دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

کمی هم شعرخوانی و افشای جنایات ملایان در تهران و اشرف ئر میدان ترافالگار لندن

در سفری به لندن با اهل و عیال چند باری در میدان ترافالگار لندن و نقاط دیگرو برای رهگذران به افشای جنایات ملایان در ایران و اشرف و شعر خوانی و ترجمه شعرها پرداختیم در یکی از روزها خبرنگاری ایراندوست و انگلیسی به سراغمان آمد و بخشی از کارمان را ضبط گرد . گذاشته است روی سایت یوتیوبش. آنر می بینید و برگ سبزی است تحفه درویش

دکتر مخمد ملکی.طراحی. اسماعیل وفا


۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

کجا ایستاده ایم. اسماعیل وفا یغمایی

کجا ایستاده ایم؟یادداشت روز اسماعیل وفا یغمایی
سالها بود که می خواستم در فاصله رفتن شاه و آمدن خمینی ، تحلیل و تفسیر نزدیک به حقیقتی را بخوانم و بدانم در این فاصله با موهائی به سیاهی پر کلاغ در کجا ایستاده بودیم که حالا اینجا هستیم یا بهترست بگویم بعد از سی و یکسال رنج و فشار و تبعید و غربت با سر و ریش سپید اینجای کاریم. خیلیها تحلیل و تفسیرهائی کرده اند که باب دل فقیر نیست و برخی از آنها هم اگر عمه مرحوم بنده زنده بود بدرد او میخورد و بس. با پیدا شدن سرو کله موج و سپس امواج و سپس رود سبز من از خیر طلب و جستجوی سابق گذشتم و مدتی است که دلم می خواهد بدانم در رابطه با موج سبز در کجا ایستاده ایم؟ خیلی ها تا حالا تفسیر و تحلیل کرده اند که دست و قلمشان درد نکند و بازهم

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

پایان دیکتاتور. اسماعیل وفا یغمایی

پایان دیکتاتور!پایان فقیه
اسماعیل وفا یغمائی
ودر نهایت پرده فرا میرود

و پرده فرا میرود در نهایت
در آنسوی پرده میزی و جامی است
لبالب شوکران ،لبالب شوکران و لبالب شوکران
باید بنوشدش! دیکتاتور
عریان از جامه های خونین دروغ و شکوه و شرارت
سر واپس میزند به انکار ی عبث
رقصان در چشمش آنهمه جنازه و جسد و اشک
آنهمه دروغ و دغا و دنائت ودریدگی
انهمه فریب و فتنه وفساد

آن همه پلیدی و پلشتی و وهن و وقاحت
میغرد چون نر گاوی رقت انگیز
چون خوکی خره کشان
و جام بر زمین می افتدوشوکران بر خاک میپاشد

شادی اش اما دیری نمیپاید
که پرده ای دیگرفرا میرود
و در آنسوی پرده
تاریخ است وتختی و تنقیه ای
لبالب شوکران
لبالب شوکران
وآه ! لبالب شوکران.....1

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

اسماعیل وفا.قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات

بعد از تهاجم وحشیانه نیروهای دولت مالکی به قرارگاه اشرف، و کشتار خشن و بیرحمانه تعدادی از مجاهدین اشرف و پس از چندین و چند روز کشاکش مرگبار سر انجام اوضاع قدری و موقتا آرام گرفت، عراق پرچمش را زد و اعلام کرد که پلیس اش مستقر شده و اسم قرارگاه اشرف را به عراق جدید تغییر داده است. مجاهدین نیزخواستار دخالت امریکائیها و حمایت بین المللی و اجرای قانون شدند و پس از کشاکشهای فراوان و حمایت چشمگیر و بی سابقه طیف رنگرنگ و متضاد نیروهای سیاسی ایرانی در خارج و حتی داخل کشور، اعتصاب غذائی شروع شده است که بخش بزرگش در اشرف است و بخشهای دیگرش در سراسر

از آثار ترزا مکنزی




۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

Ziba Sihrazi - Woman ( HD ) تقدیم به شیر زنان ایران

اسماعیل وفا. حقیقت

حقیقت .اسماعیل وفا یغمایی
فراتر از کلام من
و خروش تو
و فریاد دیگری
پرنده ایست که بال خواهد گشود
بال گشوده است
با بالهائی درخشانتر از دو شمشیرو دو صاعقه
دو شمشیر خیس خون
و دو صاعقه ی غرق اشک
نیرومند تر از تمام هیاهوها، دروغها
و طبلها و شیپورها و سنج ها
باش تا فرود آید
بر کلام من،یا خروش تو،یا فریاد دیگری
باش تا فرود آید و تائید کند
کلام مرا ،یا خروش ترا،یا فریاد دیگری را
باش تا فرود آید
پرنده ی حقیقت
دوازده اوت دو هزار و نه

یاداشت. اسماعیل وفا یغمایی

یاداشت. در دفاع از آقای آشوغ.اسماعیل وفا یغمایی
دوست ارجمندم دکتر زری اصفهانی در نقد یاداشت آقای جمشید آشوغ مطلبی نوشته اند و در وبسایت خود درج کرده اند. دوستان دیگر نیز یاداشتهائی نوشته اند و یا در سایتهای خود درج کرده و یا برای من فرستاده اند که در سایت خود درج کنم.از محبت تمام آنها سپاسگزار و شرمنده ام ولی اگر باور داشته باشید من نه تنها از آقای آشوغ دلتنگ نیستم بلکه بعنوان یک شاعر و نویسنده که سی و چند سال روزگار را در زندان و غربت و مشکلات آن گذرانده و تلاش نموده کمی معنای آزادی و دموکراسی را نه بمثابه ی کلماتی بازیچه قرار گرفته بلکه بعنوان یک فرهنگ آموختنی ، لحظه به لحظه آموختنی بفهمد، من از اقای آشوغ و حق ایشان در نقد و بررسی نوشته های خود و حمله بخود و درج مطلب ایشان در سایت پژواک ایران دفاع می کنم.اعتقاد من این است که معنای دموکراسی در تحمل منتقدان و مخالفان خود را نشان میدهد و نه دوستان و موافقان و همفکران و گرنه کدام دیکتاتورعقب مانده ایست که خود را دموکرات و آزاد و آزادی دوست نداند و در هر فراز انگار که در شبهای ماه رمضان دارد دعای جوشن کبیر می خواند،ده بار از دموکراسی بگوید و در هر قدم آنرا صدبار نقض نکند.من اعتقاد دارم افراد حق دارند نظراتشان را بنویسند و از نظرات خود دفاع کنند و آن را به معرض داوری عقل و منطق و شعور دیگران بگذارند و نیز حقیقت روی میز که برترین داورهاست با جاروهای آهنین نظرات نادرست را جارو خواهد کرد. چرا ناراحت بشویم از اینکه کسی نظر خود را می نویسد و ما را در بسیاری اوقات با نیت خیر، می کوبد. اگر من و ما کوبیده شدنی هستیم بگذار بکوبندمان و افشایمان کنند تا حقیقت روشن شود و اگر کوبیده شدنی نیستیم و از چیزی حرف می زنیم که آنرا می فهمیم چه جای نگرانی! مطمئنا تمام پتکها و چکشها خواهند شکست و حقایق بیشتر از پرده بیرون خواهند آمد. باز هم از تمام دوستان و بخصوص پزشک و شاعر ارجمند دکتر زری اصفهانی که روزگار را در راه محبت به مردم و آزادی تا بدینجا گذرانده تشکر می کنم. بازهم تکرار می کنم که از نقد و بررسی و انتقاد و ایراد حتی به سبک آقای آشوغ استقبال می کنم و دست تمام منتقدین را به گرمی میفشارم و فکر میکنم اینگونه است که اختلافات راه حل درست خود را پیدا می کند..
اسماعیل وفا یغمایی.

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

معرفت. اسماعیل وفا یغمایی

معرفت
اسماعیل وفا یغمایی
اول اوت دو هزار و نه
خیاطان خبره در کارند

پنهان شده در قیچی های خود
تا حقیقت را برش دهند
تا تکه تکه کنند و دوباره بدوزند
تا جامه دروغ ،بر جان حقیقت بیارایند
تا خون تو در میان آفتاب و شنزار پنهان شود
تا فریادت را در هوا بسوزانند
خیاطان در کارند

با ساطورها و قیچی های خونین
در بغداد و تهران و واشنگتن
خیاطانی دیگر نیز درکارند
تا از ترمه ی حقیقت زریباف
بر حقیقت عریان خونبافته جامه بپوشانند
[که اگر آسمان را هفت لایه
حقیقت را گاه هفتاد لایه است]ا
تا کسی نداند که در بهشت
زیباترین و آبدارترین سیب درخت ممنوع باغ خدا
ازخون آدم و حوا سرخ شده است
از خون آدم و حوا سرخ میشود
و دریغا
از خون آدم و حوا سرخ خواهد شد
و ما تنها به بهتان شیطان میاندیشیم
اول اوت دو هزار و نه

طرح ضمیمه طراحی چهره سراینده از نگاه، وکارهای خانم ترزا مکنزی است

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

ازسه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف.قسمت دوم. اسماعیل وفا یغمایی

از سه شنبه تا شنبه
و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف(بخش دوم)ا
اسماعیل وفا یغمایی
اشرف نه تمام مقاومت مردم ایران بلکه بخشی بسیار مهم از مقاومت مردم ایران، واندکی در باره معنای حقیقی مقاومت مردم ایران
اشرف و مجاهدان و مبارزان اشرف نه صرفا به تبع مکانی که در آن سکنا دارند بلکه به دلیل پیشینه، یکی از بزرگترین سازمانهای سیاسی ایران از سال هزار و سیصد و چهل و چهار تا امروز، و به دلیل(زمان)، دوران درازی که در داخل و خارج کشور با ملایان سیاهکار جنگیده اند دارای اهمیت سیاسی و اجتماعی و جایگاهی ارزشمند هستند و نباید آنچنان که از «سه شنبه تا شنبه بخش یکم» دیدیم در زیر ضربات چماق و گلوله کشته شوند و با عاشورائی دیگر به خیل کشتگان عاشورا بپیوندند. راستی حماسه حقیقی عاشورا در بهترین شکل خود و حتی اگر باور داشته اشیم که اگر حسین ابن علی پیروز میشد با حکومت او امپراطوری اسلامی جهان را غرق درسعادت می کرد( که من این باور را ندارم و دلایل علمی ومنطقی و تاریخی آن را می دانم) با شکست و کشتار عاشورا چه به دنبال داشت:

از شنبه تا سه شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف.اسماعیل وفا یغمایی

از سه شنبه تا شنبه
و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف اسماعیل وفا یغمایی

روز سه شنبه ششم مرداد و همزمان با بیست و دومین سالگرد عملیات بزرگ فروغ جاویدان و شهادت نزدیک به هزار و دویست مجاهد و مبارز ،بیش از هزار وچهار صد تن از نظامیان، پلیس و چماقداران به قرارگاه اشرف که نزدیک به سه هزار و پانصد تن از رزمندگان مجاهد و مبارز خلع سلاح شده در آن به سر می برند حمله ور شدند و طی چها ر روز قرارگاه اشرف فی الواقع صحنه سرکوبهای خونین و جنایات وحشیانه ای بود که همه را در بهت فرو برد. بسیاری چیزها روشن و به همین اندازه، بسیاری چیزها هنوز در ابهام است ولی نظامیان و پلیس و چماقداران عراقی با چماق و تبر و گلوله، با زیر گرفتن با زرهی و لودر، با آبجوش و پرتاب ... ادامه از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

غزل. اسماعیل وفا یغمایی

غزل
اسماعیل وفا یغمائی
سوم اوت دو هزار و نه
زیبا
لیلا
از خون غازه بر رخ مکش
از شب این شب تاریک
بر ابرو وسمه و بر چشم سورمه
بوی خون می آید بوی خون لیلا
بوی شب می تراود از گیسوانت
شب بخون آغشته و مرگزده
زیبا
لیلا
از خون غازه بر رخ مکش
از این شب شب تاریک
بر ابرو وسمه و بر چشم سورمه
گوش کن صدای شروه باد را
که می گرید در سوگ مردان قبیله مجنون
که می گرید در سوگ زنان قبیله مجنون
که می گرید و خواهد گریست و خواهد گریست و..ا

نطع و شمشیر. اسماعیل وفا یغمایی

نطع و شمشیر
اسماعیل وفا یغمایی
سوم اوت دو هزار و نه
وای اگر لیلی بر رخ غازه کشد
زمان نطع است و مکان شمشیر
چه کسی نطع را گسترد، میگسترد؟
چه کسی شمشیر را صیقل داد،صیقل می دهد؟
شاعران سرخپوش در ستایش نطع شعرخواندند
شاعران و ناطقان و منادیان و طبالان ا
و قاریان سیاهپوش در ستایش شمشیر
قاریان ودژخیمان ومندیل بندان و دفانان و گورکنان
من اما نه سرخپوشم نه سیاهپوش و نه سبزجامه
عریانم، عریان عریان چون حقیقت زهر آگین
و فواره های خون برادرانم و خواهرانم
سراپای مرا پوشانده است
سراپای اشکهای مرا
سراپای مرثیه های مرا
سراپای بیداریهای مرا
و سراپای کابوسهای مرا
سرشار از سیاهجامگان
و سرخپوشان
وای اگر لیلی بر رخ غازه کشد