دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

دو کلمه با دوستان و خوانندگان. اسماعیل وفا

دو کلمه با دوستان و خوانندگان
دوستان و خوانندگان گرامی.چون فرصت پاسخ به تک تک شما نیست ونیز با توجه به میلهای فراوانی که بعد از جریانات اخیر ایران دو سه برابر شده و مقالات و آثار قلمی فراوانی که برای دریچه ارسال می شودلازم می دانم از مجموع نکات چند نکته را توضیح دهم. او ل اینکه از توجه و عنایت شما سپاسگزارم و میلهای شما را می خوانم ولی نمیتوانم به تمام انها پاسخ
دهم.امیدوارم این را حمل بر عدم توجه نکرده وبه مشغولیتها و کمبود فرصتها توجه بفرمائید.فی الواقع جواب دادن گاه به بیش از صد تا صد و پنجاه میل مشکل است. مساله دوم این است که به دلیل اوضاع ایران و زوم شدن روی مسائل داخل من فرصت درج و نشر بسیاری مقالات را پیدا نکردم.در فرصتی دیگر دریچه روال طبیعی خود را باز خواهد یافت و در حد خود نوشته های شما را نشر خواهد داد نکته سوم این که بعد از جریانات داخل ایران و جنگ موسویان گراها و احمدیان دوستها و عکس العملهای خار کشور و وضعیت اپوزیسیون یک سری از مقالاتی به دست من میرسد که اپوزیسیون و سازمانهای سیاسی خارج کشور را نشانه رفته و در خشم از کم کاری یا بد کار کردن یا چیزهائی از این قبیل، نویسندگان محترم آن طلب درج آن را در دریچه دارند. خدمت این دوستان عرض می کنم که مقام مقالات ونوشته های منطقی و تحلیلی و نقد و بررسی همیشه محفوظ،،ولی من این نوع مقالات را که آمیخته با تنشهای عصبی و طبعا بیشتر به تفرقه دامن میزند نشر نمی دهم، نه این نوع مقالات و نیز نقطه مقابل آن را یعنی مقالاتی راکه نویسندگانش اعتقاد دارند مقام اپوزیسیون جایگاه معصومان است و نمیشود گفت گوشه ابرویتان کج است.من اعتقاد دارم که سایتها و وبها جای جنگ دعوای افراد و گروههائی نیست که همه اشان از دردی مشترک رنج می برند آنهم در شرایطی که دایناسورهای ولایت از گوشت گرم مردم دارند تغذیه می کنند. به این دوستان سفارش می کنم نوشته هایشان را مستقیم برای سازمانها و گروههای مورد نظرشان ارسال کنند و یا خود سایتی ایجاد نموده و نظراتشان را نشر دهند. در پایان توجه داشته باشید ما همه هنوز در آغاز یک توفان پر تحولیم و باید هوشیار بود و صبور.
با ارادت. اسماعیل وفا. بیست و هشت ژوئن دو هزار و نه

به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی

امیر

بیست و هفت سال از سفرت گذشت.وقتی در برابر پدر ومادر و در مقابل حرم هشتمین امام شیعیان و با حکم و فتوای آخوندها به دارت کشیدندتو تازه بیست سالت شده بود و من بیست و هشت ساله بودم.حالا من پنجاه و شش ساله ام وکم کم دارد سی سال میشود که راهها و روزها را میسپرم. در این سالهاهمه چیز عوض شد، همه چیز جز سنگینی پیکر بالا بلند تو بر شانه های من و نگاه من به شانه های کسانی در کنار من، کسانی مثل آل اسحاق و دها و امثال آنها که یک تنه سالهاست پیکرهای تمام برادران شهید خودشان را بر دوش میکشند و می دانم و نیز میشناسم که امثال اینان فراوانند، فراوان فراوان که جمهوری اسلامی در یک چیز عدالت را رعایت کرده است وانهم رعایت این عدالت که هر خانواده ایرانی می تواند یک یا چند جسد را داشته باشد.
به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی

اسماعیل وفا. شبگاه وقتی ماه می بارد

اسماعیل وفا. شبگاه وقتی ماه میبارد. به یاد علی امیر کبیر
شانزده تیرماه سال هزار و سیصد و شصت و دو
از مجموعه شعر منتشر شده حصار
شب گاه وقتی ماه می بارد
با قطره های روشن مهتاب
در سایه تاریک نخل پیر
در مهمانی اشباح خونینی که میرقصندم اندر یاد
من دشنه یاد ترا از سینه خود میکشم بیرون و در فواره های خون
رقص ترا بر دار میبینم
در قاه قاه خنده مشتی پلید گول سنگین دل
که پای می کوبند بر این خاک
رقص ترا بر دار میبینمزیر نگاه وحشی خورشید تابستان هفت تیر

گالری شماره یک طرحها و نقاشیهای اسماعیل وفا.برای تماشای گالری صدای اصلی سایت را ببندبد



گالری شماره یک طرحها و نقاشیهای اسماعیل وفا
برای تماشای گالری صدای اصلی سایت را با کلیک روی تکمه سرود هله ای ملت ایران در سمت چپ سایت قسمت بالا ببندید .گالری را با کلیک روی مربع زیر گالری به صورت بزرگ تماشا کنید

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

اسماعیل وفا یغمائی. پروردگارا درب دوزخ را باز کن

پروردگاراچند روزی درب دوزخ را باز کن
اسماعیل وفا
پروردگارا
پیش از این سروده بودم
دوزخ را باور ندارم
حالا از تو می خواهم
دوزخی بنا کنی.دوزخی شعله ور
و چند روزی دربش را بازکنی
زیرا یک ملت در حال انقلاب است

و برای سوزاندن لاشه های یک مشت ملای پفیوز
یک مشت قاتل قرمساق
و برای سوزاندن جنازه های جنایتکارانی که ملت را به گلوله می بندند
تنها آتش دوزخ تو کفایت می کند
و تنها تو می توانی با عدالت زباله ترین زباله ها را بسوزانی
پروردگارا
چند روزی درب دوزخت را باز کن
که اگر لاشه های اینان بر زمین بماند
هم دنیا را به گند می کشد
و هم آخرت را

چنانکه به گند کشیده است
پروردگارا
چند روزی درب دوزخت را باز کن
و دوباره درب آنرا ببند
با هفت قفل آهنین بر آن
و کلیدهایش رابه اعماق دورترین کهکشان پرتاب کن

به اعماق حفره های سیاه
و ستارگان مرده
و تمام دیوارهای بهشت را ویران کن
و تمام دیوارهای بهشت را ویران کن
و تمام دیوارهای بهشت را ویران کن
بیست و پنجم زوئن دو هزار و نه

۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

نه ندا نمرده است. برای ندا آق سلطان.شهید راه آزادی مردم ایران


نه ! «ندا» نمرده است
اسماعیل وفا یغمائی

نه! هزار بارنه!
صد هزار بار نه!
ندا نمرده است
گرچه چنگ و ریش شیخک پلید، این یزید پست و پیر
این شریر روزگارما بخون او خضاب شد
گرچه در میان ابرهای سرخفام و سربگون مرگ
ناگهان نهان،تکه ای ز آفتاب شد
آتشی که در رگان پاک او زبانه میکشید
کی فسرده است! کی فسرده است
نه! هزار بار نه! ندا نمرده است
جویبار خون پاک او
در میان موجهای خشم ملت بزرگ ما
گرم و داغ و آتشین و خشمگین چو رود میشود
نام او چو آخرین کلامش از دهان خونچکان و قلب خونفشان او
بر لبان و درترنم و خروش قلبها
در تمام شهرها،در تمام کوچه ها در تمام پشت بامها
در خروش از پی خروش در قیام ملت از پی قیام
رعد میشود،آذرخش می شود ، سرود می شود
آتشی که از رگان او بخاک ریخت
عاقبت میان دستهای مردمان
رو به سوی کاخهای ظلم شیخکان
شعله زارهای سرب داغ پر زدود میشود
نه! هزار بارنه!
صد هزار بار نه!
ندا نمرده است
رود میشود ندا سرود میشود ندا
شعله زارهای خشم پرزدود می شود ندا
عاقبت پس از رهی که دیر و دور نیست
انقلاب و آفتاب می شود ندا
بیست و سوم زوئن دو هزار و نه

۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

هله ای ملت ایران کوشش**هله ای ملت ایران جوشش
هله ای ملت ایران خیزش**هله ای ملت ایران توفش
هله ای کارگران *هله ای برزگران* هله ای رنجبران* بر پا بر پا
هله ای گرسنگان* هله ای برهنگان* هله ای محرومان* بر پا بر پا
ادامه متن سرود هله ای ملت ایران. اسماعیل وفا

۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

زیباترین سرود جهان. اسماعیل وفا

زیباترین سرود جهان
اسماعیل وفا
در تمام طول این عمر
در تمام طول این راهها و راهها و راهها
این سرودی بود که می خواستم بشنوم
زیباتر از سرودهای تمام شاعران جهان
سرود غرش در هم آمیخته توست ای ملت! ای مردم
با هجاهای درهم رودها و توفانها و اقیانوسها
و رعدها و آذرخشان تمام زمانهای جهان
و هیاهای تمام زندگان و کشتگان و مردگان این میهن
که در کنار یکدیگر می پیمایند
این قامتی بود که می خواستم ببینم
زیباتر و عظیم تر از قامت تمام کوههای جهان
و بر افراشته تا دورترین ارتفاعی که در آن
در میان عقابها و ستارگان و هواهای تازه آزادی خانه دارد
قامت مشترک توست ای ملت! ای مردم
برافراشته در برابر ستم دریده چشم
این سرودی بود که می خواستم بشنوم
و این قامتی بود که می خواستم ببینم
ای ملت! ای ملت ایران
سرودت خاموش مباد
تا صدای فقیه را در گلو خرد کند
و قامتت خم نخواهد شد
تا قامت استبداد را خم آورد
اسماعیل وفا. نوزده ژوئن دو هزار و نه

ایران ای سرای امید. شجریان

height="340">
برای شنیدن ترانه صدای سرود اصلی سایت را با کلیک روی دکمه سرود هله ای ملت ایران در سمت چپ ببندید

بپاس حرمت و شرف ملت ایران. اسماعیل وفا یغمایی

ملت بزرگ و پر شکوه ایران برای چهارمین بار در طی صد سال اخیر قامت بالا بلند و تاریخی خود را برافراشته است.انقلاب مشروطه، نهضت مصدق کبیر،سقوط نظام شاهنشاهی و اینک فقیه خون آشام و استبداد گندیده و متعفن مذهبی است که در برابر غرشهای ملت بالا بلند سروقد چون موش لرزان است.همه شگفت زده اند، جز ملت شگفتی آفرینی که میرزمد.توده هائی که به اشتباه آنها را «بی هوده» میدانستند «با هودگی» خویش و «بی هودگی» اینگونه نظرات را چه خوش اثبات کردند. انتخابات چهارده خرداد چه واقعیت و چه بهانه،و فارغ از بی پایگاهی احمدی نژاد و پایگاه علی ایحال میر حسین موسوی، نهاد خروشان و ملی و عمومی ملتی بزرگ را اشکار کرد که جهانی را به حیرت واداشته است. ملتی بزرگ را که هم کشتند و به دارش کشیدند، هم گرسنه نگاهش داشتند و به اعتیادش کشاندند،هم در آسیای بیکاری و فشارهای اجتماعی و اقتصادی خردش کردند، هم در تنور جنگ سوزاندندش، و هر آنچه بلبه و مصیبت بود بر سرش آوردند و لی این غول همیشه زیبای بیمرگ و بیزوال از پای نیفتاد و شکست نخورد
بپاس حرمت و شرف ملت ایران. اسماعیل وفا یغمایی

م. ساقی. اسماعیل وفا. گفتگو. انتخابات

گفتگو با اسماعیل وفا، شاعر، نویسنده و پژوهشگر(انتخابات و نتایج آن)ا
از سری گفتگوهای دوم، قسمت هشتم و نهم
پرسشگر: م.ساقی
تاریخ گفتگو: سیزدهم و شانزدهم ژوئن دوهزار و نه
چون هنوز معلوم نیست چه خواهد شد. در حقیقت وضعی پیش آمده که به نظر من همه بهت زده اند. پیرامون این حرکت مردم، همه بهت زده اند. این غول شکست ناپذیر تاریخی! یعنی ملت به خیابان آمد و نشان داد چقدر دشمن و کل رژیم در مقابلش حقیر است. این تصویر ملت است. آن ملت اما به دنبال چه کسی امده است ؟ به کی رای داده؟ این خودش مساله است. از میان کاندیداها دو چهره یعنی موسوی و کروبی پر رنگ هستند ولی آیا اینها پتانسیل نمایندگی این موج عظیم تاریخی را دارند؟ آیا اینها واقعا نمایندگان این توفانند یا نیستند و یا بدتر، اینکه تلاش خواهند کرد این توفان را دهنه و لجام بزنند، چون مقام معظم ولایت سر جایش هست! چون سیستم گستره چپاول و جنایت سرجایش است و قدرت لازم را دارد! چون شعار سرنگونی جمهوری اسلامی آنچنان که انتظار می رود داده نمیشود بلکه آنچه که هست فعلا درخواست یک تحول است و نه سرنگونی تام و تمام در حقیقت فعلا یک جنبش مدنی بسیار نیرومند است. اینهاست که قضیه را پیچیده و مبهم میکند و باید منتظر بود
گفتگو با اسماعیل وفا شاعر، نویسنده و پژوهشگر(انتخابات و نتایج آن قسمت هشتم)8
(گفتگو با اسماعیل وفا، شاعر، نویسنده و پژوهشگر(ادامه انتخابات قسمت نهم
گفتگوهای دوم

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

م. ساقی. گفتگوها در باره انتخابات دهم

گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر(انتخابات و نتایج آن)

گفتگو با اسماعیل وفا، شاعر، نویسنده و پژوهشگر
ا(انتخابات و نتایج آن)از سری گفتگوهای دوم، قسمت هشتمپرسشگر: م.ساقی
تاریخ گفتگو: سیزدهم ژوئن دوهزار و نه
چون دیگر نمی توانند! واقعا نمی توانند. من به روشنی می گویم آنقدر این دیکتاتوری در منجلاب فرو رفته! آنقدر مریض است و انقدر به خوراک مسموم و هوای زهر آگین دیکتاتوری خو کرده و عوارض آن در تن و جانش خانه کرده که چند قاشق غذای سالم و چند نفس هوای کمتر آلوده باعث فلج شدنش و سرانجام مرگش میشود و او را از بین می برد. هیولای که سالها با بلعیدن کثافات حاصل از کارخانه دیکتاتوری مذهبی زندگی کرده است نمی تواند دیگر بدون تولیدات این کارخانه زندگی کند و این اشتباه هولناکی است که تمام صاحبان قدرت در دیکتاتوریها می کنند و روزگاری دوزاریشان می افتد که دیگر دیر شده است. دیگر دوران بازی با امثال خاتمی سپری شده و مطمئنا سران جمهوری اسلامی بهتر از من و شما می دانند حتی آمدن کسی مثل موسوی، که فقط حرف از دموکراسی آنهم طبعا در حیطه اسلام می زند جامعه ای را که تا نهایت آماده انفجار است، بخصوص در میان نسل عظیم جوان، به انفجاری وحشتناک خواهد کشاند که نهایتا اثری از «تاک و تاک نشان» باقی نخواهد گذاشت به همین دلیل احمدی در انطباق کامل با ایده های ولی فقیه و نیروی وابسته به او و بعنوان «روح مجسم ولایت متجسد در پیکره رییس جمهور» آمد تا با ادامه دیکتاتوری چه در داخل کشور و چه در رابطه با امورات دیگر کشورها، مثلا کیان رژیم را حفظ کند که نخواهد توانست و من احساس می کنم شرایط بسیار خطرناک و پر تلاطمی در پیش روست.این بار من می توانم شعر قدیمی« پرهیب قیام خلق» را پس از بیست و پنجسال زمزمه کنم. میشناسم من صدایش رامی شناسم من سرود پر طنین گامهایش راو این صدای گامهای ملت ایران خواهد بود که بدون آنکه زمان برایش تعیین کنم شنیده خواهد شد ادامه...(گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر(انتخابات و نتایج آن

______________________________
دو گفتگوی بلندم. ساقی//اسماعیل وفا
گفتگوهای دوم

۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

اسماعیل وفا. مکاشفه

مکاشفه. بمناسبت انتخابات 88 ایران
مکاشفه
به مناسبت فتح المبین آسید محمود و آسید علی
هفت اختر به كار مي ببينم

چرخش روزگار مي بينم
قدرت كردگار و مهر رسول
لطف هشت و چهار ميبينم
آسمان را چنان زمین عجبا
من بحال دوار میبینم
شش جهت را زهر جهت نگرم
بنده تاریک و تار میبینم
شتر و گاو و خرس و خوک و گراز
کژدم و مور و مار میبینم
کرگدنهای پشمدار و عجیب
پیل ماموت وار میبینم
ببر دندان گراز و همره آن
شیخ عمامه دار میبینم
مکاشفه. بمناسبت انتخابات 88 ایران

اسماعیل وفا. معرفت

معرفت. اسماعیل وفا
و چون آبهای جوانی نرمک نرمک فرو کشند
تا کتفها و کمرگاه و زانوان ساقها
خود را میبینی وسنگینی خود را حس میکنی
ودر آبهای خاکستری، خود را می نگری
سیمای خسته خود را پس از آنهمه قرنها
کتفهای خود را چون دو باروی ویران و خیس
به دور از گیسوان خیس پریان دریائی،
دستها و بازوان خود را
که آنهمه آبها و قرنها و افقها را در نوردید
از جزیره ای تا جزیره ای

از قاره ای تا قاره ای
از اقیانوسی تا اقیانوسی
و هماواز
با تندرها وپوشیده از پرتوهای ساطور گون ماه
معرفت. اسماعیل وفا

۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

۱۳۸۸ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

غزل. اسماعیل وفا

غزل. اسماعیل وفا
رخان مست و خرابت خراج بستان هاست
لبان خنده زنانت گل گلستان هاست
چه طره است ترا با همه پريشاني
كزآن به باد سر ما و جمله سامان هاست
فنا پذيري و زيبائي‌ات به قاب فنا
نشان فخر زمين اقتدار انسان هاست
چه جاي صحبت انكار عاشقي كه مرا
به عاشقان جهان عهدها و پيمان هاست
وفا كجا تو به ساحل رسي و آرامش
که سرگذشت تو با او قرين توفان هاست