دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

به به از آفتاب عالمتاب.اسماعیل وفا .

به به!! از آفتاب عالمتاب. اسماعیل وفا
شب تاریک رفت و آمد شام//شاه رفت و رسید شخص امام//بود در چاله ملتی و به چاه//با سر افتاد او زکله ی بام//رفته بود او کشد زدل تکبیر//یا کند بعد از آن قعود، قیام//که چنین شد مع الاسف! لکن//میشود؟ زیرکی کند اعلام//بازشد دیدگان ما ازخواب؟ا//به به از!!آفتاب عالمتاب//یکطرف ناله ی خروس سحر//که مرا خورد شیخ با سر و پر//یکطرف از خزر الی عمان//ریش و پشم است و اشکم و منبر//مرگ شنگول و زندگی گریان//از عمان گر روی به سوی خزر//خودکشی، مرگ، فقر و بدبختی//همه شکر خدا ست در اکثر//باز شد دیدگان ما از خواب؟ابه به!!

حتما ببینید!انقلاب اسلامی به روایت تصویر







حتما ببینید!انقلاب اسلامی به روایت تصویر

۱۳۸۷ بهمن ۹, چهارشنبه

ملیحه رهبری. ترجمه شعر

درود بر این روز. الیزابت آلکساندر. ترجمه ملیحه رهبری
این شعر در مراسم انتخاب چهل و چهارمین و نخستین رییس جمهور سیاهپوست آمریکا در برابر میلیون ها جمعیت مشتاق خوانده شد. نام آن درود بر این روز است و بی مناسبت ندیدم که ترجمه آن را امروز و در این روز بزرگترین پیروزی متحصنین در بروکسل و... به یاران و خانواده مقاومت که دوشا دوش خواهران و برادران خود، بار سنگین این مبارزه حق طلبانه را با رنج بسیار بر دوش کشیدند و آن را به سرمنزل رساندند، تقدیم کنم. ****هر روز به دنبال کار خوداز کنار یکدیگر عبور می کنیم//گاه در چشمان هم می نگریم//و گاهی هم نه!دلمان می خواهد که چیزی به یکدیگر بگوییم//گاه نیز حرفی می زنیم.همه چیزدر دور و بر ما شلوغ پٌر غوغاست//همه چیزدر دور و بر ما پٌر غوغا و جدا از هم است.هر یک از پدران مابالاخرهبه ما و پسران ماچشم(امید) دوخته بودند.
درود بر این روز - ترجمه از ملیحه رهبری

۱۳۸۷ بهمن ۸, سه‌شنبه

اسماعیل وفا. چند شعر منخب

اسماعیل وفا.چند شعر منتخب
قصیده کوچه باغی///باد. اسماعیل وفا///رقص بعل بر اجساد کودکان غزه. ///و خداوند می فرماید. ///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان. ./// خدائی که می گرید///چرا پیامبران خاموشند ////. میان لبهایمان کسی سنگسار می شود////قصیده سنگسار. ////عاشقانه زمستانی. ////عاشقانه ساده روشن ///گفتگوی شاعر و پیامبر// وخدای بهائیان // غزل // در ستایش ارتداد //آزادی ئی میخواهم که بنوشمش //نفس صدق //در ستایش حجاب.2. //زیباترین جنگاور جهان //غزل //ای آزادی //ترانه پیرانه شاد تاختن //سه غزل در ستایش زنان ایران //سفر تلخ بی بازگشت کعبه //خدائی تازه خواهد زد هستی //به به از آفتاب عالمتاب. //ده مکاشفه تاریک // ترا دوست دارم ای محبوب/// . زورق مست///. پرواز شبانه ///. آخوندها،آخوندها///. باد می اید/// . مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه/// رباعیها.در خلوت زاهدان اثنی حشری///کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب ///ای آزادی . ///پنجاه و پنج رباعی برای پنجاه و پنج سال ///با فقیه و با فقیه ///چهار هزار چریک /// آخرین پاسخ ///اگر روزی واقعا انقلاب شد ///تو زیبائی ای میهن من ///بیست و سه رباعی ضد جنگ ///دعا ///مجلس شام غریبانست/لیک اما نینوای دیگری هم هست

۱۳۸۷ بهمن ۷, دوشنبه

دریچه زرد. صفحه اصلی اسماعیل وفا

  • آزادی ای خجسته آزادی
  • خواهم که ترا به تخت بنشانم

به شادی ملت بزرگ ایران

به سوگ ملایان و به شادی ملت بزرگ ایران
بده ساقی آن می که حال آورد
حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سیاه سازمانهای تروریستی خجسته و خجسته تر باد. باشد که این پیروزی براستی بزرگ سرآغاز بشارت نگاهی نو و هوائی تازه برای مبارزه ای همدوش و همصف ایرانیان علیه ارتجاع سیاه مذهبی ایران بر باد ده ملایان حاکم، وحذف هر آنچه که کند کننده و نابود کننده همدوشی و همنبردی و همسرودی تمامی ایرانیان دوستدار آزادی و دموکراسی است ازصحنه مبارزه و لیست آزادیخواهی باشد تا این پیروزی زنده و زنده تر بماند و ببالد وبه گل نشیند
برای این پیروزی سرود بهار بزرگ را در اینجا بشنوید

۱۳۸۷ بهمن ۴, جمعه

چه بسیارست زیبائیهای جهان. اسماعیل وفا

چه بسيار است زيبايى هاى جهان//نام هاى شگفت مردمان با هجا هاى راز آلودش//نام هاى كوه ها ،رودها و دشت ها//طعم خورشيد و سايه//زمزمه گياهان ناشناس//بوى خشك ديوارهاى كهن شهد گيسوانى كه باد در سبد هاى نامرئى خود مى آوردو شاعران مى شناسند//حريق آذرخش برفراز بوته ى گل[كه در تمامى اين بى پايان تنها يك بار مي شكوفد]،ماه عريان سرد//ستاره اى كه به نيمه شب رؤياهاى مرا مى نگرد//ابرى كه ابرى را دنبال ميكندرهگذرى كه رهگذرى را بى هيچ مقصود//هنگامى كه ميان قلب و انديشه خود به خواب ميروم//ساعت ها تاريك ميشوندودانش بر پيشانى حقايق مهر ترديد مي كوبد،

- مراسم اهدای جایزۀ سیمون دوبووار به سیمین بهبهانی


جایزۀ سیمون دوبووار، که در سال جاری به کارزار یک میلیون امضا تعلق گرفته است، امروز طی مراسمی، در کافۀ "دو مگو"، در پاریس، جایی که پایگاه سیمون دو بووار و ژان پل سارتر و دیگر روشنفکران زمان آنها بود، به خانم سیمین بهبهانی، شاعر نامدار ایرانی که به همین منظور به عنوان نمایندۀ کارزار یک میلیون امضا به پاریس سفر کرده است، اهدا شد.دراین مراسم، علاوه بر اعضای داوران و از جمله خانم ژولیا کریستوا، نویسندۀ بنام فرانسه، خانم کریستین آلبانل، وزیر فرهنگ فرانسه نیز حضور داشت...RFI - مراسم اهدای جایزۀ سیمون دوبووار به سیمین بهبهانی

۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت شانزدهم.شور. اسماعیل وفا یغمائی

! تن آدمي از گرمي خون زنده است و جان آدمي از گرماي شور پايدارست. تائودا در ظلمات سرد مرد مسافر را افروختن آتش از انجماد و ددان سلامت مي دارد و اجاق سرماي درون شورهاست. تائودا تمام آدميان را شوري زنده ميدارد. مرد برزگر را شوريست . شبانان را شوريست آنكه خانه اي را خشت بر خشت مي نهد شوريست و مرد حكيم را شوريست. تائودا تنها نان گرم و آب خنك و زيبائي زن و لبخند كودك وجود آدمي را زنده نمي دارد. شور مقصدست و سفر و عروج از پلكان افتاب، تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت شانزدهم.شور. تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت پانزدهم.کاهنان و دینفروشان. ///تائودا، پرنده کوچک و ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهاردهم. گناه. اسماعیل وفا یغمائی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. بخش سیزدهم. جنون. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. . بخش دوازدهم. بهشت و دوزخ///تائودا پرنده کوچک ببر مهربان ..ادامه عشق. .قسمت یازدهم ..///..تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.عشق.قسمت دهم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت نهم. ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هشتم. ///.تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هفتم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت ششم ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت پنجم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهارم.////پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . مقدمه و قسمت اول.////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. ////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت سوم س

قصیده کوچه باغی. اسماعیل وفا یغمائی

قصیده کوچه باغی اسماعیل وفا
این غزل کوچه باغی را که تبدیل به قصیده کوچه باغی شد به طنز آور گرانقدر با صفا و آزاده هادی خرسندی عزیز تقدیم می کنم عمرش دراز و قلم پر مایه اش ارتجاع ستیز و تاریکی سوز باد. یاد باد آن روزگارانی که دینی داشتیم//در خیال خویش اسلام مبینی داشتیم//توی این دنیای گرگ و میش و خونین و خراب//برجهانی بهتر وبرتر یقینی داشتیم//ما «خدا جانی» در افلاک و،خدا می گفت نیز://«بنده جاتی» نیز در روی زمینی داشتیم//حضرت حق نه سیاسی بود، بود اوفلسفی//ما خدای با خدائیت عجینی داشتیم//دین و مذهب بود سقف معنوی بهر همه//در سیاست ما «مصدق» یا «لنین»ی داشتیم//هم به «جبرائیل و میکائیل و عزرائیل» نیز//با صفا و سادگی عین الیقینی داشتیم//حوریانی چاق و چله دائما حاضر یراق//نیز شیطان خطاکار لعینی داشتیم//توی دوزخ نیمسوز آتشین تیز و چرب//توی جنت جویبار انگبینی داشتیم ...قصیده کوچه باغی. اسماعیل وفا یغمائی

۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

بادست باد. اسماعیل وفا

بادست باد. اسماعیل وفا
بادست باد//در تنگه تاریک و بر فراز گردنه//و فراترآسمانست، آسمان سنگین از بار ستارگان//آنهمه شعله های سوخته//سوسوزنان و سرخ //و شب از چهار سو میگذرد***خاموش است اجاق//و باد است و خاکستر سرد است و شب//شب نمیداندو دریغا ! آتش خسته ندانست پیش از خاموشی//که بر دامنه دورشعله های جوان//می رقصند با بانگ نی لبک چوپانان
بادست باد. اسماعیل وفا
چند شعر منتخب. اسماعیل وفا
رقص بعل بر اجساد کودکان غزه. ///
و خداوند می فرماید. ///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان. ./// خدائی که می گرید///چرا پیامبران خاموشند ////. میان لبهایمان کسی سنگسار می شود////قصیده سنگسار. ////عاشقانه زمستانی. ////عاشقانه ساده روشن ///گفتگوی شاعر و پیامبر// وخدای بهائیان // غزل // در ستایش ارتداد //آزادی ئی میخواهم که بنوشمش //نفس صدق //در ستایش حجاب.2. //زیباترین جنگاور جهان //غزل //ای آزادی //ترانه پیرانه شاد تاختن //سه غزل در ستایش زنان ایران //سفر تلخ بی بازگشت کعبه //خدائی تازه خواهد زد هستی //به به از آفتاب عالمتاب. //ده مکاشفه تاریک // ترا دوست دارم ای محبوب/// . زورق مست///. پرواز شبانه ///. آخوندها،آخوندها///. باد می اید/// . مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه/// رباعیها.در خلوت زاهدان اثنی حشری///کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب ///ای آزادی . ///پنجاه و پنج رباعی برای پنجاه و پنج سال ///با فقیه و با فقیه ///چهار هزار چریک /// آخرین پاسخ ///اگر روزی واقعا انقلاب شد ///تو زیبائی ای میهن من ///بیست و سه رباعی ضد جنگ ///دعا ///مجلس شام غریبانست/لیک اما نینوای دیگری هم هست

غزل. می گذرد این شبان. اسماعیل وفا

مي گذرد اين شبان تلخ و غماور//ميشكند انزواي اتش خاور//باز به فيروزه‌ي سپيده بپاشد//گرده‌ي ياقوت ولعل و خرده‌ي آذر//ميگذرد غم چو شب يقين كن و ميدان//باز شود شادي من و تو ميسر//باز تپد دل ميان سينه و گيرد//مرغ طرب در هواي خاطر ما پر//غم رود از سر اگر زكف ندهي دل//دل مده از كف كه غم رود از سر//كم گله كن از زمانه دست زمانه//هي كند از صحنه اين گله‌ي خر//كار زمان جز اراده‌ي من و تو نيست//خيز علم بر كن و سپاه برآور//غزل. می گذرد این شبان. اسماعیل وفا

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت پانزدهم.کاهنان و دینفروشان. اسماعیل وفا یغمائی

تائودا !حاكمان كالبد ظلم و ظلمت، و كاهنان جان ظلم و ظلمتند، پس قصرها آرامشگاه پيكرهاي ظلم و ظلمت، و معابد آرامشگاه روح ظلم و ظلمت اند.تائودا! در آغاز چشمه سار زلال بود و اينك تاريكي و تعفن است.تائودا! آدمي در اعتقاد خويش آغاز مي شود و پايان مي پذيرد و كاهنان آن كهن ماران‌اند كه از سپيده دم تا سپيده دم، اعتقاد آدميان را بلعيده و آن را به زهرتن خويش بدل مي كنند، و سپس آن را دوباره در رگ جان مردمان فرو مي ريزند.تائودا! آنكس كه زهر كاهنان را در رگ خود يافت يا هلاك شد و يا خود به ماري زهر اگين بدل گرديد
تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت پانزدهم.کاهنان و دینفروشان. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهاردهم. گناه. اسماعیل وفا یغمائی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. بخش سیزدهم. جنون. اسماعیل وفا یغمایی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخش دوازدهم. بهشت و دوزخ///تائودا پرنده کوچک ببر مهربان ..ادامه عشق. .قسمت یازدهم ..///..تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.عشق.قسمت دهم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت نهم. ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هشتم. ///.تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هفتم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت ششم ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت پنجم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهارم.////پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . مقدمه و قسمت اول.////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. ////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت سوم س

۱۳۸۷ دی ۲۳, دوشنبه

رقص بعل بر اجساد کودکان غزه. اسماعیل وفا یغمائی

خون میچکد از«شمعدان هفت شاخه»ا
و دهان بی انتهای قاریان
وقتی انگشتان ارواح عتیق
چنگهای تاریک خوف را می نوازند

وقتی در نیمه شب خرد شده
بمب افکنها در آسمان غزه
از میان قلبها و ریه های کودکان شیرجه میروند
وفلز مذاب و آتش
از دهانها و چشمها و گوشها فواره می زند
و مرگ رویاها را می بلعد.
خون می چکد ازمیان اوراق عتیق
ازمیان آجرها وخشتهای دیوارهای هراسان
وقتی« ستارگان داوود» چرخان و شعله ور
ازآسمان فرو می ریزند با پره های تیز ودرخشان
وبرزمین منفجر می شونددر میان سفره نان وساعت دیواری و رحم بارور عروسان

۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه

ظرفی از خون داغ کودکان غزه

ظرفي از خون داغ
ظرفی از خون داغ کودکان غزه بخار کنان
هر روز صبح بر سر ميز صبحانه
در كنار نان و ظرف پنير
بر میز جلادان و کشتارگران
و بر سر میز هر آنکس
که در برابر این همه دنائت و شقاوت
سکوت می کند

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهاردهم. گناه. اسماعیل وفا یغمائی

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهاردهم. گناه. اسماعیل وفا یغمائی
تائودا! من اما مي گويم، دزدان و قاتلان گناهكار نيستند، و زنان خانه هاي «تابي» گناهكار نيستند و مرداني كه در آغوش روسپيان تنهائي و ناتواني خود را تسكين مي جويند گناهكار نيستند.تائودا! گناهكاران ويرانگران كشتزاز هايند، آنان كه اجاق ها را خاموش كرده و لبخندها را از چهره ها بركنده اند يا برچهره ها حكاكي كرده اند، آنان كه تمام لبخندها را يكسان و به اندازه مي خواهند .تائودا! گناهكاران آنانند كه ظلمات تنهائي را بر قلب ها افشانده اند و ازتنفس روح مانع شده اند.تائودا! گناهكار آنانند كه آدميان را چون اشيا مي خواهند و به آسماني كه پرندگان در آن آزادانه پرواز مي كنند حسد مي وزرند .تائودا! گناهكاران قاتلان معرفت و خرد و پراكنندگان خرافه هاوطاماتند، آنان كه آزادي راچون سگي رام و شكاري به زنجير مي طلبند. تائودا!گناهكاران آنانند كه به سوداي پيراستن ارواح، جانهاي آدميان را در زير ساطور هاي اقتدار تكه تكه مي كنند ////
تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهاردهم. گناه. اسماعیل وفا یغمائی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. بخش سیزدهم. جنون. اسماعیل وفا یغمایی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخش دوازدهم. بهشت و دوزخ///تائودا پرنده کوچک ببر مهربان ..ادامه عشق. .قسمت یازدهم ..///..تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.عشق.قسمت دهم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت نهم. ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هشتم. ///.تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هفتم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت ششم ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت پنجم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهارم.////پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . مقدمه و قسمت اول.////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. ////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت سوم س

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. اسماعیل وفا بخش سیزدهم

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. بخش سیزدهم. جنون. اسماعیل وفا
تائودا! يگانگي آدمي و آن چه كه در آن احاطه شده است فروغ عقل را مي درخشاند و اين يگانگي در درون سر بر مي آورد و روح را چون صخره هاي كوهسار استحكام و چون آبهاي آميخته با نورهاي سحر گاهان روشني و طراوت مي بخشد، و بيگانگي آدمي و انچه كه در آن احاطه شده است آغاز جنونست .تائودا! برون سنگ آسيائي و درون سنگ آسيائي ست كه چون چرخش مخالف آغاز كنند روح آدمي را خرد مي كنند و نان ديوانگي مهيا مي شود.تائودا !نهايت جنون‌اما اين نهايت نيست، و درمعرفت سوم جنوني را نظاره خواهي كرد، كه جنون جنون هاست و شگفتا كه بر كرسي عقل آرميده است
تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. بخش سیزدهم. جنون. اسماعیل وفا یغمایی ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخش دوازدهم. بهشت و دوزخ///تائودا پرنده کوچک ببر مهربان ..ادامه عشق. .قسمت یازدهم ..///..تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.عشق.قسمت دهم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت نهم. ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هشتم. ///.تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هفتم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت ششم ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت پنجم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهارم.////پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . مقدمه و قسمت اول.////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. ////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت سوم س

۱۳۸۷ دی ۲۱, شنبه

صحنه ای کوچک از هزاران جنایت و شقاوت

صحنه ای کوچک از هزاران حکم شلاق و تعزیری که با توجیهات مذهبی اسلامی در ایران اجرا میشود. این است گوشه ای از حاکمیت اسلام سیاسی !در حکومت عدل امام زمان! و حاکمیت مطلقه فقیه و رهبر در قرن بیست و یکم میلادی.فاعتبروا یا اولی الابصار

برگزیده قتلهای حکومتی قسمتهای اول تا پنجم

برگزیده پرونده قتلهای حکومتی بخشهای یکم تا پنجم
این گزارش را حتما بخوانید تا سیمای واقعی جلادان خونریز از ولی فقیه بزرگ و رئیس جمهور خندان و بسیاری دیگر قابل رویت شود و اندکی از ذات و بنمایه جمهوری جنایت و فساد را ببینید
ناگهان هاشمی (هاشم) از پشت سر مواد آغشته به بیهوشی را جلوی دهان او گرفت. عصا از دست فروهر افتاد. دستهای او را گرفتند بلافاصله از هوش رفت. محمد اثنی عشر (پرسنل اداره عملیات امنیت) از من خواست از اتاق خارج شوم تا فردی که قرار است فروهر را با کارد از پای در آورد نبینم. من از اتاق بیرون رفته و به طبقه بالا مراجعه کردم دیدم در بالای اتاق همسر فروهر بیهوش شده و سرش در دستان صفایی (یکی از پرسنل عملیات ) قرار دارد. ظاهرا صفایی برای بیهوشی به هاشم کمک کرده بود. پس از آنکه قرار می شود هاشم برای بیهوش کردن فروهر به طبقه پائین باز گردد، ادامه کار بیهوشی پروانه (گرفتن دهان او) به صفایی واگذار می شود. ناگهان دیدم فلاح (سر تیم این عملیات) دو کارد با خود همراه دارد و در همان وضعی که صفایی سر پروانه را روی پای خود داشت محسنی (یکی دیگر از پرسنل اداره عملیات) یکی از کاردها را از فلاح گرفت و ضمن قرار گرفتن در کنار پروانه اسکندری شروع به زدن ضربات کارد به قفسه سینه او نمود. به پائین برگشتم دیدم کار فروهر نیز روی همان صندلی یاد شده تمام شده وبا ضربات کارد (توسط جعفرزاده یکی از پرسنل اداره عملیات) از پا

اسماعیل وفا. چند شعر منتخب

چند شعر منتخب. اسماعیل وفا
و خداوند می فرماید. ///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان. ./// خدائی که می گرید///چرا پیامبران خاموشند ////. میان لبهایمان کسی سنگسار می شود////قصیده سنگسار. ////عاشقانه زمستانی. ////عاشقانه ساده روشن ///گفتگوی شاعر و پیامبر// وخدای بهائیان // غزل // در ستایش ارتداد //آزادی ئی میخواهم که بنوشمش //نفس صدق //در ستایش حجاب.2. //زیباترین جنگاور جهان //غزل //ای آزادی //ترانه پیرانه شاد تاختن //سه غزل در ستایش زنان ایران //سفر تلخ بی بازگشت کعبه //خدائی تازه خواهد زد هستی //به به از آفتاب عالمتاب. //ده مکاشفه تاریک // ترا دوست دارم ای محبوب/// . زورق مست///. پرواز شبانه ///. آخوندها،آخوندها///. باد می اید/// . مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه/// رباعیها.در خلوت زاهدان اثنی حشری///کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب ///ای آزادی . ///پنجاه و پنج رباعی برای پنجاه و پنج سال ///با فقیه و با فقیه ///چهار هزار چریک /// آخرین پاسخ ///اگر روزی واقعا انقلاب شد ///تو زیبائی ای میهن من ///بیست و سه رباعی ضد جنگ ///دعا ///مجلس شام غریبانست/لیک اما نینوای دیگری هم هست

۱۳۸۷ دی ۱۸, چهارشنبه

اسماعیل وفا// خدائی که می گرید

.اسماعیل وفا خدائی که می گرید
اسلام را به آسمان سپرده ام///دیریست...///با مسلمانانم بر زمین اما الفتهاست،فراتر از «کیپاها» و کیپاداران///نگران کودکان کلیمی ام///و می دانم فراتر و در آنسوی سقف و دیوار کنیسه و مسجد///که زمین و آسمان و انسان وخدا را تقسیم کرده اند///زمین ادامه دارد و آسمان و انسان///و بالاتر از جائی که «الله و یهوه«اکشتار کلیمیان و مسلمانان را می نگرند///وقرآن و تورات را زمزمه می کنند///خدائی است که انسان را دوست دارد///و در سوگ کودکان سوخته ومتلاشی///تمام بارانهای جهان را می گرید می گرید و می گرید///.اسماعیل وفا خدائی که می گرید

در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان.اسماعیل وفا

در خوابیم//بربام بلند بومان بال بر بال می کوبند//وطلوع تاریکی رانوید می دهند//اینک طلوع ظلمت!اینک خورشید خونمرده خفه شده//اینک صبح سیاه//در قصابخانه ششصد هزار جسد بر قناره ها آویخته است//پیش از آنکه قصاب برگه تقاعدش را دریافت کند!!//وبنیاد خیریه اش را افتتاح کند!!//و پس از عمری دراز با طبل و شیپور وپرچم به خاک سپرده شود.//وما در هم آویخته ایم//کف بر لب وبرآهیخته دندان و بر بسته مشت//ودر پشت پنجره هامان به رضایت می گذرد//تمساح عظیم تاریک سیری ناپذیر// با لبخندش و هزاران دندانش//و ششصد هزار جسد هضم شده در بطن بی پایانش///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان.اسماعیل وفا

و خداوند می فرماید. اسماعیل وفا

و اگر اندکی گوش کنید///اگر اندکی///صدای او را خواهید شنید///از پرنده ای کوچک و نسیمی که برگها را می لرزاند///و یک اشعه نور و یک قطره آب///که خداوند می فرماید:ااین چه حکایتی است و چه بهتانی ای بندگان من///چرا من باید نام خود را دائما عوض کنم///مانند جانیان فراری///اهورا ویهوه و الله و....///و کتابهای آسمانی خود را///مانند نویسنده ای که نمی داند چه بنویسد///زبور و تورات و انجیل و قرآن///و رسولان خود رامانند کسی که توان انتخاب ندارد

۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخض دوازدهم. بهشت و دوزخ

تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخض دوازدهم. بهشت و دوزخ ...تائودا !وجود و عدم دوزخ و بهشت اقليم جهان رادگرگون نخواهد كرد مگر انكه آدميان بهشت را در درون خود بپرورانند.تائودا! گذشته در قفاي ما سراسر خونهاست و ظلم بي پايان و خاكهاي زمين تا آن ژرفا كه آتش زبانه مي كشدخيس از خونهاست و قطرات خون و اشك بر آتشها فرو مي چكد، و بر اين سياره‌ي شگفت ، بهشت و دوزخ پيش از آنكه عصاي خرد عادلان باشد، شمشيري بوده است كه ظالمان بر آن تكيه كرده اندتائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.اسماعیل وفا. بخض دوازدهم. بهشت و دوزخ///تائودا پرنده کوچک ببر مهربان ..ادامه عشق. .قسمت یازدهم ..///..تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.عشق.قسمت دهم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت نهم. ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هشتم. ///.تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت هفتم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت ششم ///تائودا ، پرنده کوچک و ببر مهربان. قسمت پنجم. ///تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت چهارم.////پرنده كوچك، ببرمهربان‌و‌ تائودا . مقدمه و قسمت اول.////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت دوم. ////تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت سوم س