دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

چه انتظار بهاري نميرسد از راه. شعرهای بهاری. اسماعیل وفا یغمائی . شماره 33

چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه 

زدشت لاله سواري نميرسد از راه 

زكوليان خبري نيست! دشت خاموش است 

غريو طبلي و تاري نميرسد از راه 

كسي در آينه بر شانه زلف را نگشود 

نسيم مشك تتاري نميرسد از راه 

فسرده چهره  رود آنكه اندرين راه 

ادامه شعر

۱۳۹۳ فروردین ۱۰, یکشنبه

گوشه ای از تاریخ شعر ایران.تولد و مرگ «رهی معیری»، در دامان عشق «مریم سرخ»!

همه شب نالم چون نی  ..  که غمی دارم .. که غمی دارم.
دل و جان بردی اما ..  نشدی یارم .. یارم
با ما بودی ..  بی ما رفتی
چو بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم ..  تنها رفتی.
اگر پیش آمده باشد که گاهی دل به میراث موسیقی ملی، در دهه‌ی سی و چهل داده باشید، لابد که صدای مخملین غلام‌حسین بنان به جان‌تان نشسته است؛ و اگر از میان تصنیف‌های فراموش‌ ناشدنی او، تنها چند تای‌شان، پسندتان افتاده باشد؛ باید که «کاروان»، اثر کم‌نظیر مرتضی‌خان محجوبی، یکی از آن میان بوده باشد. واگر بخواهید بدانید که چرا و چگونه

تولد و مرگ «رهی معیری»، در دامان عشق «مریم سرخ»!

نوروز من توئی. قطعه بهاری. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی. شماره 32

آمد بهار روشن و نوروز من توئي   
نوروز لاله پرور و پيروز من توئي
از گشت سال و ماه جوان شد زمان و من
وقتي كه لحظه هاي شب و روز من توئي
بر خوان صبح عيد تو آن هفت سين سبز
در شعله هاي شمع، دل افروزمنتوئي
سور و سرور وسرور و سالار وسرفراز
جان سلام و سلم شب و روزمنتوئي
ادامه شعر
 

عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش . همنشین بهار

عباس نمادی از مظلومیت نسلی است که به هر دری کوبید و به هر چشمه ای سر زد شاید آزادی را در آغوش کشد...سخنان امثال او «حدیث جان» است و از کرنش و چاپلوسی به دور. نامحرم نه آنرا می‌شنود و نه می‌فهمدعباس رحیمی با غم ها و طوطی اش

دوزخیان شهر اشرف جمال عظیمی

فاضل پشت صندلی ایستاده و با داد و بیداد و فحش و ناسزا خطاب به من گفت شما نفوذی رژیم هستید و سپس برگه ای را جلو من گذاشت و گفت شما بازداشت هستید و این برگه را امضاء کنید! من با شنیدن این کلمه که شما نفوذی رژیم هستید، انگار که ساختمان را روی سرم کوبیده باشند جلو چشمم سیاهی رفت و تقریبا دیگر تنها شبح فاضل و اسدلله مثنی را میدیدم که مستمر بد و بیراه میگفت و تهدید میکرد که زود باش امضاء کن! من پرسیدم من نفوذی هستم؟ و او با پرخاشگری و توهین تکرار میکرد آری، زود باش امضاء کن!  ادامه‌ی مطلب...
 

۱۳۹۳ فروردین ۹, شنبه

و زمستان سراسر بهار بود. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی. شماره 31

زمستان سراسر درسربند سپید خویش پنهانست

به بهاراما دل نبسته ام
درتاختگاه دزدان وقاتلان
-براین زادبوم-
بهارپنجه هایی فلزین دارد،
در شوارع ناپیدایش آدمیان
-بدانسان که درزمستان- دریده می شوند
وجهل با غبارهایش برجنایت پرده می افکند.

**
به فصول مجرد میاندیش
هرگز به فصول مجرد میاندیش

۱۳۹۳ فروردین ۸, جمعه

سرودی در برابر مــعبد بــهار!.شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی.شماره 30

ای بهار.ای بهارای بهار
بیقراربیقراربیقرار
ماههاست.سالهاست.قرنهاست
چشم بسته ایم.بر رهت به انتظار
چشم بسته ایم بر رهت به انتظار.

خاطرات خانه زندگان (۴۰) یاد آن شب که صبا در ره ما گل می‌ریخت ..همنشین بهار

خاطرات خانه زندگان (۴۰)ساکم را گرفتند و باز کردند. ظرفی فلزی درون ساک توجه‌شان را جلب کرد. فوراً آنرا به اتاق نگهبانی برده و دو نفر کنار من ایستادند تا فرار نکنم. نمی‌دانم به کجا زنگ ‌زدند. کمی بعد دو نفر آمدند و مرا داخل کیوسک برده و با میله‌ای، دور و بر ظرف چرخاندند و بعد در آن را یواش یواش باز کردند. تا باز شد همه با هم با صدای بلند خندیدند. چون آن یَقلوی، پر از آبگوشت بود... خاطرات خانه زندگان (۴۰) یاد آن شب که صبا در ره ما گل می‌ریخت 

رباعی. اسماعیل وفا یغمائی


۱۳۹۳ فروردین ۷, پنجشنبه

و بهارا نست.....شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی. شماره 29

و بهارا نست....
باد می آید
پرده های توری آویخته بر پنجره درباد می لرزند
وبهارانست.
درمیان کلبه روشن
بستری پاکیزه و خوشبوی
روی میز چوبی کوچک
جامی ازآب زلال سرد
وکسی خفته ست بعد ازسالهای سال درآرامشی آبی.

۱۳۹۳ فروردین ۶, چهارشنبه

بدرود. استاد!ترا در فرهنگ و تاریخ ایران باز میابیم

بیاد باستانی پاریزی. محققی پر توان و عاشق ذره ذره ایران که در این مسیر تمام عمر دراز خود را لحظه لحظه در شناخت و معرفی تاریخ ایران کوشید . اسماعیل وفا یغمائی

جار ميزنم در اشك عابران بهار آيد. غزل. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی.شماره 28

جار ميزنم در اشك عابران بهارآايد 

كوچه ها شود گلپوش شهر لاله زار آيد

هر دريچه بسته باز ميشود آنسو
دست ناشناسي باز گرم كار و بار آيد
بر لبه‌ي دريچه ها شمعداني از خورشيد
بوسه اي ستاند وز شرم چون شرار آيد
در هوا ميان باد باغهاي نوروزي
مي روند و مي بارند تا جهان به بار آيد 
ادامه شعر

۱۳۹۳ فروردین ۵, سه‌شنبه

استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی شاعری مورخ/حسن گل محمدی


غزلیات استاد باستانی از لطیف ترین و دلنشین ترین غزل های معاصر به حساب می آید که در آن او شور زیبایی عاشقانه را با بیانی نو و مضامینی دلچست در هم می آمیزد و شگفتی می آفریند. بیهوده نیست که بسیاری از غزلیات شوق انگیز و اشعار بکرش را بسیاری از خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی همچون استاد بنان، استاد محمودی خوانساری و استاد عبدالوهاب شهیدی و دیگران خوانده اند:ادامه استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی شاعری مورخ/حسن گل محمدی

استاد ارجمند و سخت کوش باستانی پاریزی به فرهنگ ایران پیوست

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت
سر به دامان منت بود وز شاخ بادام
بر رخ چون گلت آرام صبا گل می‌ریخت
خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح
گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می‌ریخت
نسترن خم شده، لعل لب تو نوازش می‌داد
خضر گویی به لب آب بقا گل می‌ریخت
محمد ابراهیم باستانی پاریزی درگذشت محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ هـ.ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد. محمد ابراهیم باستانی پاریزی نویسنده، پژوهشگر، شاعر دار فانی را وداع گفت.به گزارش مهر، محمد ابراهیم باستانی پاریزی مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی ‌پژوه و استاد بازنشستهٔ دانشگاه تهران شب گذشته در بیمارستان مهر تهران دار فانی را در سن 88 سالگی وداع کردادامه......محمد ابراهیم باستانی پاریزی درگذشت .

محمدابراهیم باستانی پاریزی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دانلود کتابهای باستانی پاریزی - کتابناک

شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی. شماره 27


۱۳۹۳ فروردین ۴, دوشنبه

۱۳۹۳ فروردین ۳, یکشنبه

تبریک مجدد و خدا قوت. اسماعیل وفا یغمائی

من بنا بر عادت ونیزاحترام به کسی که چیزی در باره من مینویسد، هنوز عادت دارم پاسخی بدهم. اقای اسماعیل هاشم زاده ثابت در جواب نوشته من«لینک تبریک نوروزی و تشکر «شاعر فرومایه» از دوستان فرا مایه»زحمتی کشیده وبا امانت گرفتن فرازی از شاملوی بزرگ، (که متاسفانه رفقا و روسای ایشان  در جلسه ای که خود من حضور داشتم او را بدتر از پاسدار خواندند، البته از سر نفهمی!)،    نوشته که !«لینک من دشمن تونیستم» باباجان! «من انکار توام»  . به ایشان عرض میکنم. ممنون وسپاسگزارم عزیز. و این اول سال نو خدا پدرو مادرت را.....تبریک مجدد و خدا قوت. اسماعیل وفا یغمائی

اداء دین به مجاهد شهید مجید شریف واقفی - تراب حق شناس

آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم/ خود نتوانستیم مهربان باشیم. (برتولت برشت.....اردیبهشت ۱۳۵۴ بود که دیگر از بغداد پایگاه مان را به دمشق منتقل کرده بودیم که از رادیو ایران خبر کشته شدن مجاهدی به نام مجید شریف واقفی را ادامه مطلب

هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد.غزل. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی.شماره 24

هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد 

 ز افتاب بهاري طلاي ناب چكيد
گذشت باد صبا مست همچو من به چمن
ز شرم از رخ آلاله ها گلاب چكيد
سكوت رفت و در آهنگ غلغل بلبل
نواي چنگ و سرود خوش رباب چكيد
ز انقلاب زمين در رگ زمانه پير

ادامه

مده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری.. اسماعیل وفا یغمائی. شماره 23

آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام 

در نفس نسيم خوش شعله ام و شراره ام 

كس نشناسدم اگر در دل دشت ناشناس 

نيست غمي كه عالمي آمده در نظاره ام 

باد مرا ترانه خوان ابر مرا گهر فشان 

كوه بلند جاودان خانه و كاخ و باره ام 

صبح چو بر دمد ز دشت بوسه زنم سپيده را

شب چو بر آيد از افق همنفس ستاره ام
دختر دشت دورم و بسته به سر حرير سرخ
پيرهنم زمردين سبزه تازه ياره ام
بر سر من فشانده زر دست زمين و آسمان
شبنم پاك خويش را ساخته گوشواره ام
فكر عبث مكن كه من هيچ كسم در اين جهان
ادامه غزل 

نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم حنیف حیدرنژاد


ما یاد گرفتیم که خودکامه گان و فریبکاران را قبل از آنکه به قدرت برسند باید افشا نمود. زیرا حق مردم است که حقیقت را بدانند. مبارزه برای دمکراسی و برعلیه دیکتاتوری در دل خودش اُفت و خیزهائی دارد. یک سازمان واقعا مبارز و دمکراتیک باید از تنوع و گوناگونی نظرات استقبال کرده و برایش میدان باز کند. اما اگر نیرو و جریان و سازمانی بخواهد اش  ادامه‌ی مطلب...

۱۳۹۳ فروردین ۲, شنبه

شعرهای بهاری . شماره 20. 21.22.اسماعیل وفا یغمائی

 صبح نوروز است می بینم
غیر آن ساعت که بر برج بلند شهر «برج مارکار یزد»
دور دستی از زمان را پیشتر زانکه فراز آید
با نگاه خویش می بیند و می پاید
در میان صدهزاران بیشماران خانه در ایران
برسر هر خوان
در کنار زندگان و مردگان
در کنار مادران باز گشته زآنسوی آفاق گورستان
هفت ساعت
در گذرگاه زمان

ترانك نوروزي. شعرهای بهاری   شماره20

گو فراز آید بهاران. شعرهای بهاری.  . شماره 21

هفت ساعت!.شعرهای بهاری   شماره 22

ترانه بتو چه. شاهکار بینش پژوه. موسیقی و شعر و فرهنگ در صف اول نبرد با ارتجاع

۱۳۹۳ فروردین ۱, جمعه

تبریک نوروزی و تشکر «شاعر فرومایه» از دوستان فرا مایه

یکی از دوستان همراه با شادباش نوروزی خبر داد که در جریده شریفه «آفتابکاران» چهار مقاله توسط   آقایان ناصر آبادانی، اسماعیل هاشم زاده ثابت،عارف شیرازی و هرمز صفائی منتشر گردیده که در آن شماری از منتقدان و منجمله مرا نواخته اند. نگاهی به مقالات انداختم. شما نیز میتوانید در این لینکها مقالات را بخوانبد و نیزشعری را که آقای «سهند مهاجر» گویا در خشم از تلاشهای «محمد نوریزاد» سروده است و از هر لحاظ  ، شکل و محتوا جالب است  ......ادامه مطلب

رویای بهاری. غزل.شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی. شماره 19

خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
با جامه اي ز شبنم و لبخند و آفتاب
با چهره اي ز برگ گل و بوي خوب خاك
با ديده اي ز نرگس و اشكي در آن گلاب
در آن گلاب و اشك چه ديدم چو در چكيد
از چشم او به ديده ي من در عميق خواب
محرم نمانده هيچكس اي يار ورنه آه
مي گفتم آنچه بود در آن اشك در حجاب
با من بهار گفت نگه كن چه بوده اي

ادامه  شعر 

۱۳۹۲ اسفند ۲۹, پنجشنبه

وحی بهاری.اسماعیل وفا یغمائی

غزلی تازه و پیشکش به اهل عشق و شور وشعور

امشب به خانه ام دو- سه رطلی شراب هست
دو شاخه گل به رقص، در آن تنگ آب هست
ناز نی «کسائی» وبانگ خوش «بنان»
وز این دوگل که رفته، شمیم گلاب هست
شمعی و ظرف نقلی و عودی و مجمری
وز دودمان ماه! یکی آفتاب هست
تابم به دل نمانده ولی صد هزار شکر
در پیکرش چو زلفش ، بس پیچ و تاب هست

۱۳۹۲ اسفند ۲۸, چهارشنبه

بهار عبا پوش!!. اسماعیل وفا یغمائی

عيد آمد و نو كرد زمين باز قبا را  

بردوش فكند از گل و از لاله ردا را

گر نيست جهان سيد و اولاد پيمبر
از چيست كه او كرده چنين سبزعبا را؟
بنگر! كه چسان ريش زمين همچوفقيهان
روئيد و بر آن شانه زنان باد صبا را

ادامه بهار عبا پوش!!. اسماعیل وفا یغمائی

نوروزتان خوش باد اسماعیل وفا یغمائی

عيد آمد و نو كرد زمين باز قبا را

بردوش فكند از گل و از لاله ردا را
گر نيست جهان سيد و اولاد پيمبر
از چيست كه او كرده چنين سبزعبا را؟
بنگر! كه چسان ريش زمين همچوفقيهان
روئيد و بر آن شانه زنان باد صبا را
بنگر! كه به سر بسته كنون غنچه، عمْامه
منكر مشو اى جان پسر كار خدا را....
شب عید است وپایان  یکسال دیگر. با سال 1392  خداحافظی میکنیم وچون میدانیم مهمانی است که نمیتواند برگردد! الکی تعارف می کنیم و میگوئیم

- مفتخرمان کردید. بازهم تشریف بیاورید! منزل 

نوروزتان خوش باد اسماعیل وفا یغمائی



۱۳۹۲ اسفند ۲۵, یکشنبه

معرفی سایت جدید همصدائی

در راستای مبارزه برای آزادی و دموکراسی
سایت جدید و جالب همصدائی را ببینید، معرفی کنید و با آن همکاری کنید
http://hamsedaee.com  آدرس.
کلیک کنید .صفحه اوّل

تماس.hamsedayan.iran@gmail.com

محاکمه هویدا، گزارشی برای ثبت درتاریخ

دقایقی بعد دکتر غلامعلی حداد نیز با من تماس گرفت, آن زمان به ایشان ارادتی داشتم, اسم ایشان هم در لیست اضافه شد به گمانم به عنوان کمک فیلمبردار و بعد نوبت به علی لاریجانی رسید. ایشان هم از من خواست طفیل گروه شوند. ساعت شروع کار دادگاه مرتب به عقب می افتاد و فکر میکنم وقتی تیم به سمت دادگاه حرکت کرد چیزی در حدود ساعت نه شب بود. اگر حافظه ام درست یاری کند تا آنزمان, مهندس احمد جلالی, علی پایا وعلیرضا معدنچی (معروف به علی صفا و از بچه های مجاهدین خلق) نیز شال و کلاه کرده بودند و من هر کدام را به عنوانی در لیست گذاشتم  ادامه‌ی مطلب...

۱۳۹۲ اسفند ۱۹, دوشنبه

...تمام بادهای سرد جهان میوزند
قلب من اما
در میان گرمای قلبهای مردم من می تپد
نیرومندتر از 
تمام بادهای سرد جهان...

غزل. یوسف جوان جاویدان

  زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ~ حافظ
 غزل مروارید
موی بر باد بده تا بدهی بر بادم
گل به گیسو بنشان تا بکنی آبادم

نقش پروانه خوشرنگ که بر تارک تست
می درخشد همه شب خاطره اش در یادم

پیش ازانی که زنم پر به سر خانه دوست
یکسر از بام جهان بر دل خاک افتادم
 
ادامه غزل. 

با تاریخ ایران اشنا شویم. مستند هخامنشیان.


۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

درویشی و کلامی از ابوالحسن خرقانی.


ده غزل بهاری. اسماعیل وفا یغمائی

اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی.گفتگوی دوازدهم و سیزدهم در مورد زنان.باز نشر بمناسبت هشتم مارس

 کجاست آن دوست داشتن و آن بوی خوش؟ . بوی خون و درد و رنج و عفونت زخمهای به چرک و خون نشسته دهها میلیون و صدها میلیون زن مسلمان در زیر تازیانه مذهب است که دماغ تاریخی ما را نوازش می دهد نه بوی خوش.در طول این چهارده قرن، از افراد گذشته، کجاست جماعتی از زنان که به آزادی نفسی بر اورده . - ادامه .ساقی گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  گفتگوی دوازدهم.زنان. زنسالاری و مردسالاری. زنان و اسلام و یهودیت.حجاب
 __________________________________________________________
اینجا چه موفق باشم یا نباشیم باید جلوی ترهات ایستاد. اینجا باید گفت فاطمه و زینب و خدیجه و دهها بانوی مقدس دیگر متعلق به حیطه مذهب مردم و فرهنگ مذهبی مردم هستند و بگذارید در همان حیطه خودشان بمانند. اما اگر می خواهید آنها را وارد حیطه مبارزات سیاسی و اجتماعی و انقلابی بکنید اینجاست که می گوئیم اینان علیرغم نقش غیر قابل انکارشان در میان باورهای مذهبی مردم هیچ نقشی در تاریخ سیاسی  ایران نداشته اند   ادامه گفتگوی سیزدهم.ادامه زنان و حجاب. زنانگی. جامعه کنونی و کهن ایران و زنان. نوروز

۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

آسیدعلی مواظب سلامتی خود باشید محمدرضا روحانی

بدون سلام، تعارفات، تقدیم احترامات معمول و غیرمعقول، در عالم دشمنی صریح و آشتی‌ناپذیر، برای شما آرزوی سلامتی و طول عمر دارم. سنجاق کردن توده‌‌ای کلمات قلمبه سلمبه، القاب و سیرداغ به نعلین، عبا و عمامه شما کار سختی نیست. عیب کار آنست که باد کردن ولی‌ مطلقه فقیه یا هر نوع رهبر دیگری تنها کمکی است به فروبردن بیشتر او در لجنزاری که برایش خلق‌ شده است. بر عفونت وجودش بیش از پیش می‌افزاید. گندابی که او را فراگرفته بدبوتر و آزاردهنده‌تر خواهد کرد: فکر می‌کنم کسی جرأت ندارد آئینه‌ای در مقابل شما بگیرد تا بتوانید سلف تاریخی خود را در «اخبار» ببینید. من این خدمت را با شوق می‌‌پذیرم. ادامه‌ی مطلب...

۱۳۹۲ اسفند ۱۴, چهارشنبه

همنشین بهار.مکتب فرانکفورت، مکتب اندیشمندان تیزبین Die Frankfurter Schule

مکتب فرانکفورت، مکتب اندیشمندان تیزبیناین بحث در مورد مکتب فرانکفورت Frankfurter Schule است که بیش از هر چیز، به خاطر ارائه برنامه‌ای که «نظریهٔ انتقادی جامعه» خوانده می‌شود، شهرت یافته‌است. هدفِ نظریه انتقادی که تأثیر شگرفی بر اندیشه سیاسی و اجتماعی قرن بیستم بر جای گذاشت رها ساختن انسان از بند جریاناتی است که او را به بردهٔ خود بدل کرده ولیکن این بردگی را اطاعت آگاهانه و خودخواسته جلوه می‌دهند. مکتب فرانکفورت، مکتب اندیشمندان تیزبین
-----------------------------
توضیح: در ویدئوی ضمیمه   دکتر کریم قصیم نیز  در پایان کلیپ در همین مورد  صحبت کرده اند  که بحث را بسیار غنی میکند حتما توجه بفرمائید.دریچه زرد

۱۳۹۲ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

خاطرات خانه زندگان (۳۸) قلب دلائلی دارد که مغز از آن آگاه نیست .همنشین بهار

خاطرات خانه زندگان (۳۸) دقایقی بعد ما دو تا را سوار یک کامیون کردند. از ترس یک کلمه با هم حرف نمی‌زدیم. اصلا نمی‌دانستیم کامیون دارد کجا می‌رود. چشمانمان را هم بسته بودند. یک‌جا ماشین ایستاد. یک نفر آمد و با تحکم داد زد یالله چشم‌بندا را بیاندازید توی کامیون و بپرین پائین. .خاطرات خانه زندگان (۳۸) قلب دلائلی دارد که مغز از آن آگاه نیست 

عاشقانه های بی تاریخ. شماره چهل ویک تا پنجاه اسماعیل وفا یغمائی. به پیشواز هشت مارس برویم

ترا دوست دارم ای محبوب
ای معشوق، ای زن
تا نه نیمی از جهان
بل تمام جهان را ، تمام آدمیان
را دوست داشته باشم
ترا دوست دارم ای محبوب
تا تمام زنان را دوست داشته باشم
حتی زنانی که مرا ترک کرده اند
و زنانی که ترکشان گفته ام

ترا دوست دارم ای محبوب
تا طبیعت را
و جان زنانه طبیعت را دوست داشته باشم
طبیعت را که می روید وبارور می شود
طبیعت را که می زاید و میبخشد و میپرورد
چون زنی، مادری، معشوقی، خواهری و یا دختری
طبیعت که ما را چون مادری از آغوش خود بر می آورد
چون زاده می شویم
و طبیعت که ما را در آغوش می کشد
چون میمیریم

ادامه عاشقانه های بی تاریخ. شماره چهل ویک تا پنجاه اسماعیل وفا یغمائی

۱۳۹۲ اسفند ۱۲, دوشنبه

ترس سیاسی اسماعیل وفا یغمائی

در آغاز نوشته میخواهم تاکید کنم، این  در پایه و مایه یک نوشته تئوریک وبی زمان است.میخواهم فقط یک مقوله را توضیح بدهم نمی خواهم به کسی بر بخورد.واقعا. اما اگر به کسی برخورد مهم نیست و کاری نمیشود کرد. میخواهم آنچه را مینویسم و در حیطه تجربه ای تلخ  قرار دارد فهم شود.
ترس سیاسی کادر خاص خود را دارد.ترس سیاسی از نیروئی که بر تخت حاکمیت نشسته است معنائی ندارد. مثلا من و امثال من از خامنه ای ترس سیاسی نداریم.هر دو طرف سر جای خود قرار دارند. زمان ترس سیاسی از خامنه ای و امثال او سالهای قبل از حاکمیت او وسیستم ملایان بود که گذشت و رفت و ما هرگز دچار ترس سیاسی نشدیم، که هیچ بلکه بر خلاف بزرگانی چون، «کسروی» و «میرزا آقاخان کرمانی» و «جلیل محمد قلی زاده» و ادامه ترس سیاسی اسماعیل وفا یغمائی

۱۳۹۲ اسفند ۱۱, یکشنبه

سرود قدیمی ای وطن اثر استاد علی نقی خان وزیری تار: کیوان ساکت آواز: فاضل جمشیدی پیانو: هومن خلعتبری


کشور ما کشور ایران بود / مسکن شیران و دلیران بود
رستم دستان جهان پهلوان / پست از او گشت سر سروران
ای وطن ای حب تو آئین من / دوستیت کیش من و دین من
دولت و اقبال تو پاینده باد / نام بلندت به جهان زنده باد
کشور ما کشور ایران بود / مسکن شیران و دلیران بود
بی تو وجود من یک دم مباد / سایه تو از سر من کم مباد
ای وطن ای حب تو آئین من / دوستی ات کیش من و دین من
دولت و اقبال تو پاینده باد / نام بلندت به جهان زنده باد