مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۴, جمعه

اسماعیل وفا یغماپی..مقوله امام زمان به عنوان باور مردم یا فلسفه

۷ نظر:

م-ت اخلاقی گفت...

با درود به همۀ آنهائی که می اندیشند و با امید به اندیش ورز شدن همۀ آنهائی که از قبل برایشان اندیشه شده است.این فیلم کوتاه را در زیر حتما ببینیم تا یا راحت بگیریم بخوابیم ویا یکه خورده از خواب بیدار شویم و حرکت کنیم :


https://www.youtube.com/watch?v=eGoP2mACa_I

ناشناس گفت...

وقتی یک ادم مدعی اپوزوسیون میرود پابوس سرداب اقا امام زمان (عج) و روضه میخواند و قران بسر میگیردو کشته شدگان دهه ۶۰ را به اقا هدیه میکند (انگار مالک خون انان بوده ) چه انتظاری است از عقب مانده ترین بخش سنتی جامعه ایران ؟ سوال این است : اگر جان باختگان دهه ۶۰ زنده بودند ایا پس از بیست و چند سال با اقای رجوی به سرداب امام زمان میرفتند ؟؟؟
این سوالی است که جواب ندارد پس نباید از ان چه در پاسخ مثبت و چه در پاسخ منفی خرج کرد بنابراین هدیه خون جان باختگان از سوی اقای خاص الخاص به امام زمان کاملا اقدامی فریبکارانه و اپورتونیستی است خصوصا که ایشان در سال ۵۷ سوابق مجاهدین قبل از ۵۷ را کاملا فریبکارانه به جیب خود ریخته بودند . اخر نمیشود که بهرام ارام را خائن بنامید و در همان واحد عملیات نظامی ان را برای خود و حیب خود جا بزنید ! این اخلاق در مبارزین صادق و صدیق مذموم است .

ناشناس گفت...

وقتی یک ادم مدعی اپوزوسیون میرود پابوس سرداب اقا امام زمان (عج) و روضه میخواند و قران بسر میگیردو کشته شدگان دهه ۶۰ را به اقا هدیه میکند (انگار مالک خون انان بوده ) چه انتظاری است از عقب مانده ترین بخش سنتی جامعه ایران ؟ سوال این است : اگر جان باختگان دهه ۶۰ زنده بودند ایا پس از بیست و چند سال با اقای رجوی به سرداب امام زمان میرفتند ؟؟؟
این سوالی است که جواب ندارد پس نباید از ان چه در پاسخ مثبت و چه در پاسخ منفی خرج کرد بنابراین هدیه خون جان باختگان از سوی اقای خاص الخاص به امام زمان کاملا اقدامی فریبکارانه و اپورتونیستی است خصوصا که ایشان در سال ۵۷ سوابق مجاهدین قبل از ۵۷ را کاملا فریبکارانه به جیب خود ریخته بودند . اخر نمیشود که بهرام ارام را خائن بنامید و در همان واحد عملیات نظامی ان را برای خود و حیب خود جا بزنید ! این اخلاق در مبارزین صادق و صدیق مذموم است .

ناشناس گفت...

همه داستان نواب اربعه و تداوم ان تا امروز را میدانیم اما چرا جامعه ایران با گذشت بیش از هزارواندی سال هنوز گرفتار این ودال است ؟ از اقشار عقب مانده سنتی چه انتظاری داریم وقتی روشنفکران ما در گذشته و حال در امام زمان غرقند ؟ مشکل از کجاست ؟ اگر چه حضور اخوند و ترویج عقاید امام زمانی همواره به عنوان اصل ثابت همه دوران ها بوده است اما چرا به موازات ان تلاشی برای تنویر افکار مردم از سوی روشنفکران صورت نگرفته است ؟ پس روشنفکر خیر سرش چه رسالتی دارد ؟

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۲ خرداد ۱۳۹۷ /بيست وسه مه دوهزار و هژده/مسعودعالمزاده/پاريس

قصد صحبت از خودم رو ندارم، اينو به عنوان يه مورداجتماعى ميگم.خانواده ى ما توسه سالگى من درانتظار يک مسکن چند ماهى تو جواديه تهران بودکه اون زمان آب لوله کشى نداشت ومردم با سطل وپيت ازشيرفشارى سرکوچه آب شونو تامين ميکردن.جواديه پربودازدرشکه.اتوبوس هاى بنز"دماغ دار" تازه واردشده بود،تاکسى هم لوکس بود.بچه هادنبال درشکه هامى دويدن وميخوندن (هنوز توگوشم هست) :
"درشکه بروگم شو،خانوم تاکسى سوارشو.اگرتاکسى گرونه اتوبوس يه قرونه".
همين يه خط خلاصه ى نيم قرن تحول جامعه ايران ه.

همين بچه سه ساله کمتر ازپونزده سال بعدداشت توهمين تهران پشت جديدترين گامپيوتر دنيا که تنهاآمريکايى هاداشتن وما،کارميکردودوسال بعدتويه مرکزپژوهشى که توش روپروژه هايى کارميکردن که بعدشدموبايل.روى يه پروژه ديگه کارميکرديم براى انرژى خورشيدى توکويرلوت وانتقالش اول باکابل بعدباماهواره،که هنوزهم نشده.سه سال پيش ژاپنى ها تونستن براى فاصله هاى کوتاه اين کاروبکنن.اينانقل قول نيس روخيلى ازاين پروژه هاخودمن کارميکردم.

يکى ازشوخى هاى مااين بودکه اگه وسط راه پرنده اى خط ارسال باماهواره روقطع کنه جوجه کباب سرخ کرده ازآسمون ميفته توبغلت !

چه ربطى به امام زمان ؟

ربطش اينجاست : داشتيم پس موندگى علمى و صنعتى سه سده رو تويه نسل جبران ميکرديم که دوتاارتجاع شديدن فاشيستى يکى مذهبى(خمينى)ويکى کمونيستى (عمدتن روسى) کمرمونوشکست. اين وحدت ارتجاع سرخ و سياه ى روکه شاه ميگفت ثابت شد.
دولجن ودوفاضلاب بادوکوه دروغ ودغل ورياحول آن چيزى که درزبان هاى اروپايى به ش ميگن : méssianisme که نبايدترجمه کرد(وگرنه صوفيگرى راهم به انگليسى/فرانسه بايد ترجمه کرد پشم گرايى ! اينجا ميگن suffisme.ما هم بايد بنويسيم مسيانيسم).نميشه مهدويت چون مهدويت درچارچوب شيعه معناميده ولى بامسامحه ميشه گفت شبيه ه.

قابل توجه اون اسديان ريقماس بى سواد که ميگه نيهيليسم يعنى پوچ گرايى،پس صوفيگرى هم ميشه پشم گرايى.

هردوتاى اين ها : ارتجاع اسلامى بويژه شيعى و نيز کمونيسم روسى/توده اى بااين فکرتحميق کننده ى مسيانيسم توده هاى مليونى رومثه حيوون به کارميکشن به اميدبهشت و امام زمان و جامعه ى بى طبقه و بهشت کمونيستى.

سى سال سکون و ثبات وتمام اين ها جاروشده بود کمااين که مى بينيم باتمام تلاش اين رژيم مردم دارن به هردوارتجاع ادرار مى کنن.

خطر اينجاست : نبايد بذاريم دافعه ى ارتجاع مذهبى مردم روهل بده سوى ارتجاع کمونيستى که چيزى بين شست تا هفتادمدل مختلف ش تست شدوبجز نکبت ببار نياورد.اين ها حدود صدوبيست مليون نفروکشته ن،اونم توقرن بيستم.

دونکته مهم درآخر :

-- موردچين وپيروزى هاش به کمونيسم ربطى نداره.چين قدرتى بود.درسال هاى نيمه ى سده نوزده پيش از حمله ى اروپايى ها،هند و چين بيست و پنج درصد تجارت جهانى تودستشون بود.اختراع کاغذ،موشک،باروت، ماکارونى وحتاهليکوپتروبسيار ديگه ازچين مياد.فرهنگ چين رودست کم نگيرين. ايتاليايى هابين نخستين اروپايى هايى بودن که به چين رفتن وبسيارى ازاختراعات چينى هاروبه ايتاليا آوردن.داووينچى نابغه بودولى ايده و فکر بسيارى از کارهاواختراعاتش از طريق همين "جهان گرد"ها به دستش ميرسيد.

-- چون دويستمين سالگرد زايش کارل مارکس ه،حساب اين متفکرشرافتمند روبايدازجنايت کارهايى مثه لنين و استالين و تروتسکى و مائو و... جداکرد.من که خودم رو باسربلندى دست راستى ميدونم براى مارکس احترام قائل م. هرچند بخشى از تئورى هاش زنگ زده ولى هنوزهم کتاب هاش خوندنى س، بى اونکه ازش پيامبرومهدى موعوددرست کنيم.

اگه چريک هاى فدائى يامجاهدين به قدرت ميرسيدن،بادودرسد کمتريابيشتر،همين آش بودوهمين کاسه.اگه حزب توده بودکه ايرانستان هم نميشد،روس هادرسته خورده بودنمون.با اين چرت وپرت هاى مسيانيستى، اسلامى يا کمونيستى،دموکراسى نميشه درست کرد.حالا خواهيد ديد که بعد ازاينکه رجوى بور شد جناح کمونيستى مجاهدين (متحد با مثلن اتحاديه کمونيست ها ويه مشت ازاين دست) ميان جلو تا همه کاسه کوزه هايى روکه رجوى سرعلى زرکش شکست تاخودشو از زيرضرب بکشه بيرون، اينا سر رجوى بشکنن.روز از نو کلاشى از نو.

مـــار هـــم بـــه ســـيـــاهـــش لـــعـــنـــت، هـــم بــــه ســـفـــيـــدش

ناشناس گفت...

تا وقتی عمامه سیاه و عمامه سفید هست چرا مار سیاه و سفید را لعنت میکنید ؟ مار موجودی است مفید در طبیعت مانند همه موجودات . وقتی پا روی دمش بزاری طبعا برای دفاع واکنش نشون میده . من تو بسابون ها و کوه زیاد میرم و زیاد مار دیدم ، تا انگولکش نکنی کاری باهات نداره حتی اگه کاریش نداشته باشی میاد از روی دستت عبور میکنه ولی اگر تو سوراخش چوب بکنی یا انگشت بکتی طبعا میزنه .

ناشناس گفت...

فک کنم ریقماسعلیخان اسدیان استانبوس دربار ولایت در حال نوشتن کتابی دیگر باشه ! کتابی ، مقاله ای با ترهات جدید . ولی ایشون جزو نویسندگانی است که اول کتابشو میخونی اخرشو میفهمی چیه !!! این کار مارو خیلی راحت میکنه .