنام الله مبکنند!ولی متون در پیش روی ماست! .دست میبرند.دار میکشند. چشم در می آورند. سنگسار میکنند.برای خوردن یک جام شراب دهها ضربه شلاق میزنند. بهائی و بابی  را به زندان میکشند. به گلوله میبندند. دختر دهساله را به حجله میبرند. مبدزدند.آتش میزنند و انسان آزاد را برسمیت نمی شناسند و آزادی انسان را و تا ابد تا ابد بایست چنین بود و پس از آن بایست جاودانگی جهنمی را که به سوختبار انسان فروزان است پذیرفت و جهانی از خرافه وخفت را قبول کرد.تاریخ گذشته و حال پیش روی ماست. ایران و خاور میانه پیش روی ماست.اسلام ارتجاعی و نیمه انقلابی وانقلابی با تفاوتها و با الله  و رسول مشترک در مقابل ماست. بانجار و بقال محله و آئینشان سخنی ندارم. با کسی که جرئت اندیشیدن دارد میگویم.فرض کنیم شیطان موفق میشد الله را که چهارده قرن است سرود ستایش اورا هر روز پنج بار بر لب داریم با ترفندی به زیر کشد و خود بر تخت خدائی بنشیند.فکر میکنید نیازی به تغییر قوانین بود؟ می توانیم کمی بیندیشیم، فقط کمی ولی با شهامت یک انسان با شهامت پدر و مادر اسطوره ای مان که سیب ممنوعه را خوردند و ازاد شدند...
13 مارس 2015

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

پیشگو
منجمین ما و پیشگویان در رابطه با این مطلب اقای یغمائی با رئیس دفتر شیطان تماس گرفتند و قرار ملاقات خواستند که خوشبختانه شیطان پذیرفت متن گفتگو را در زیر ملاحظه میکنید
سلام شیطان
سلام نکنید بارها گفتم شیطان سلام نمی کند
ببخشید جناب شیطان اقای یغمائی مطلبی نوشته اند که اگر شما به جای خدا می بودید چه میکردید و اینکه اولین کارتان در مسند خدائی چه می بود؟
شیطان. باید بگویم که من غلط بکنم که جای خدا بنشینم من شیطان هستم و نه خدا و هیچگاه به جای خدا نمی نشینم دوما بر فرض محال اینکه اگر من جای خدا بودم چه میکردم باید بگویم که اولین کارم این می بود که یک جانشین برای خود بعنوان شیطان تعئین میکردم و بهترین جانشین من و شاید هم بالاتر از من و پیچیده تر از من کسی نیست جز شازده و بانو و بیت شان بدون تردید این را میگویم انها دست مرا از پشت بسته اند گاها می مانم که یک وقت اینها جای مرا نگیرند چرا که هم زرنگ هستند و هم حرفه ای و هم دست اموز خودم
پیشگو . خوب جناب شیطان در مسند خدائی چه میکردید
شیطان . اولین کارم در مسند خدائی نابود کردن جهنم می شد بطوریکه دیگر هیچ کس نتواند به بهانه نرفتن به جهنم و رفتن به بهشت دست به ادمکشی و جنایت بزند وقتی درب جهنم را گل میگرفتم دیگر هیچ کس را نمی شد فریب داد که بخاطر نرفتن به جهندم و رفتن به بهشت دست به هر کثافت کاری بزنند انهم به نام من و به نام امام حسین و به نام هر کسی که من او را امام کرده ام
سوما به کسانی که هر کاری دلشان خواسته کرده اند و بعد هم گفته اند که فقط و فقط به خدا پاسخگو هستند میگفتم غلط کرده اید که میخواهید بیائید به من پاسخ دهید برگردید و بروید به نیروهایتان پاسخ بدهید و میگفتم من نیاز به پاسخ کسی ندارم چون از همه چیز اگاه هستم
چهارما همه جای جهان را بصورت ائینه میکردم تا هیچ خیانتکار و جنایتکاری نتواند پشت پرده هر غلطی که خواست بکند چنان ائینه ای که هر غلطی هم که بکنند مثل یک فیلم انرا مردم ببینند
پیشگو .ایا میتوانم سوال دیگری هم بپرسم
شیطان . وقت ندارم بعدا بیائید

ناشناس گفت...

مجاهدین را کی می کشد؟ الله یا خدا؟بلاخره به نام الله آنها کشته میشوند یا نه؟ تکلیف چی هست؟ بلاخره با این تفکر و دیدگاه چگونه باید با این الله مبارزه کرد؟ تاریخ گذشته اما پیش روی مان هست! اسید پاشی هم هست که ربطی به مجاهدین نداره، اما هنوز دیوار مجاهدین کوتاهتر است! بالاخره کدام تئوری درست هست؟ رژیم به نام الله میکشد، دست میبرد و جشم از حدقه در می آرود یا نه؟ باید باهاش مبارزه کرد یا نه؟ تاریخ گذشته است اما پیش روی ما هست؟ سی سال است به اسم « اصلاحات » دارند مردم را زجر کش میکنند! با تئوری شما میشود اینجوری نتیجه گیری کرد: بااینکه رژیم خیلی بد است معهذا نباید مثل مجاهدین با رژیم مبارزه کرد چونکه خیلی بیرحمانه می کشد، اما در شعر و شاعری میشود گفت رژیم با ـ الله اش ـ خیلی اخ است، تاریخ گذشته اما پیش روی ما هست، هر جی جدی با این رژیم مبارزه نکردیم، و هر چه به اسم انتقاد به پر و پای مبارزه جدی پیچیدیم، رژیم داره حالشو میبره لابد از برکت مجاهدین ریشه اش تا عراق و سوریه و افغانستان و لبنان گسترش یافته است. تثوری شما میگوید، اگه اومدی سرکوچه دیدی یک لات چاقوکش توی محله داره عربده میکشه و نفس کش می طلبد نرو بیرون، بشین توی خونت، اگه اومدی بیرون و کشته شدی خونت پای خودته! شجاعت رو در پستوی خانه نهان باید کرد! آهای ملت ایران، بنشینید در خونتون، رژیم خودش خسته میشه میره!

موشکاف

داوود گفت...

البته آقای یغمائی حتماً میدانید که الله یکی‌ از چهار ٔبت بزرگ عرب بوده است، الله،لات،اعضا و منا که البته فقط نام آن سه‌ بت را همیشه بیان میکرده اند! و همانطور که باز حتماً میدانید بستگان نزدیک محمد کلید دار کعبه بوده اند و خادم آن (که البته پست بسیار مهمی در نزد اعراب بوده است) و حتی پدر محمد نامش عبدلله بوده است یعنی‌ بنده الله!! آیا به نظر شما عجیب نیست که نام پدر محمد در زمان ٔبت پرستی اعراب بنده الله بوده باشد؟؟!

ناشناس گفت...

موشکاف
یک کسی بود که خودش هم از جنس همان لات و چاقو کشی ها بود و دردش فقط این بود که می خواست خودش بجای آن یکی لات چاقو کش محل باشد و عربده بکشد . بهمین خاطر آمد و با هزار دروغ و کلک در و همسایه را از بزرگ تا کوچک و بخصوص کوچکتر ها را خیلی تحریک کرد و همه را دست خالی و بی مهابا چلوی تیغ آن یکی لات فرستاد تا لت و پار شوند. اما چون خودش را خیلی دوست داشت هر جا کمی هوا پس می شد فورا فلنگ را می بست و عجالتا تا الان هم یازده سال است رفته و در پستوی خانه نهان شده و از ته پستو هی داد می زند که آهای هسته های ارتش بر پا بیایید رژیم را سرنگون کنید تا من بیام لات چاقو کش و عربدهزن محل شوم و عیالم هم بشود بزرگ محل.
ارواح عمه ات جناب مو شکاف فکر کرده اید ملت را می توانید با شعار رنگ کنید اما بعد از اینهمه سال ملت اینرا خوب فهمیده اند که دیگر لات نمی خواهند نه این مدل توی کوچه و نه آنمدل در پستو نهانش را.
ح ن

داوود گفت...

موشکاف دیگر کسی‌ خریدار این تحلیل‌های الکی‌ آبدوغ خیاری شما نیست!! تمام شد و رفت آن روزگاران که میشد با شعار جوانان را به زیر تیغ جلاد فرستاد و رفت فرانسه و با دختر بنی صدر ازدواج کرد و با خود بنی صدر هم پینگ پنگ بازی نمود!!! دوران فریب تحت نام مذهب و الله و ولی‌ فقیه و رهبر عقیدتی‌ تمام شده و دیگر کسی‌ خریدار این حرفا نیست. خودت را خسته نکن و از این شعار‌های بی‌ مایه نده!! مجاهد خلق درست از همان روزی که رهبر همیشه فراری، فرار را بر قرار ترجیح داد تقش در آمد و طشت رسوایی آن از بام بر زمین افتاد! فقط حیف از آن جوانانی که قربانی حیله و فریب این روباه مکار همیشه فراری شدند

ناشناس گفت...

داوود....
اتفاقا این شعارهای تکراری فرار به جلوی شما هم تاریخ مصرف خیلی زمان هست گذشته است، حتی رژیم هم دیگر این چرندیات شما را هم مصرف نمیکند. جناب، مسئله تاریخی که گذشته است و رژیمی که مانده است و جنایات روزمره حقیقی که وجود دارد را نقد کن، چرا کلی گویی و مغلطه میکنید. یعنی چه؟ برنامه ات چیه؟ شعار دادن هنر نیست، شما خط و خطوط مجاهدین را قبول نداری که خب نداشته باش، تکلیف مردم با رژیم چی میشود، اینکه شب و تا صبح بنشید و هی بگویید که مجاهدین این اشتباه را داشتند و دارند که برای مردم که نون و آب نمیشود. جناب مجاهدین را از ذهنت پاک کن، تکلیف چی هست آنرا انجام بدهیم.

موشکاف

ناشناس گفت...

ح ن
ارواح عمه خودت که خودت هم یکی از همان لات های چاقو کش هستی که اینگونه بی ادب می آیی کامنت میگذاری، البته از جناب اسماعیل خان هیچ هم بعید نیست یک چنین جایی را درش را براش امثال شماها باز گذاشته است تا با لمپنی و شانتاژ و دروغگویی و عربده کشی، نسق گیری کنید.

موشکاف
داخل پرانتز ـ میتونستم بنویسم م.ن. یا س.ج، میخواهم بگویم این کامنت گذاریهای با حروف اختصار به دوزار نمی ارزد. چون میتواند خود جناب اسماعیل خان خودش هم همینکار را انجام دهد بی آنکه شناخته شود.

ناشناس گفت...

اسمال خان
نرخ امروزت چقدر هس؟

ایرج

ناشناس گفت...

موشکاف
فعلا که شما مرید و سرباز صفر آن یکی لات عربده کش در پستو نهان هستید.
اما خنده دار این است که خودت کامنت های یک شاهی ات رابا اسیم موشکاف می نویسی و بعد به اختصار بودن اسم من ایراد می گیری.
یعنی میخواهی بما بگویی که ارواح عمه جانت اسمت موشکاف است و مستعار هم نیست؟ واقعا که مرید همان رهبر عقیدتی هستی.
ح ن

ناشناس گفت...

ح ن
از ادبیاتی که داری احتمالا همان م.ن هستی که قبلا با کد « ارواح عمه » به من فحاشی میکردی. لات و لمپن و بسیجی دهن گشاد شاخه سایبری رژیم هنوز هم مجاهد ستیز هست. تو مغزت به اندازه فندق هم نیست مثلا اگر بجای اسم اختصار، آن را کامل بنویسم، تو قبول میکنی کی هستم؟ مثلا بنویسم ایرج مصداقی، جناب یغمایی هم به دمکراسی که اعتقاد دارد باید آنرا چاپ کند
آن وقت نشان دهنده این است که « ایرج مصداقی » هستم نه موشکاف؟ یکی از مشخصات بارز بسیجی بودن؛ کودن بودنشان هست. حالا چون لپ تاپ افتاده است دستشان فکر میکنند که علامه دهر هستند. نخیر امر به شما مشتبه نشود، شما همان بسیجی دهان گشاد شاخه سایبری رژیم هستی!

موشکاف

ناشناس گفت...

برو بچه جان خدا پدرت را نیامرزد مه خودت هم نمی فهمی چه چرندیاتی سر هم می کنی.
شما بسیجی ها و چماقدار ها چه در رکاب فقیه باشید چه رهبر عقیدتی در ماهیت فرقی با هم ندارید و سر و ته یک کرباسید. فقط چرند می گویید و عرض خود می برید.
ح ن