از بودتان تمام وطن غرقه در لجن
قصیده چاووشی وبیادگار از سه نسل ،پدران ما، ما و فرزندان ما، بر دیوارهای خونین و اشک آلود این ایام و روزگار ما باشد که آیندگان باز خوانند در هنگامی که ما به گذشتگان پیوسته ایم.. .....ادامه دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
نمایش پستها با برچسب چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی. نمایش همه پستها
۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه
۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۱, شنبه
با ملایان پلید و چاووشیی در رهگذار تاریخ. اسماعیل وفا یغمائی
به یادگار بر دیوارهای خونین و اشک آلود این ایام و روزگارباشد که آیندگان باز خوانند درهنگامی که مابه گذشتگان پیوسته ایم وحاکمان جور و جنایت به لعنت تاریخ.
باز آمدید از دل اعصار جهل و جور
زد شعله در ورود شما دوزخ فتن
پای گران فشرده به نعلین و نعل را
افشرده بر گلوی گل و سرو یاسمن
چون گله های آهک و تیزاب بی مهار
با هرچه سبز و زنده شدستید مقترن . ادامه
پای گران فشرده به نعلین و نعل را
افشرده بر گلوی گل و سرو یاسمن
چون گله های آهک و تیزاب بی مهار
با هرچه سبز و زنده شدستید مقترن . ادامه
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه
چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی
بیادگار از سه نسل ،پدران ما،
ما و فرزندان ما،بر دیوارهای خونین و اشک آلود این ایام و روزگار ما باشد
که آیندگان باز خوانند در هنگامی که ما به گذشتگان پیوسته ایم..
ای سنده بر سران !که نهادید نام شیخ
برخویش و آمدید چو ماران نیشزن
گر هان شما نماد خدائید و سنت اش
ای لعنت خدا، به خداباد و این سنن
در راههای سی سده با پای زخمناک
از قرنهای گمشده آعصار بس کهن
از کورش و زکاوه و زرتشت و بردیا
از مزدک و ز مانی و از زال و تهمتن
ما آمدیم تا بکجا؟، یک طویله شیخ
اصطبلی از شقاوت و شیادی وشمن
ادامه قصیده چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه
چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی
بیادگار از سه نسل ،پدران ما، ما و فرزندان ما،بر دیوارهای خونین و اشک آلود این ایام و روزگار ما باشد که آیندگان باز خوانند در هنگامی که ما به گذشتگان پیوسته ایم
..ای سنده بر سران !که نهادید نام شیخ
برخویش و آمدید چو ماران نیشزن
گر هان شما نماد خدائید و سنت اش
ای لعنت خدا، به خداباد و این سنن
در راههای سی سده با پای زخمناک
از قرنهای گمشده آعصار بس کهن
از کورش و زکاوه و زرتشت و بردیا
از مزدک و ز مانی و از زال و تهمتن
ما آمدیم تا بکجا؟، یک طویله شیخ
اصطبلی از شقاوت و شیادی وشمن
ادامه قصیده چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه اسماعیل وفا یغمائی
اشتراک در:
پستها (Atom)


